تاریخ انتشار: ۰۸:۴۳ - ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
چند سالی است که برخی از ایرانی ها در ایام کریسمس درخت کاج می خرند و تزئین می کنند. این ایرانی ها لزوما هموطنان ارمنی و مسیحی ما نیستند. از آن طرف می بینیم و می شنویم که برخی به جشن های ولنتاین و هالووین هم پیوسته اند. در این باره دو نظر وجود دارد. برخی با دفاع از پیوستن خود به این جشن ها می گویند چون در شیوه کنونی اجرای فرهنگ ایرانی جشنی و نشاطی وجود ندارد مجبوریم ما هم به ذائقه جهانی عمل کنیم. در آن سو اما منتقدان و مخالفانی هم وجود دارند...

رویداد۲۴-چند سالی است که برخی از ایرانی ها در ایام کریسمس درخت کاج می خرند و تزئین می کنند. این ایرانی ها لزوما هموطنان ارمنی و مسیحی ما نیستند. از آن طرف می بینیم و می شنویم که برخی به جشن های ولنتاین و هالووین هم پیوسته اند. در این باره دو نظر وجود دارد. برخی با دفاع از پیوستن خود به این جشن ها می گویند چون در شیوه کنونی اجرای فرهنگ ایرانی جشنی و نشاطی وجود ندارد مجبوریم ما هم به ذائقه جهانی عمل کنیم. در آن سو اما منتقدان و مخالفانی هم وجود دارند...

حسن فرامرزی

 

چند سالی است که برخی از ایرانی ها در ایام کریسمس درخت کاج می خرند و تزئین می کنند. این ایرانی ها لزوما هموطنان ارمنی و مسیحی ما نیستند. از آن طرف می بینیم و می شنویم که برخی به جشن های ولنتاین و هالووین هم پیوسته اند. در این باره دو نظر وجود دارد. برخی با دفاع از پیوستن خود به این جشن ها می گویند چون در شیوه کنونی اجرای فرهنگ ایرانی جشنی و نشاطی وجود ندارد مجبوریم ما هم به ذائقه جهانی عمل کنیم. در آن سو اما منتقدان و مخالفانی هم وجود دارند که این رفتارها را نشانه از خودبیگانگی و از خودباختگی فرهنگی و فکری می دانند. به عنوان مخاطب "ایران" دیدگاه شما در این باره چیست؟ ریشه های این پدیده اجتماعی و فرهنگی کجاست؟ چه تجربه ای در این باره دارید و اگر منتقد این پدیده ها هستید  برای اصلاح رویه چه باید کرد؟ این طرح موضوع و پرسش هایی است که صفحه خوانندگان ایران پس از آن که چند پیام مشابه از سوی مخاطبان خود دریافت کرد به آن پرداخت. ما از مخاطبان خود به صورت تلفنی، پیامکی و درکانال خواستیم دیدگاه خود را در این باره مطرح کنند و البته سعی کردیم با کم ترین ممیزی این نظرات را در اختیار شما قرار بدهیم.

جوان ها نسبت به کشور دلگیری دارند و با این جشن ها اعلام می کنند

مرضیه صفایی- 462...0917: این موضوع لزوما بد نیست که جوان ایرانی هم کریسمس را جشن بگیرد، در صورتی که با اعیاد و جشن های کشور خودمان آشنا باشند که چه بهتر. شاید چون جشن های سنتی خودمان به صورت سراسری صورت نمی گیرد کمتر به چشم می آید و برای افراد زیاد هیجان انگیز نیست. از طرفی دلگیری ها از کشور خودمان آن قدر زیاد است که نسل جدید می خواهند بین آنچه که هستند و آنچه دوست دارند باشند تمایز قایل شوند و به نوعی می خواهند از فرهنگ خودمان دور شوند.

