تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵:۵۶ - ۱۴ خرداد ۱۳۹۵
گزارش رویداد۲۴ به بهانه سخنان اخیر باهنر مبنی بر بی‎رقیب نبودن روحانی در انتخابات ریاست‎جمهوری؛
در حالی که آغاز به کار مجلس دهم به عنوان یک مجلس معتدل، نوید همسویی و همکاری هرچه بیشتر دولت و مجلس را می دهد، برخی مخالفان دولت از هم اکنون موجی جدید مبنی بر تک دوره ای بودن ریاست جمهوری روحانی را آغاز کرده اند.
رویداد۲۴- در حالی که آغاز به کار مجلس دهم به عنوان یک مجلس معتدل، نوید همسویی و همکاری هرچه بیشتر دولت و مجلس را می دهد، برخی مخالفان دولت از هم اکنون موجی جدید مبنی بر تک دوره ای بودن ریاست جمهوری روحانی را آغاز کرده اند.

چهره ها و رسانه های اصولگرا و تندرو طی هفته گذشته بر این طبل کوبیدند، که در یک نمونه بارز، جعفر شجونی در اظهارنظری گفت: «همه ما باید تلاش کنیم که روحانی اولین رئیس جمهور 4 ساله ایران باشد»!

از سوی دیگر، محمدرضا باهنر طی روزهای گذشته در اظهارنظری اعلام کرد که «روحانی در انتخابات 96 رقیب دارد، اما این رقیب احمدی نژاد نیست.»

باهنر استدلال های خود را دارد که الزاما دلیلی برای صحیح بودن آنها وجود ندارد؛ اما باید این سوال را مطرح کرد که با فرض صحیح بودن ادعای باهنر، این رقیب کیست؟

با نادیده گرفتن محمود احمدی نژاد برای رقابت با حسن روحانی در انتخابات 96 که احتمال نامزدی او بسیار زیاد است، حداقل می توان به پنج چهره دیگر برای رقابت با روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آتی اشاره کرد؛ محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، سردار قاسم سلیمانی، سعید جلیلی و محمدرضا باهنر.

محمدباقر قالیباف

شهردار علاقمند به سیاست تهران در طول این مدت همواره ثابت کرده که سودای قدرت و یا حداقل جایگاه بالاتر را در سر دارد.

قالیباف با در اختیار داشتن ابزارهایی نظیر رسانه های متعدد و البته ساختن یک ویترین از خدمات شهری برای معرفی هرچه بیشتر مطرح شدن، در پی ایجاد پایگاه اجتماعی برای خود بوده و هست. 

وی حتی در ماه گذشته پا را از این نیز فراتر گذاشت و در اواخر عمر مجلس نهم، کلیه نمایندگان این مجلس که غالب قریب به اتفاق آنها اصولگرا بودند را به یک ضیافت شام سیاسی و البته تجملاتی به رستوران برج میلاد تهران دعوت کرد.

 فارغ از سوال اصلی در مورد منبع بودجه سرسام آور این ضیافت، این بحث مطرح است که این شام پیش از هرچیز به شدت سیاسی است و چه کسی است؛ چرا که تک تک 217 نماینده مجلس نهم که در مجلس دهم حاضر نیستند می توانند به عنوان بازوهای انتخاباتی قالیباف در شهرهای مختلف فعالیت کنند.

وی البته در هفته های گذشته در برنامه به اصطلاح طنز سیاسی «دکتر سلام»، در طعنه ها و کنایه های مختلف در جمع اصولگرایان و در حضور حسین شریعتمداری به تمسخر روحانی و دولت وی پرداخت.

قالیباف که در طول ریاست جمهوری روحانی همواره مواضعی مخالف وی اتخاذ کرده، به شدت سودای پست وی را در سر دارد اما حتی با وجود در اختیار داشتن ابزارهای لازم، به نظر نمی رسد در این راه به توفیقی دست یابد، چرا که حداقل تجربه ثابت کرده که قالیباف هر اندازه هوشمند و تبلیغاتچی خوبی باشد، باز هم مرد نبرد ریاست جمهوری نیست.

