رویداد۲۴| «خیابان» در صد روز گذشته به نماد همبستگی ملی و تجلی ایستادگی شهروندان تبدیل شد. تجمعات شبانهای که در میادین اصلی شهرها شکل گرفت، در وهله نخست رویدادی فراتر از مرزبندیهای معمول سیاسی بود؛ جریانی که قرار بود پیام یکپارچگی، مقبولیت داخلی و اقتدار کشور را به ناظران بینالمللی مخابره کند و نشان دهد جامعه در مواجهه با تهدید خارجی، منسجم و همدل ایستاده است. اما این تجمعها در هفتههای گذشته، دستخوش یک انحراف ساختاری شده است؛ بستری که با هدف نمایش «وحدت ملی» بنا شده بود، به سرعت به ابتذال سایر ارکان سیاسی کشور دچار شد و توسط یک طیف خاص و رادیکال خالص سازی شد.
رصد موضعگیریهای چند روز اخیر، از اظهارات جنجالی ابوالقاسم طالبی کارگردان انقلابی گرفته تا گلایههای رضا شهیدیفرد مجری صداوسیما یا حتی پیامهای افشاگرانه محمدمنان رئیسی نماینده قم در مجلس، نشان میدهد که هسته رادیکال، به دنبال مصادره این فضا و تبدیل آن به اهرمی برای فشار بر تصمیمگیران ارشد و تضعیف رویکردهای عقلانی کشور است.
تجمعات شبانه میادین شهر در ابتدای امر، پاسخی طبیعی و ملی به بحرانهای منطقهای بود. حاکمیت با ایجاد فضا و برپایی پویشهای زنجیرهای، تلاش کرد تا بستری برای حضور همه قشرها و سلیقهها فراهم کند؛ تا جایی که حتی تساهل رایج این دست تجمعات در موضوع پوشش زنان نیز در این فضاها در جریان بود تا ویترینی از یکپارچگی ملی شکل بگیرد. این حضور، سرمایهای برای چانهزنیهای دیپلماتیک کشور در سطح بینالمللی به شمار میرفت.
اما موازی با تحولات جنگ، جریان تندرو که هم تحمل تکثر را ندارد و هم شاهد شکلگیری توافق بود، شروع به مرزبندی و خالصسازی این تجمعات کرد. تزریق نگاههای جناحی، انحصاری کردن تریبونها و هدایت شعارها به سمت تسویهحسابهای داخلی، کمکم ماهیت ملی این حرکت را مخدوش کرد. نقد اساسی نیز دقیقا به همین موضوع است؛ جریانی که خود را مالک انحصاری انقلابیگری میداند، تلاش دارد این حرکت عمومی را پلهای برای بالا بردن وزن سیاسی خود در ساختار قدرت قرار دهد، بیآنکه به پیامدهای فرسایشی این رفتار بر بدنه جامعه توجهی داشته باشد.
بیشتر بخوانید:
نه به توافق و آتشبس! | جلیلیون علیه قالیباف؛ نبردی که میتواند سرنوشت ایران را عوض کند
سوپر رادیکالیسم علیه رادیکالیسم | ماجرای دعوای بر سر «لوبیای سحرآمیز» چیست؟
نمود عینی این مصادره جناحی را میتوان در سخنان اخیر ابوالقاسم طالبی در یکی از همین تجمعات شبانه مشاهده کرد. طالبی با ادبیاتی تند و تقابلی، به جای تمرکز بر پیام همبستگی در برابر دشمن خارجی، پیکان اتهام را به سمت مسئولان دولت و شخص رئیس جمهور نشانه رفته و کسانی که تلاش دارند با تکیه بر دیپلماسی و ابزارهای عقلانی، سایه جنگ و فشار اقتصادی را از سر کشور بردارند را خوارج میخواند.
او با یک شبیهسازیهای تاریخی تفرقهافکن، ادعای استعفای رئیس جمهور را تکرار کرده و چنان آن را آب و تاب داده که حتی گرانی و تورم هم در دایره ابزارهای دولت پزشکیان برای آنچه «تحت فشار قرار دادن تصمیمگیران عالی نظام» جهت مذاکره و توافق خوانده شده، قرار گرفته است. طالبی مدعی است: «شمشیر من استعفا میدهم را زیر گلوی امام گذاشتهاند... تهدید به استعفا همان شمشیری است که خوارج نهروان بر گلو امیرالمومنین گذاشتند.»
این اظهارات درست یک روز بعد از نقد صریح شهیدیفرد، مجری یک برنامه پربیننده جدید در صدا و سیما به انحصار برخی گروه ها در تریبون های خیابان مطرح شده است. شهیدی فر با اشاره به کاهش چشمگیر و نصف شدن جمعیت حاضران در میادین نسبت به هفتههای گذشته، علت این را رفتارهای همین طیف تندرو خوانده بود.
نکته اساسی در سخنان او، نقد صریح به محتوای اتهامزنیهای سخنرانان در این تجمعات بود. او تأکید کرد که برخی خطبا در میادین شهر بدون هیچ سند و مدرکی، تصورات و توهمات شخصی خود را به نام واقعیت به خورد مخاطب میدهند و این رویکرد، بسیاری از نیروهای همدل و دلسوز را آزرده و دفع کرده است. شهیدیفرد خطاب به این تندروها گفت: «خواهش میکنم دست بردارید».
سویه دیگر این مصادره جناحی، در پیامهای منتشر شده از سوی محمدمنان رئیسی، نماینده قم در مجلس آشکار شد. پیامهایی که رئیسی به آنها اشاره کرده، نشاندهنده یک رویکرد سهمخواهانه است؛ طیف رادیکال عملاً تداوم حضور خود در این تجمعات را به «تشدید انسداد و برخوردها» مشروط کرده است.
آنها با انتقاد از رویکردهای متعادل حاکمیتی میپرسند: «چرا شورای عالی امنیت ملی از شروط خود کوتاه آمده؟ چرا اموال معاندین توقیف نمیشود و چرا محتکران در میادین شهر شلاق زده نمیشوند؟» این ادبیات به وضوح نشان میدهد که تندروها به تجمعات شبانه به عنوان فضایی برای تحمیل نگاههای افراطی و طرد رویکردهای عقلانی نگاه میکنند.
هشدار منان رئیسی به این نیروها مبنی بر اینکه «اگر خیابان را رها کنید، مسئولان تخت گاز به سمت اهداف خود حرکت خواهند کرد»، اعترافی صریح به این واقعیت است که تندروها از تجمعات مردمی، سنگری برای گروگانگیری روند اداره کشور و ممانعت از هرگونه گشایش در سیاست خارجی ساختهاند.
این حرکت در مسیر مصادره جناحی تجمعات شبانه، هشداری جدی برای امنیت و منافع ملی کشور است و از همین رو در هفتههای اخیر با واکنشها و انتقادات جدی همراه شده است. روزنامه جمهوری اسلامی و بسیاری از ناظران سیاسی پیش از این بارها هشدار داده بودند که تبدیل کردن تریبونهای عمومی به بلندگوی اتهامزنی علیه مسئولان ارشد، دقیقاً بازی در زمین دشمنان است. در شرایطی که کشور نیازمند ارسال پیام واحد اقتدار و انسجام به جهان است، تبدیل این تجمعات به محلی برای مخالفت با فرآیندهای قانونی دیپلماتیک، پالس تشتت و تضعیف داخلی را صادر میکند.
این طیف با مصادره «خیابان» به نام «خواست ملت»، در واقع اراده اقلیتی تندرو را جایگزین همبستگی همهجانبه مردم کرده و تلاش دارد عقلانیت حاکمیتی را به حاشیه براند. سناریویی سازمانیافته که به جای تقویت جبهه داخلی در برابر تهدیدات خارجی، دوقطبیهای خطرناکی را در درون ساختار بازتولید میکند.
پایداری این فضا اکنون در گرو یک مرزبندی صریح است. نمیتوان از یک سو دم از همبستگی ملی در برابر بیگانه زد و از سوی دیگر، تریبونهای عمومی را به سلاحی برای تخریب مسئولان و فرآیندهای عقلانی اداره مملکت تبدیل کرد. تجمعات شبانهای که با هدف تقویت اقتدار ملی شکل گرفت، نباید به حیاط خلوت یک جریان رادیکال برای باجخواهی از سیستم و تحمیل رویکردهای انسدادی بدل شود. خیابان متعلق به همه مردم است و غصب جناحی آن، بزرگترین آسیب به همان پیامی است که این تجمعات برای نشان دادن آن پایهگذاری شده بود.