قرار نیست ذائقه فرزند من در جشن، شبیه ذائقه من باشد

حامد رضاپور - تماس تلفنی:  خب ما به دنبال بهانه هایی برای شاد بودن هستیم و این جشن های خارجی و تقلید از آنها می تواند کمک کننده باشد. قطعا فرهنگ نیز تغییر کرده علایق منِ دهه هفتادی با یک دهه شصتی کاملا متفاوت است. دید بازتر و تمایل به شناخت فرهنگ های مختلف دارم و یا گاه دچار از خود بیگانگی فرهنگی. هر چه که نامش باشد از نظر من زیباست. برای من هر وقت دور هم جمع بشویم و کنار عزیزانم باشم جشن و شادی هست. اما نباید انتظار داشته باشم ذائقه من با ذائقه فرزندم یکسان باشد؛ تا جایی که توانسته م از جشن ها و سنت های قدیمی کشورم به فرزندم گفته ام اما الان دیگر همه چیز جهانی شده و بچه ها دوست دارند از آداب و رسوم دیگران هم تقلید کنند. نمی توان گفت دچار از خود بیگانگی فرهنگی شده ایم؛ بیشتر تنوع را دوست داریم،  ضمن اینکه ما به سوگواری ها بهای بیشتری می دهیم تا شادی های دسته جمعی. شادی های مان احتمالا حالت تک خوری دارد. رقص و پایکوبی های محلی و آیین های زیبای اقوام مختلف در کشور خودمان که پرده نقاشی هفت رنگی هست را به تصویر نکشیده ایم؛ با توجه به ضریب نفوذ بالای شبکه های اجتماعی در بین جوانترها  میتوان از این پتانسیل استفاده مثبت در راستای شناسایی جشن هایمان کرد و اینکه خانواده ها به جشن ها و اعیاد بهای بیشتری بدهند.کمی هم طبق سلیقه فرزندان مان عمل کنیم.

جشن فقط یک خط قرمز دارد: مزاحم کسی نشوی

مژده سهرابی - کانال تلگرام ایران: شاد بودن جشن گرفتن و دور هم بودن با هر دلیلی خوب، پسندیده و توصیه شده کاملا بستگی به شخص خانواده و میلش داره تا وقتی مزاحم کس دیگه نشده، ربطی به دین و جامعه و فرهنگم نداره.

وقتی از چیزی نهی شویم به دنبال جایگزین خواهیم بود

294...0912: سوال تان باعث شد من به دنبال ریشه های تاریخی هالووین و ولنتاین باشم. نگاهی انداختم به دنیای مجازی و ریشه های سنتی این جشن ها برایم جالب بود. همسان جشن ولنتاین، روز عشاق یا سپندار مذگان در ایران باستان هست اما خب گویی عشق به مذاق ما مذموم و ناخوشایند است. هرچند ریشه این سنت در فرهنگ ما زیباتر از غرب است.وقتی از چیزی نهی شویم به دنبال جایگزینی برای آن هستیم. تجربه ای در زمینه این جشن ها ندارم؛ اگر باب آشنایی با سنت های کهن کشور خودمان باشد نیازی به همرنگی با جماعت خارجی نخواهد بود.

یادبود عشق را دوست دارم اما طبق فرهنگ مردم خودم

760...0912: راستش از نظر من توجه و دقت به هر عملی بهتر از احساسی و ظاهری عمل کردنه. اینکه هر عملی به خاطر بقول معروف باکلاس بودن و طرفدار داشتن در بین اطرافیان و دوستانمون برامون بشه سمبل و دستور کار بی توجه به فلسفه، علت یا عمق  مسأله یکم سطحی نگری مون رو میرسونه. یه موقعها حتی خرافات اونا رو هم بدون فکر میکنیم الگوی رفتاریمون، فرهنگ ما هم قدمت داره و هم برای هر یادبودش یه فلسفه. هرچند سالها تحت تاثیر هزار جور حمله و زیر و رو شدن قرار گرفته اما بازم اصیل و خاصه. من یاد بود عشقو دوست دارم اما ترجیح میدم طبق فرهنگ مردم خودم  یادش کنم.

بالادستی ها جشن های ملی و اسلامی را کم رنگ کردند

احسان شیرزاد - تماس تلفنی: من شخصا با این رویه مخالفم. از طرفی با همسان سازی هم مخالفم ، یعنی اینکه بگیم ما هم معادل این جشنها رو داریم و در فلان روز یا بهمان روز از مهر یا آبان و....زرتشتیان چنین و چنان میکردند. با همه احترامی که برای سایر ملل و جشنها و مراسمشون قائلم از اجرای اونها در کشور خودم خوشحال نیستم و این رو نوعی خودباختگی میبینم. البته از دلایل اصلیش کمرنگ کردن جشنهای ملی خودمونه و کمرنگ شدن عرق ملی و عزت نفس که مسببش هم تصمیم گیری بالادستی هاست با روبرو قراردادن جشنهای ملی در برابر جشنهای اسلامی که باعث کمرنگی هردو شده و از طرفی خانواده ها با ذوب در فرهنگ و تکنولوزی غربی احساس ترقی و تمدن بهشون دست میده و از تبعات این احساس همین عملکرده.

به هیچ مناسبتی اعتقاد ندارم

هانیه صادق زاده - تبریز - کانال تلگرام ایران: من کلا به هیچ مناسبتی اعتقاد ندارم چون بدعت هستند و انتظارآفرین. هدیه دادن و گرفتن فوق العاده ست یا جشن گرفتن فوق العاده ست ولی نباید قالب خاصی بدیم چون شاید امسال امکان داشته باشید ولی سال بعد امکان نداشته باشید اون وقت بخاطر انتظاری که دارید احساس ناکامی میکنید.

برای ما همین دورهمی با دوستان در پارک کنار قبرستان شهر بس

سید صادق نوربخش- ایلام - 108...0935: برای ما که در شهرستان های کوچک هستیم شاید کریسمس و هالوین و ولنتاین بی معنی باشد؛ برای ما همین دورهمی با دوستان در پارک کنار قبرستان شهر بس اما چه اشکالی دارد جوانها بهانه ای برای جشن و شادی داشته باشند حالا گیریم برگرفته از کشوری دیگر؛ وقتی خودمان جشن های ملی شاد نداریم وقتی قصه های قدیم های مان را گم کرده ایم و بساط دورهمی های مان برچیده شده است.

سوال شما سرک کشیدن در زندگی مردم است

774....0919: لطفا بزارید هرکی، هرکاری دوست داره بکنه، چقدر واسه همه چی می خواین نسخه بپیچید، چقدر تو زندگی مردم، سرک می کشید، اگه دل مردم به این جشنا خوشه، بزارید خوش باشن.

علاقه به کریسمس و هالوین به خاطر نمادهاست

مریم سهرابی – تماس تلفنی: من واقعا مطالعه ای از نظر اجتماعی در این باره ندارم ، لذا نظر شخصیمو میگم. به نظر من یکی از دلایل علاقه نه تنها ایرانیها  که خیلی ملیت های دیگه به مناسبتهایی مثل کریسمس و هالوین، قدرت بسیار بالای نمادها و نمادسازی بسیار حساب شده برای این مناسبتهاست. در مناسبتهای ملی هم به نظر من ، نوروز چون همیشه با نماد - هفت سین و شیرینی و آینه و آب - همراه بوده، بیش از سایر مناسبتها ارج نهاده‌ شده و در سالهای اخیر که یلدا، نمادهای قوی تر و همه گیر تری پیدا کرده، مجددا داره جایگاهشو به عنوان یک جشن ملی به دست میاره. من فکر میکنم یکی از دلایل موندگاری عزاداری عاشورا، علاوه بر جنبه های قدسی و دینی و این حرفهاش، طراحی نمادهای قدرتمند و مراسم سازی بوده، چیزی که در سایر مناسبتهای اسلامی حتی غدیر نداریم و لنگان لنگان داریم سعی میکنیم حفظشون کنیم. به نظر من مردم برای شادی، یا حتی عزا، نیاز به نماد دارن و ما ایرانیها بسیار ضعیف عمل کردیم در این رابطه. به نظرم هر مناسبتی که نمادهای بیشتری همراهش باشه، خاطرات بیشتری برای کودکانِ درونِ اون فرهنگ‌ میسازه، و افراد بیشتری اون مناسبت رو به صورت نوستالژی میبینن و تمایل بیشتری به حفظ اون مناسبت احساس خواهد شد.

مردم سراغ جشن های خارجی رفته اند چون ما فقط عزاداری نشان می دهیم

داوود بهمنی - 315...0915: در شهرهای بزرگ یا به عبارتی در کلانشهرها شاهد چنین تغییرات فرهنگی هستیم و بیشتر جشن های خارجی در قشر جوان  و نوجوان برگزار می شود. از نظر برخی نشانه فرهنگ برتر هست و به نوعی فاصله فاحشی با فرهنگ و جشن های ملی خودمان گرفته ایم. از نظر من میزان زیادی از این تغییرات و سوق دادن افراد به سمت جشن های سایر ملل بخاطر این است که رسانه های جمعی ما کاری برای شناساندن جشن های قدیمی خودمان انجام نداده اند و بیشتر مراسم عزاداری برجسته شده است.

جشن های ملی پررنگ نشان داده نمی شود

712...0910: جشن های سایر ملل برای نسل جوان ما جذابیت بیشتری دارد؛ برخی به علت سفرهای خارجی و آشنا شدن با کشورهای دیگر است، برخی نیز برای همرنگی با جماعت همسالان و تقلید از دوستان شان به سان خارجی ها جشن می گیرند.البته از نظر من این امر بد نیست؛ زمینه آشنایی با سایر ملت ها برای جوان ها فراهم می آید. نشاطی هم ایجاد می شود، چرا که در کشور خودمان جشن های نوروز هم چندان پر رنگ نشان داده نمی شود. رقص و آوازهای قدیمی هم نیست و جوانان با رسم و سنت های کشور خودمان آشنایی ندارند. زنده شدن آیین و رسوم خودمان در محدوده خانه بزرگان فامیل است که شاید با حوصله صورت نگیرد و بخشی هم بر عهده صدا و سیما که شاید در این زمینه کم کاری کرده اند.

تصاویر زیبای جشن کشورهای دیگر کنجکاوی ات را برمی انگیزد

هانیه کاظمی – کانال تلگرام ایران: شبکه های اجتماعی و تصاویر زیبا از جشن های کشورهای دیگر باعث می شود من برای جشن های کشورهای دیگر کنجکاو شوم و به نظرم زیبا بیاید؛ هر چند رسوم کشور خودم مثل عید نوروز و یلدا هم برایم بسیار زیباست و مسلما به جشن های کشورهای دیگر ترجیح می دهم ولی در کشور خودم و در تلویزیون خیلی کم پیش می آید شادی به جامعه تزریق شود.

ایرانی ها اجازه شادی دسته جمعی را ندارند

یاشار مهدوی - تبریز - کانال تلگرام ایران: در فرهنگ و اصالت ما ایرانی ها جشن ها و مناسبت هایی که بتوان شاد بود و انرژی آزاد کرد وجود دارد اما از آنجایی که ایرانی ها نمی توانند زیاد شاد باشند و در واقع در بیشتر موارد اجازه شادی دست جمعی پیدا نمیکنند از همین رو ناگزیر به فرهنگ بیگانه پناه میبریم و در خفا فرهنگهای بیگانه را جشن میگیرند.

 

مهم این است که بدانیم از جشن چه می خواهیم

راضیه رفیع - تماس تلفنی:  یه بار چند وقت پیش با یکی از دوستام که کانادا زندگی میکنه و پست گذاشته بود درباره مناسبتای هر کشور و به طور خاص کریسمس کلی سر این موضوع گپ زدیم، اون دلش نمیخواست بچه‌اش با فرهنگا و مناسبات اونور بیشتر از اون چیزایی که خودش تو ایران باشون بزرگ شده بزرگ بشه!