از سوی دیگر باید این موضوع را درنظر گرفت که قالیباف حتی روی اکثریت رای مردم تهران (که سال ها در این شهر برای خود تبلیغ کرده) نیز نمی تواند حساب باز کند و در این میان شهرستان ها از قاعده ای دیگر پیروی می کنند.

در کنار این موضوع نباید فراموش کرد که قالیباف سابقه نظامی گری و سیاست ها و تاکتیک های گازانبری دارد و جامعه ایران این موضوع را هنوز فراموش نکرده است و تمایلی ندارد که یک نظامی بر مسند بالاترین سمت اجرایی کشور تکیه بزند.

علی لاریجانی

مرد همواره هوشمند عرصه سیاست ایران و رئیس متوالی سه دوره مجلس، از مهم ترین گزینه های احتمالی رقابت با روحانی در ریاست جمهوری آتی به شمار می رود.

لاریجانی که همواره به یک اصولگرای معتدل شهره بوده، در مساله برجام مهم ترین نقش خود در مجلس نهم را ایفا کرد و گامی بلند برای کنار زدن مخالفت های کورکورانه با برجام برداشت؛ اقدامی که کاملا به مذاق دولت روحانی خوش آمد و البته موجب طرد وی از سوی اصولگرایان افراطی شد.

او در انتخابات مجلس دهم تحت حمایت لیست امید قرار گرفت و این موضوع واکنش ها را نسبت به وی شدت بخشید.

با تمام این تفاسیر، کاندیداتوری عارف برای ریاست مجلس، موجب رجوع مجدد اصولگرایان به لاریجانی شد و این بار، او در نقش ناجی اصولگرایان ظاهر شد و بار دیگر وجهه ای میان آنها یافت.

علیرغم تمام این تحولات ماه های اخیر، نمی توان از حمایت جامع اصولگرایان از لاریجانی در انتخابات 96 مطمئن بود؛ چرا که این جماعت بارها ثابت کرده اند که صرفا بنا بر مصالح و مواضع خود گام برمی دارند و البته وجود طیف های مستقیم در میان اصولگرایان، می تواند عاملی برای شکسته شدن رای های آنان میان کاندیداهای مختلف باشد.

به عنوان مثال، در صورت کاندیداتوری لاریجانی و چهره ای مانند سعید جلیلی، از هم اکنون می توان انشقاق دوباره میان طیف های مختلف اصولگرایان را پیش بینی کرد.

علاوه بر تمام این مسائل، به نظر می رسد مرد هوشمند و موقعیت شناس سیاست ایران، به درستی می داند که انتخابات 96 عرصه خرج کردن بلیت خود نیست و اینک که با مواضع دولت روحانی و حزب اعتدال و توسعه همراستا شده، می تواند به جای سوزاندن برگ های خود، با ریاست جمهوری مجدد روحانی، وی نیز برگ های خود را افزایش دهد.

سردار قاسم سلیمانی

سردار قاسم سلیمانی، فارغ از جهت گیری های سیاسی، بی شک یک قهرمان ملی برای ایران به شمار می رود؛ قهرمانی که اینک بسیاری از ایرانیان چشم امید به وی دارند.

با این وجود، عده ای بدون در نظر گرفتن وجهه مردمی و اجتماعی سردار سلیمانی سعی در وارد کردن او به عرصه سیاست و سیاسی بازی دارند؛ که از نمونه های بارز آن می توان به دعوت وی به جلسه فراکسیون اصولگرایان مجلس دهم و بهره برداری سیاسی از حضور او اشاره کرد.

این عده در دوره قحط الرجال خود، کمر همت بسته اند که قهرمانی همچون سردار سلیمانی را وارد این عرصه کنند و با استفاده از وجهه درخشان ملی او، به نفع خود و جریان خود کسب قدرت و منصب کنند.

اخیرا در محافل اصولگرایی بحث بسیاری حول محور کاندیداتوری سردار سلیمانی در انتخابات ریاست جمهوری 96 شنیده می شود، موجی که از هفته های پیش آغاز شده و به نظر می رسد ادامه خواهد داشت.

