صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 May 24
کد خبر: ۴۵۷۵۱۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۳۶ - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵

نقد تند روزنامه قدس به فیلم «تهران کنارت»؛ یک فیلم هنجارشکن و بد که خوب فروخت

روزنامه اصولگرای قدس در نقد «تهران کنارت» نوشت: این فیلم اگرچه به دنبال نمایش تجربه‌ای عاطفی از روابط جوان امروز تهرانی است، اما آن قدر در روایت و لحن، عاجز است که قصه‌های فرعی (مانند دختر و پسر در پمپ بنزین) کارکردی جز یک بیانیه اعتراضی شعاری و غلوآمیز ندارد.

رویداد۲۴| فیلم «تهران کنارت» که این روز‌ها با حواشی زیادی روبه‌رو شده و تا مرز توقیف هم پیش رفته است، هیچ چیز ندارد جز همین حواشی!

روزنامه قدس نوشت:فیلم جدید علی بهراد، فیلم ضعیف و الکنی است. فیلمی که برای فروش روی همین حواشی و تبلیغات حساب کرد تا با برچسب‌هایی مثل «ساختارشکنی» در یک فیلم ایرانی یا جنجالی‌ترین فیلم اجتماعی سال! سالن‌های سینما را پر کند، اما فیلم، نه قصه درستی برای روایت دارد و نه شخصیت‌پردازی حساب شده‌ای که مخاطب را اقناع کند. فقط چند صحنه از طنازی‌های بازیگر زن، شوخی‌های جنسی و پخش لحظاتی از صدای «سوگند» که حذفشان هم آسیبی به بدنه اصلی فیلم نمی‌زد، اما وجودشان به حاشیه‌سازی و تبلیغ برای فیلم کمک کرد.

فیلم «تهران کنارت» پیش از آنکه به‌خاطر کیفیت سینمایی‌اش دیده شود، درگیر موجی از حاشیه‌های سیاسی و فرهنگی شد؛ از کمپین‌های توقف اکران تا وایرال شدن تیزر فیلم که در آن سکانس‌های حرکات موزون بازیگر زن و صدای «سوگند» خواننده زن خارج‌نشین گنجانده شده بود. اتفاقی که این اثر را بیش از یک فیلم سینمایی، به یک پرونده جنجالی تازه در فضای فرهنگی ایران تبدیل کرد.

فیلمی که طی ۱۰روز اکران خود حدود ۸ میلیارد تومان فروخت، یکی از دلایل پر شدن سالن‌هایش، همین حرف و حدیث‌هایی بود که پیرامون آن ایجاد شد تا نزدیک به فیلم «نیم‌شب» (که از اواخر اسفند روی پرده سینما‌ها بوده و در فضا‌های رسمی هم برایش کم تبلیغ نشده است) بفروشد. در واقع راه‌اندازی کمپینی برای توقیف «تهران کنارت» و جنجال‌های پیرامون آن، به دیده شدن و فروش بیشتر این فیلم کمک کرد. در آن کمپین، مواردی همچون قبح‌شکنی، عادی‌سازی روابط نامشروع، استفاده از ترانه غیرمجاز و... که مروج سبک زندگی غربی و رفتار‌های خلاف شئون اسلامی و مغایر با شرع و عرف جامعه است مورد اعتراض بود و اینکه چطور چنین فیلمی از سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوز اکران گرفته است.

با این حال، پنجشنبه گذشته قوه قضائیه اعلام کرد در پی انتشار یک فیلم سینمایی با محتوای مغایر با عفت عمومی، پرونده قضایی برای دست‌اندرکاران آن تشکیل شده است، اما روز گذشته با دستور مرجع قضایی و نظارت وزارت ارشاد بنا شد محتوای غیراخلاقی از فیلم حذف و نسخه اصلاحی آن از سینما‌های سراسر کشور اکران شود.

اگرچه این کمپین پای قوه قضائیه را برای صدور حکم توقیف به ماجرا باز کرد، اما در عمل به دیده شدن و تبلیغ بیشتر فیلم منجر شد. فیلمی که نشان‌دهنده روایت غیررسمی از زیست برخی جوانان تهرانی است سبک زندگی که با گستردگی شبکه‌های اجتماعی چندان هم برای مردم ناآشنا نیست و حتی پیش از این هم بار‌ها در سینمای ایران، به تصویر کشیده شده است، ازاین‌رو با یک فیلم آوانگارد اجتماعی روبه‌رو نیستیم.

علی بهراد، نویسنده و کارگردان «تهران کنارت» در گفت‌وگویی تأکید کرده بود «می‌خواسته تصویر آن قشر از جوانانی را نشان دهد که سهمی روی پرده سینما نداشته‌اند و گروهی که مدت‌هاست به سینما نرفته و اتفاقاً مخاطب اصلی این فیلم هستند، یعنی بچه‌های جوان با میانگین سنی ۲۰سال را به سینما دعوت کند تا ببینند در سینما اثر و محتوایی وجود دارد که برای آنها ساخته شده است». نتیجه، اما اثری از کار درآمده که مانند شخصیت‌های اصلی که در رابطه، در کار، در زندگی و بسیاری از مسائل دیگر، پا در هوا هستند؛ فیلم هم بلاتکلیف است.

الکن در لحن و مضمون

قصه فیلم با بازگشت «لی‌لی» (آناهیتا افشار) به ایران برای حضور در عروسی دوستش آغاز شده و دیدار دوباره او با «پاشا» (علی شادمان) منجر به مرور خاطرات گذشته‌شان می‌شود. فیلم اگرچه تلاش می‌کند روایتی از رابطه دو جوان امروز تهرانی را نشان دهد، اما در قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی، الکن باقی می‌ماند.

فیلم بیشتر از اینکه قصه مشخص و جذابی داشته باشد، نشان‌دهنده موقعیت و برشی ماکتی از زندگی دو جوان پایتخت‌نشین است که رابطه ناموفقی دارند، اما به دلایل شکست این رابطه یا شکل‌گیری وابستگی و دل کندنشان از هم، در فیلم پرداخته نمی‌شود. به نظر می‌رسد فیلمساز در مواجهه با موقعیت‌های اجتماعی فیلم، کولاژی نامرتبط از چگونگی زیست جوانان تهرانی را کنار هم چسبانده است؛ از رستوران‌گردی و کافه‌گردی‌شان تا بازی‌های دسته جمعی، فیلم دیدن گروهی و میهمانی رفتن‌هایشان.

فیلم تلاش دارد روابط انسانی را در بستر شهری مثل تهران نشان دهد. از این‌رو بیشتر نما‌های بیرونی در نیمه شب گرفته شده تا آرامش و خلوتی شهر را زیر چراغ‌های روشن تهران نشان دهد و در لایه محتوایی، تنهایی، دلتنگی و فاصله نامرئی آدم‌ها را به تصویر بکشد، اما برای پر کردن حفره‌های فیلم‌نامه، روی موقعیت‌هایی مانور می دهد که خلاف روایت رسمی و عرفی جامعه است؛ از روابط آزاد و بی‌پروای شخصیت‌ها گرفته تا نمایش نوشیدن مشروبات الکلی (و مضحک‌ترین سکانس هم مربوط به حضور یک دقیقه‌ای مرد غریبه (با بازی علی مصفا) در سرویس بهداشتی رستوران و تعارف نوشیدنی الکلی به پاشا می‌شود).

از سوی دیگر فیلم در ساختار روایی خود، به جای اتکا به خط داستانی کلاسیک با فراز و فرود‌های دراماتیک مشخص بر مکث‌ها، سکوت‌ها و نگاه‌های شخصیت‌ها تکیه دارد و تلاش می‌کند در جا‌هایی لحنی شاعرانه و درون‌گرایانه پیدا کند، اما چون قصه ضعف دارد، در لحن هم دچار لکنت می‌شود مثلاً جایی که لی‌لی درباره اشک‌درآورترین خاطره‌اش حرف می‌زند و از مادرش می‌گوید، آن قدر اطلاعات قطره‌چکانی و کم است که نه تنها به شناخت مخاطب از این شخصیت کمکی نمی‌کند بلکه بر ابهاماتش می‌افزاید. اینکه والدین لی‌لی کجا هستند یا لی‌لی چطور در خانه‌ای لوکس زندگی می‌کند، خانه‌ای با تراسی بزرگ که می‌شود پاتوق دوستانه فیلم‌بینی را در آنجا برپا کرد یا وقتی «پاشا» در این موقعیت از خاطره تلخ بی‌پولی و گرسنگی‌اش می‌گوید، تجربه فقر او با تصویری که از خودش در فیلم نشان می‌دهد، مطابقت ندارد و باورپذیر نیست.

سوار بر روایتی سست

فیلم اگرچه ایده‌های بصری جذابی دارد، اما درگیر فقدان قصه و شخصیت‌پردازی است. «تهران کنارت» بیش از آنکه بر قدرت روایت استوار باشد بر خودنمایی بصری کارگردانش تکیه می‌کند. این فیلم اگرچه به دنبال نمایش تجربه‌ای عاطفی از روابط جوان امروز تهرانی است، اما آن قدر در روایت و لحن، عاجز است که قصه‌های فرعی (مانند دختر و پسر در پمپ بنزین) کارکردی جز یک بیانیه اعتراضی شعاری و غلوآمیز ندارد.

اگرچه در فیلم، تهران فقط یک لوکیشن نیست بلکه بخشی از مناسبات عاطفی و روانی شخصیت‌هاست، اما مشکل اصلی فیلم دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که این ایده فرمی، جای خالی یک قصه محکم و شخصیت‌هایی با هویت مشخص را پر نمی‌کند. در واقع بزرگ‌ترین ضعف فیلم، نداشتن یک درام منسجم است. فیلم بیش از اندازه به موقعیت‌های پراکنده و حس و حال لحظه‌ای شخصیت‌ها متکی است و در نتیجه، به‌سختی می‌توان از آن یک مسیر روایی مشخص بیرون کشید. روایت نه آن‌قدر دقیق و درست پیش می‌رود که تعلیق بسازد، نه آن‌قدر شخصیت‌محور است که تماشاگر را با خود همراه کند. «تهران کنارت» به دلیل ضعف ساختاری که دارد حتی در فرم هم حرفی برای گفتن ندارد، چون اطلاعاتی که به مخاطب می‌دهد، اندک و پراکنده است.

شخصیت‌پردازی هم جایی برای دفاع ندارد. شخصیت‌ها بیشتر به تیپ‌هایی شیک و در قاب نشسته شباهت دارند تا آدم‌هایی با گذشته، انگیزه، اختلافات و اشتراکات؛ چراکه فیلم برای نزدیک کردن مخاطب به جهان درونی شخصیت‌ها، اطلاعات جزئی و کافی نمی‌دهد. در نتیجه، رابطه‌ها بیشتر در سطح باقی می‌مانند. این ضعف و نقصان در فیلمی که قرار است بر بار احساسی روابط تکیه کند، ضعف کوچکی نیست!

فیلمی با مخالف‌خوانی‌های گل‌درشت

قاب‌ها، نورپردازی و میزانسن‌ها نشان می‌دهند فیلمساز دغدغه ساختن جهانی معاصر و چشم‌نواز را دارد، یک تهران شیک و شکیل، اما مشکل اینجاست که فرم بیش از حد بر محتوا غالب است. وقتی فیلم در خلق شخصیت‌های باورپذیر و موقعیت‌های دراماتیک ناتوان باشد، زیبایی بصری به‌تنهایی نمی‌تواند بار درام را به دوش بکشد.

«تهران کنارت» بیش از آنکه یک فیلم کامل باشد، مجموعه‌ای از چند قاب تماشایی است که همان‌ها هم به انسجام نرسیده‌اند به‌طوری که مخاطب در پایان، بیش از آنکه با سرنوشت شخصیت‌ها درگیر شده باشد، فقط درگیر حال و هوای فیلم می‌شود در حالی که در سینما باید «روایت» داشت نه فقط ایده‌های بصری با مخالف‌خوانی‌های گل‌درشت اجتماعی!

شاید این فیلم با تکیه بر ایده‌های بصری بتواند برای بخشی از مخاطبان جذاب باشد، اما فقدان قصه مشخص، شخصیت‌پردازی‌های کم‌عمق و تکیه بیش از حد بر فرم، آن را از رسیدن به یک اثر خوب بازمی‌دارد و عقب‌گردی برای فیلمساز است.

سینمای علی بهراد در «تهران کنارت» بیش از آنکه به فیلم‌سازی شبیه باشد به «ژست سینمایی» نزدیک شده است که تلاش کرده با نمایش نازلی از زندگی مدرن جوانان پایتخت و عبور از خط قرمز‌های مرسوم سینمای ایران برای فیلمش جنجال‌آفرینی کند.

از سوی دیگر فیلمساز چنان درگیر تصویرسازی‌های شیک و طراحی میزانسن‌های سانتیمانتال برای فضای شهری تهران شده که فراموش کرده سینما، پیش از آنکه به قاب‌بندی‌های چشم‌نواز وابسته باشد، به قصه‌ای برای روایت و شخصیتی برای همذات‌پنداری نیاز دارد. فیلم از همان دقایق ابتدایی، تماشاگر را در یک خلأ روایی رها می‌کند؛ خلأیی که جز لکنت روایی چیزی برای اثر به همراه ندارد.

شخصیت‌پردازی ویترینی فیلم از رابطه الکن دو جوان امروزی که با کمی دُز روشنفکری به شکلی ماکت‌گونه در لوکیشن‌های تهران چیده شده‌اند، نمی‌تواند جای خالی روایت و شخصیت‌پردازی را پر کند و فیلم بیشتر به یک کلیپ تصویری کش‌دار تبدیل شده است.

فیلمی که برای تماشاگر جدی سینما، نه خاطره‌ای عاطفی می‌سازد و نه پرسش فکری عمیقی ایجاد می‌کند، چرا که عمقی در روایت ندارد. شاید زمان آن رسیده که علی بهراد پس از «تصور» (که در فرم و روایت، جلوتر از اثر جدیدش بود) و حالا در «تهران کنارت»، از دنیای پر زرق و برق قاب‌ها فاصله بگیرد و دوباره به اصول اولیه سینما یعنی روایت‌گری و قصه‌گویی بازگردد.

نظرات شما