حالا یه دوست دیگه‌ام که آمریکاست میگفت خیلی سعی میکنن با جوامع اسلامی مراوده داشته باشن و بچه‌هاش خیلی شدید مسلمونن دوستم میگف هیچوقت به این دید بش نگاه نکرده بودم که این اسامی شاید تو جامعه‌ حال حاضر ایران مد نیستن و ضایعن اما تو جامعه‌ آمریکایی‌ای که دخترام دارن بزرگ میشن موضع‌گیری خاصی به این اسامی نیست.

به نظرم من باید نگاه کنیم به این که چی میخوام از همچین مناسبتایی و البته آگاهم باشم به اینکه انتخابشون برای بچه‌ام ‌پس‌ فردا روزی چه تبعاتی تو تربیت و هویت و انتخابایی که میکنه داره! من وقتی تکلیفم با خودم و زندگیم مشخص باشه تکلیفم با مناسبات، فرهنگ ها و ادیانی که انتخاب نکردمم روشنه، البته من با مناسبت هایی که به نحوی حس مهربانی رو‌گسترش بدن و‌ تزریق محبت و‌ شادی و ‌انرژی مثبت در بین افراد باشن مخالفتی ندارم به شرطی که ریشه و‌تاریخچه اون رسم خوب باشه و ‌با اعتقادات و فرهنگ ما مغایر نباشه، تبریک سال نو‌میلادی در واقع تبریک برای میلاد حضرت مسیح هست و‌ چرا باید مغایرت با اعتقاد من داشته باشه ؟ تاریخچه ولنتاین جالبه و به این بهانه با شیرینی و‌شکلات در کنار کسی باشیم که دوستش داریم چه ایرادی داره ؟در مورد ریشه جشن هالوین اطلاعات زیادی ندارم لذا اظهار نظر نمیکنم اما در کنارش بسیار تاکید دارم که به سنت های فرهنگی و ایرانی و‌مذهبیمون توجه بیشتری بشه !

برگزاری این جشن ها بلامانع است

وحید پژمان - کانال تلگرام ایران: بجز کریسمس که مختص دین مسیح می باشد  بقیه جشنها در بسیاری از کشورها انجام میشود و لذا انجام آن در کشور ما هم بلامانع میباشد. در کشور ما جشنهای قدیمی ایرانی بسیاری وجود دارد که می توان به آنها نیز توجه نمود.

تجربه پسر من از جشن های اسپانیا

افسانه محمودی- رشت - تماس تلفنی: اگه اجازه بدید من تجربه خودم رو در این مورد بگم.  پسر من پنج سال دوران ابتدایی رو در اسپانیا مدرسه رفت و در مدرسه با پیشینه و فلسفه جشنها و رسومات آنها آشنا شد. و اونقدر این آموزش موثر بوده که هنوز هم براش جالبن. درسته که در شیوه جشنهای ایرانی نشاط چندانی باقی نمونده ولی در مورد همین حداقلها هم چیز زیادی نمیدونیم و آیین مشخصی نداریم و رسم هامون کاملا محلی و حتی خانوادگیه و نه ملی.  پسر من در مورد جشنهای اسپانیولی حرفهای بیشتری برای گفتن داره تا من در مورد جشنهای ملی مون. جالبه که مثلا هالوین که رسم  امریکاییه در اسپانیا جشن گرفته نمیشد و کمتر از ایران شناخته شده بود چون  هیچ نیازی بهش احساس نمیشد و به قدر کافی جایگزین براش وجود داش. من شخصا با تقلید صرف از جشنهای خارجی مخالفم و  عمل به ذائقه جهانی خیلی برام جالب نیست و بیشتر دوست دارم که روی شیوه اجرای جشنهای ایرانی و آموزش فلسفه و فرهنگ و رسوم اونها از دوران کودکی کار بشه اما نمیدونم در شیوه آموزش ما چه اشکال اساسی وجود داره که کاملا بی اثره!!!