با تمام این تفاسیر نباید فراموش کرد که سردار قاسم سلیمانی به عنوان یک قهرمان و چهره ملی، از هوشمندی بسیاری برخوردار است و با این ترفندها وارد بازی سیاسی این جریان نخواهد شد. سردار سلیمانی شاید از نظر جهت گیری های سیاسی با چندی از طیف های اصولگرایی همسو باشد، ولی قطعا وارد این عرصه نخواهد شد، چرا که سیاست بازی های جریانات اصولگرایی، هیچ ارتباطی به اعتقاداتی که مدعی آن هستند، ندارد و سردار سلیمانی به صرف داشتن چنین اعتقاداتی، وارد این سیاست بازی ها نخواهد شد.

کما اینکه حسام الدین آشنا، مشاور حسن روحانی نیز هفته گذشته در یک پیام توئیتری، نوشت: «بگذاریم حاج قاسم در قله اسطوره ای دفاع از حریم و حرم بماند؛ نگذاریم او را چون محسن و باقر به کارزار کلید و گازانبر بکشانند.»

سعید جلیلی

رئیس اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای، نامی آشنا برای ایرانیان به شمار می رود؛ مردی از میان افراطیون جبهه پایداری که از مخالفین سرسخت برجام و دولت به شمار می رود و از هر تریبون و موقعیتی برای تخریب دولت استفاده می کند.

سعید جلیلی از بطن جبهه پایداری برخاسته و سعی دارد خود را کاندیدای رسمی نظام معرفی کند؛ سودایی که البته به جنبه های مختلف آن فکر نشده است؛ چرا که قطعا کاندیدای رسمی نظام، دست به تخریب و استهزا برجام نمی زند؛ چرا که برجام از سوی دستگاه های مختلف کلان نظام مورد تایید قرار گرفته و انکار کورکورانه آن کاری به شدت عبث خواهد بود.

سعید جلیلی نیز البته مانند قالیباف در سال 92 با روحانی به رقابت پرداخت و علیرغم تبلیغات گسترده دولت قبل برای او، جلیلی به رتبه سوم رسید. با این تفاسیر با دور بودن و در حاشیه رفتن برای چهار سال، اینک به نظر نمی رسد جلیلی حرفی برای گفتن داشته باشد.

از سوی دیگر، با به سرانجام رسیدن برجام توسط تیم دولت روحانی به رهبری ظریف، اینک ضعف های دیپلماتیک و تندروی های امثال جلیلی هرچه بیشتر بر جامعه ایران عیان شده؛ تندروی هایی که حتی بار دیگر گزینه نظامی آمریکا علیه ایران را روی میز رئیس جمهور ایالات متحده آورد. مطمئنا چهره ای چون جلیلی از پایگاه اجتماعی در جامعه ایران برخوردار نخواهد بود؛ چرا که دوره تندروی ها به پایان رسیده است.


محمد رضا باهنر

محمد رضا باهنر، که مدعی شده بود در اتخابات 96 روحانی رقیب انتخاباتی دارد شاید جدی ترین رقیب رییس جمهوری کنونی در این دوره از انتخابات باشد. چرا که او هم انگیزه و هم ابراز لازم برای ورود به این رقابت را در اختیار دارد.  

باهنر پس از درگذشت مرحوم حبیب الله عسگراولادی بر صدر بزرگترین ائتلاف اصولگرایی یعنی جبهه پیروان خط امام و رهبری به عنوان دبیر کل تکیه زد. جبهه پیروان خط امام و رهبری یکی از جریانات تاثیرگذار در میان اصولگرایان است و عموما در رقابت های انتخاباتی این جبهه نقشی تعیین کننده در معرفی نامزدهای اصولگرایان دارد. 

از این رو باهنر در صورت کاندیداتوری می تواند از حمایت طیف قابل توجه ای از اصولگرایان برخوردار باشد و در صورت ایجاد اتحاد و ائتلاف میان اصولگرایان می تواند رای لازم برای معرفی به عنوان نامزد نهایی این طیف کسب کند.
 
از سوی دیگر در صورت کاندیداتوری باهنر در انتخابات ریاست جمهوری، یکی از مهمترین سوالات در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی یعنی کنارگیری عجیب و غیر منتظره مرد پارلمان ایران پاسخ داده می شود.

باهنر سابقه هشت دوره پیاپی نمایندگی مجلس را دارد. او از دوره دوم تا دوره نهم عنوان نمایندگی مجلس را یدک کشیده است و در این نه دوره هم از جایگاه تعیین کننده ای در میان نمایندگان برخوردار بوده است.

قدرت رایزنی و لابی گری او را به مردی پشت پرده و لابی مجلس معرفی کرده بود به طوری که در شرایط حساس تصمیم گیری در مجلس در نهایت این تصمیم باهنر بود که جهت گیری های کلی مجلس با ایجاد صف بندی مطمئن در موضوعات مختلف، نقشی تعیین کننده داشت.

از این رو این احتمال وجود دارد که باهنر برای عقب نشینی از جایگاه نمایندگی مجلس انگیزه بالاتری داشته است که این انگیزه می تواند کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری باشد. 

اما یقینا از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که قبای ریاست جمهوری تا چه اندازه به تن محمدرضا باهنر گشاد است چرا که او فاقد وجاهت لازم برای کسب این جایگاه است و بعید است بتواند در انتخابات ریاست جمهوری قدرت لابی گری خود در مجلس را این بار در کل کشور به کار بگیرد و  آرای قابل توجه ای برای خود کسب کند.
   
هدر دادن سرمایه

با این تفاسیر به نظر می رسد که اصولگرایان در انتخابات 96 با یک قحط الرجال دیگر مواجه خواهند شد و با توجه به عملکرد موفق دولت روحانی در حوزه برجام و گسترش روابط بین المللی جمهوری اسلامی، حتی گزینه های محتمل اصولگرایان نیز به احتمال بسیار حرفی برای گفتن نخواهند داشت.

نتیجه ای که از این مسائل می توان گرفت آنکه اصولگرایان با در اختیار داشتن همین چند چهره، نباید برگ های خود را در انتخابات 96 خرج کنند، بلکه می توانند با سرمایه گذاری بیشتر روی این برگ های غیربرنده، آنها را برای انتخابات 1400 آماده کنند.
خبر های مرتبط
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۷
0
2
جریان اصولگرا شخصیت جذابی برای ارائه نداره. به این دلیل که خود اصولگرایی به مسیری رفته که جز دافعه چیزی نداره. طی یکی دو دهه اصولگراعی تداعی کننده چیزهایی شده که به مزاق مردم خوش نمیاد. تداعی کننده مرگ فرستادن بر این و ان، تنش افرینی و انزواطلبی، رجزخوانی و شعار بیهوده سردادن، تداعی کننده سانسور و فیلترینگ و ضدیت با اینترنت و شبکه های اجتماعی، تداعی کننده انحصارطلبی و ممنوع التصویری و ممنوع البیانی و حصر و رد صلاحیت و تهمت پراکنی، تداعی کننده گشت ارشاد و بگیر و ببند و برخورد لغو کنسرت ها و حمله به اماکن دیپلماتیک و بر هم زدن سخنرانی ها... بعد از اینکه اونها رو افراطی خطاب میکنند گلایه هم میکنند. خب این کارها اگه افراطی گری نیست پس چیست؟ با نام اصول و ارزش ها زندگی مردم رو با سختی و دشواری و فشار و محدودیت و محرومیت و مرارت همراه میکنید میخواید بهتون رای هم بدن؟ اگر همه اون نهادهایی که در قبضه قدرت خود دارند به رای مردم سپرده میشد و از رانت رد صلاحیت رقبا هم بی بهره میشدند که به طور کامل از عرصه سیاست کشور حذف میشدند. اصولگرایان اگر میخوان جایی در سبد رای مردم پیدا کنند باید تغییر رویه بدن و اصولگرایی رو بازتعریف کنند. تا وقتی اصولگرایی تداعی کننده این جور چیزها است جایی در میان مردم نخواهد داشت و فقط با زور و ارعاب میتونن خود رو در عرصه حفظ کنند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۲
0
0
رای من قالیباف
سیدحسام سید حسینی قهه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۵
0
2
رقابت محسوس و نامحسوس سیدحسام سیدحسینی قهه صاحب فن و مهارت و صاحب نظر تئوری نظام هدفمند در انتخابات ریاست جمهوری از قلم نیفتد (برای اطلاعات بیشتر رجوع به سایت http://nezamehadafmand.ir)
بی طرف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۷
0
1
حداقل این جمله را اصلاح کنید (( با توجه به عملکرد موفق دولت روحانی در حوزه برجام )!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین