صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 May 24
کد خبر: ۴۵۷۵۷۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۱ - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

ریزش تونل زمان | تعطیلی من‌وتو و شکست پروژه نوستالژی‌سازی برای پهلوی

شبکه «من‌وتو» یک‌بار در آبان ۱۴۰۲ اعلام تعطیلی کرد، اما با آغاز جنگ ۱۲ روزه و اوج‌گیری پروژه سرنگونی، بار دیگر به‌صورت محدود و با تیمی کوچک به صحنه بازگشت. حالا این شبکه دوباره اعلام کرده پخش خود را متوقف می‌کند؛ توقفی که به وضوح نشانه شکست یک پروژه سیاسی-رسانه‌ای بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای که قرار بود از دل جنگ، تحریم و بحران، «رضا پهلوی» را به‌عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی تثبیت کند.

رویداد۲۴ | لیلا فرهادی- من‌وتو دوباره اعلام تعطیلی کرده است؛ شبکه‌ای که پیش‌تر نیز در آبان ۱۴۰۲ پایان فعالیت خود را اعلام کرده بود، اما چند ماه بعد، همزمان با تحولات منطقه‌ای، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۳ و سپس جنگ ۱۲ روزه، به شکلی نیمه‌فعال و محدود بازگشت. بازگشتی که حتی برخی کارکنان سابق این شبکه نیز اذعان داشتند با تیمی کوچک و در ابعادی بسیار محدودتر از گذشته انجام شده است.

حالا بیانیه تازه من‌وتو، اگرچه با ادبیاتی احساسی و رسانه‌ای نوشته شده و از «تغییر فضای رسانه»، «فشار مالی»، «قطبی شدن سیاست» و «حفظ هویت حرفه‌ای» سخن می‌گوید، اما در واقع نشانه پایان یک فاز مهم از پروژه رسانه‌ای جریان پهلوی است؛ پروژه‌ای که در سال‌های اخیر با هزینه‌های سنگین تلاش کرد «رضا پهلوی» را به‌عنوان رهبر اپوزیسیون ایران تثبیت کند.

من‌وتو؛ فراتر از یک شبکه سرگرمی


بیشتر بخوانید: گزارش آتلانتیک از شکاف در بین سلطنت‌طلبان | رد پای دو مشاوری که رضا پهلوی را از قصر راحتش در مریلند به تل آویو فرستادند


من‌وتو از ابتدا صرفاً یک شبکه تلویزیونی سرگرمی نبود. این شبکه، به‌ویژه از اواخر دهه ۹۰، به بخشی از ماشین رسانه‌ای جریان سلطنت‌طلب تبدیل شد؛ رسانه‌ای که تلاش می‌کرد با ترکیب نوستالژی، سرگرمی، مستند‌های تاریخی جالب_به لطف خروج آرشیو صدا و سیما از کشور_و بازسازی تصویری رمانتیک از دوران پهلوی با عناوینی چون «تونل زمان»، نوعی «حافظه جایگزین» برای بخشی از جامعه ایران بسازد.

این پروژه رسانه‌ای، خصوصاً در میان نسلی که دوران پهلوی را تجربه نکرده بود، موفقیت‌هایی هم داشت. سوءمدیریت‌های گسترده، فساد، بحران اقتصادی، تحریم‌ها و کاهش شدید کیفیت زندگی در ایران باعث شد بخشی از جامعه، بدون توجه به دلایل شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین انقلاب‌های قرن بیستم، به گذشته نگاه نوستالژیک پیدا کند؛ گذشته‌ای که رسانه‌هایی مانند من‌وتو و ایران اینترنشنال تلاش کردند آن را به‌عنوان «دوران طلایی ایران» بازسازی کنند.

من‌وتو در این میان نقش مهمی داشت؛ چون برخلاف رسانه‌های کاملاً سیاسی اپوزیسیون، از مسیر فرهنگ عامه، سرگرمی و روایت‌های احساسی وارد می‌شد. مستند‌های تاریخی، برنامه‌های سبک زندگی، موسیقی، آرشیو‌های تصویری و حتی نوع اجرا و دکور، همه بخشی از همین پروژه بازسازی ذهنی بودند.

جنگ و شکست پروژه آلترناتیوسازی


بیشتر بخوانید:

چرا شبکه من و تو تعطیل می‌شود؟

رضا پهلوی، نتانیاهو و توهم قدرت؛ چگونه ترامپ آتش به جان ایران انداخت؟ | گزارش تکان‌دهنده نیویورک‌تایمز از پشت پرده تصمیم به حمله


اما جنگ و تحولات پس از آن، معادلات را تغییر داد.

در ماه‌های منتهی به جنگ، بخشی از اپوزیسیون خارج‌نشین و رسانه‌های نزدیک به آن، تصویری از «لحظه فروپاشی» جمهوری اسلامی ارائه می‌کردند؛ تصویری که در آن، حمله خارجی قرار بود جرقه شورش داخلی و سقوط حکومت شود. گزارش‌هایی در رسانه‌های غربی، از جمله نیویورک‌تایمز، نشان می‌داد که نام رضا پهلوی به‌عنوان یکی از گزینه‌های مورد توجه اسرائیل برای دوران پس از جمهوری اسلامی مطرح بوده است.

خود رضا پهلوی نیز در مواضعی کم‌سابقه، عملاً از حمله نظامی علیه ایران حمایت کرد و از مردم خواست خیابان‌ها را تسخیر کنند.

اما آنچه در عمل رخ داد، با این سناریو فاصله داشت.

نه جمهوری اسلامی سقوط کرد، نه خیابان‌ها به کنترل اپوزیسیون درآمد و نه آن تصویر رسانه‌ای از «فروپاشی قریب‌الوقوع» محقق شد. برعکس، از همان هفته‌های نخست جنگ، نشانه‌هایی آشکار شد که حتی ترامپ که در نطق نخست خود بعد از حمله گفته بود «حملات ما که تمام شد، نوبت شماست» نیز دیگر روی پروژه رضا پهلوی حساب ویژه‌ای باز نکرده است.

گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد در محافل آمریکایی، حتی نام‌هایی مانند محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان گزینه‌های بالقوه آینده ایران مطرح شده‌اند؛ مسئله‌ای که خود به‌تنهایی نشان می‌داد پروژه «پهلوی به‌عنوان آلترناتیو قطعی» با شکست مواجه شده است.

پایان اسپانسر‌ها؟

بی تردید تعطیلی دوباره من‌وتو فقط یک مسئله مالی ساده نیست.

منابع مالی شبکه من‌وتو از روز نخست محل سوال بوده است. هیچ وقت اطلاعاتی شبیه به آنچه گاردین درباره شبکه ایران اینترنشنال منتشر و حامی مالی این شبکه را که عربستان سعودی بوده، در مورد شبکه من‌وتو منتشر نشده است. کیوان و مرجان عباسی موسسان این شبکه در همه این سال‌ها در سایه ایستاده‌اند.

رویکرد اولیه شبکه، «سرگرمی مطلق» بود. این شبکه از طریق برنامه‌های سرگرمی بدون موضع‌گیری سیاسی مشخص سعی داشت سبک زندگی جدیدی را معرفی کند و به همین دلیل حساسیت‌های روز نخست جمهوری اسلامی با حساسیت‌های سال‌های اخیر آن‌ها نسبت به شبکه یکسان نیست. در روز‌های نخست این شبکه تنها به جنگ نرم فرهنگی علیه ارزش‌های جمهوری اسلامی متهم بود اما رفته‌رفته راهبرد شبکه به سمت موضع‌گیری‌های سیاسی، تولید برنامه‌های خبری و سیاسی و حمله مستقیم به جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سراسری رفت و به لطف آرشیو دزدیده شده صداوسیما که به دست شبکه من‌وتو افتاد، مستندهای این شبکه از کیفیتی باورنکردنی برخوردار شد.

آنچه در مورد رویکرد این شبکه محرز است، گرایش آن‌ها به سلطنت‌طلبان و خانواده پهلوی است. سال ۲۰۱۲ یعنی تنها دو سال بعد از آغاز به کار شبکه من‌وتو، مستندی به نام «از تهران تا قاهره» در این شبکه منتشر شد که پشت پرده گرایش این شبکه به خاندان پهلوی را عیان کرد.

این شبکه سال‌ها متهم بود که از حمایت‌های مالی نزدیک به خاندان پهلوی و برخی حامیان خارجی برخوردار است؛ اتهامی که هیچ‌گاه به‌طور شفاف درباره آن توضیح داده نشد. اما واقعیت این است که اداره رسانه‌ای با آن حجم تولید، استودیو، نیروی انسانی و پخش ماهواره‌ای، بدون پشتوانه مالی سنگین تقریباً ناممکن بود.

شبکه‌های وابسته به سلطنت‌طلبان در چهار دهه گذشته هرگز چیزی بیش از یک دوربین، یک پرده سبز و یک مجری برای مونولوگ‌هایی علیه جمهوری اسلامی، گروه‌های اپوزیسیون رقیب و در مدح خاندان پهلوی نبوده‌اند. شبکه‌ای با کیفیت برنامه‌سازی من‌وتو بی‌تردید به منابع مالی بزرگتری نیاز دارد.

بازگشت نیم‌بند من‌وتو پس از تعطیلی نخست، دقیقاً همزمان با اوج‌گیری دوباره پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی با جنگ رخ داد؛ گویی دوباره امیدی به فعال شدن پروژه سیاسی اپوزیسیون ایجاد شده بود. اما حالا، همزمان با نزدیک شدن تهران و واشنگتن به نوعی توافق و فروکش کردن فضای جنگی، این شبکه دوباره اعلام تعطیلی کرده است.

این اتفاق می‌تواند به این معنا باشد که پروژه رسانه‌ای جریان پهلوی فعلاً وارد فاز انفعال شده و حامیان مالی و سیاسی آن نیز دیگر چشم‌انداز روشنی برای ادامه سرمایه‌گذاری در این ابعاد نمی‌بینند.

نوستالژی پهلوی از بین می‌رود؟


بیشتر بخوانید:

شاهزاده بازنده؛ داستان تنها شاهی که یک قدرت خارجی را دعوت به نابودی کشور کرد | یادداشت نیویورکر درباره جنگی که آخرین آزمون رضا پهلوی شد

ردپای ترامپ در فراخوان شتابزده پهلوی | رقابت خطرناک برای تصرف خیابان در چهارشنبه‌سوری

کدام شاه؟ کدام پادشاه؟ | نسبت پهلوی با انتخابات و تجزیه ایران چیست؟


تعطیلی من‌وتو البته به معنای پایان نوستالژی پهلوی نیست. هرچند حمایت تمام قد و کودکانه رضا پهلوی از حمله خارجی چهره او را به عنوان یک نیروی سیاسی قابل اتکا و میهن پرست مخدوش کرده و زمان زیادی طول می کشد تا مردمی که زیر بمباران و تهدید حمله تمدنی جان و مال می دادند، این خیانت را فراموش کنند.

سال‌ها بحران اقتصادی، فساد، ناکارآمدی و فشار اجتماعی، زمینه شکل‌گیری نوعی حسرت نسبت به گذشته را در بخشی از جامعه ایجاد کرده است؛ حسرتی که رسانه‌هایی مانند من‌وتو فقط آن را تقویت و سازماندهی کردند.

اما جنگ اخیر نشان داد میان «نوستالژی رسانه‌ای» و «توان واقعی سیاسی» فاصله‌ای عمیق وجود دارد.

من‌وتو و رسانه‌های مشابه شاید توانسته باشند تصویر خاندان پهلوی را بازسازی کنند، اما نتوانستند آن را به یک نیروی واقعی و موثر سیاسی در داخل ایران تبدیل کنند.

به همین دلیل، تعطیلی دوباره من‌وتو را می‌توان بیش از هر چیز نشانه شکست یک پروژه سیاسی-رسانه‌ای دانست؛ پروژه‌ای که تصور می‌کرد ترکیب فشار خارجی، جنگ، رسانه و نارضایتی اقتصادی می‌تواند مسیر تغییر قدرت در ایران را هموار کند، اما در نهایت، حداقل «فعلاً» به بن‌بست رسیده است.

نظرات شما