فرهنگ ایرانی شلم شولبا شده است

بدون نام – کانال تلگرام ایران: به نظر من خیلی داره فرهنگمون عوض می شه و از نظر من یه آش شلم شولبا شده از فرهنگ ایرانی خارجی اسلامی انگار همه چی قاطی شده و هرکی یه قسمتش رو گرفته رفته دنبالش و فکر کنم یه دلیلش عدم هویت و بی هدفی هست که حاکم بر جامعه شده خصوصا جامعه جوان ها. من نمی گم واقعا رفتن دنبال این جشن ها خوبه یا بد اما علتش فکر می کنم فرهنگ سازی ضعیف باشه.

هر چیزی میتونه بهونه ای باشه برای شاد بودن

بیتا برهمند – کانال تلگرام ایران: هر چیزی میتونه بهونه ای باشه برای شاد بودن. به نظر من مشکلی نداره اگه کسی دوست داره جشن ولنتاین یا هالووین بگیره و این رسومات رو انجام بده.

فرهنگ ایرانی دچار خلأ معنایی شده است

دکتر مهدی جمشیدی - جامعه شناس – تماس تلفنی: بحث از هویت یکپارچه در روزگار ما دور از تصور است. در زمانه ای که راه انتقال فرهنگ های مختلف به اندازه کلیک روی یک دکمه است، صحبت از یکپارچگی فرهنگی و اصالت ناب فرهنگی محلی از اعراب ندارد. مساله اصلی از آنجا نشات می گیرد که یک فرهنگ قدرت مند جهانی در سایه فرهنگ غرب در حال رشد و نمو است که فرهنگ های منطقه ای و محلی را تحت تاثیر قرار می دهد.  مادامی که فرهنگ های کلاسیک بدون هر گونه پویایی تنها بر محور آنچه که دارند پیش می روند چیزی جز رکود عایدشان نمی شود. نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در کشورهای دارای فرهنگ چندین و چند هزار ساله این بدبینی را به وجود آورده که علت اصلی آن از منشأ فرهنگی است به همین دلیل نوعی ضد فرهنگ جایگزین این روند می شود و زمانی که فرهنگ درونی دچار تزلزل شد راه برای نفوذ هر فرهنگی که توان تاثیر گذاری را داشته باشد باز می شود. این روند در ایران نیز مشاهده می شود. فرهنگ ایرانی با توجه به عدم بازتولید نظام معنایی دچار خلائی شده است که فرهنگ های دیگر آن را پر کرده است. زرق و برق فرهنگ جهانی با نشانه هایی از قبیل کریسمس، بابا نوئل، ولنتاین، هالوین و ... نشان از تاثیر شگرف جهانی آن بر عرصه فرهنگ دارند چون فرهنگ های محلی فاقد توانایی لازم برای تولید محتوا در عرصه شادی، ارتباط، عشق و موارد روزمره ای است که انسان ها به آن اهمیت می دهند.

البته به صورت مطلق نمی توان گفت که ورود این جریان ها منفی است چون در وادی فرهنگ، تعاملات فرهنگی یک اصل است اما مشکل از آنجا آغاز می شود که نقطه مرکزی فرهنگی و به عبارتی هسته اصلی تولید معنا در یک فرهنگ مورد هجمه قرار می گیرد. در این شرایط نشانه های فرهنگ خودی جای خودش را به فرهنگ دیگری می دهد که خروجی آن دیگر مبنای درونی ندارد و به عرصه های دیگر زندگی هم نشت می کند که اعمال و رفتار و در کل هنجارهای جدیدی پدید می آورد. هنجارهایی که با روح فرهنگ میزبان کاملا بیگانه است. اگر بخواهیم برای اصلاح این روند راهکاری پیشنهاد کنیم باید امور معمول زندگی مورد توجه قرار گیرد اموری که از هسته مرکزی فرهنگی نشات گرفته باشد و منطبق بر روح زمانه باشد.

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین