تاریخ انتشار: ۱۵:۳۵ - ۰۳ مهر ۱۴۰۰
جنگ‌های تاریخ عمدتا به بهانه‌های مذهبی و قومی رخ می‌دادند، اما نهایتا انگیزه نهایی در پس آن‌ها نیز مالی بود. مورخان یکی از جنگ‌های قرن نوزدهم را از این قاعده بیرون می‌دانند و آن جنگ استقلال یونان بود که در نیمه نخست قرن نوزدهم رخ داد.

جنگ استقلال یونان

رویداد۲۴ علیرضا نجفی: اغلب جنگ‍‌های تاریخ علل مادی داشته‌اند. حکومت‌ها برای کسب ثروت بیشتر به ملل دیگر حمله می‌کردند و قدرت‌طلبی حاکمان و سربازان مزدبگیر سراسر تاریخ بشر را پر از خون و جنایت کرده است.

پیش از دوران مردن و شکل‌گیری دولت-ملت‌ها، یعنی تا حدود قرون هجدهم میلادی، ارتش دائمی وجود نداشت. حکومت‌ها و پادشاهان تا آن زمان به نوعی سربازان و جنگجویان را اجیر می‌کردند، اما حقوقی که سربازان اجیرشده بابت جنگ و مخاطراتش می‌گرفتند، به تنهایی کافی نبود و اغلب سربازان روی پیروزی و غارت سرزمین‌های دیگر حساب باز می‌کردند. پادشاهان و سرداران نظامی نیز برای پیش بردن نقشه‌های نظامی خود به پول احتیاج داشتند و به همین دلیل پول حرف اول را در مناسبات بین المللی می‌زد.

جنگ‌های دیگری هم در سراسر تاریخ بودند که به بهانه‌های مذهبی و قومی رخ می‌دادند، اما نهایتا انگیزه نهایی در پس پشت آن‌ها نیز مالی بود. مورخان یکی از جنگ‌های قرن نوزدهم را از این قاعده بیرون می‌دانند و آن جنگ استقلال یونان بود که در نیمه نخست قرن نوزدهم رخ داد.

یونان از سال ۱۴۵۳ میلادی بخشی از امپراتوری عثمانی بود. یونانی‌ها علیه امپراتوری عثمانی که یونان را برای مدت ۴۰۰ سال اشغال کرده بودند، به جنگ استقلال برخاستند. شورش یونان در ۲۵ مارس ۱۸۲۱، هنگامی‌که اسقف ژرمن و پاتری پرچم انقلاب را روی صومعه آسیا لاورا در پلوپونز برافراشت، به اوج خود رسید. اسقف ژرمنوس پاترا پرچم یونان را در صومعه آگیا لاوراس برافراشت و پلوپونز را به قیام در برابر ظالمان تحریک کرد. فریاد «آزادی یا مرگ» شعار انقلاب آن‌ها شد.

تصرف یونان به دست سلطان محمد فاتح و امپراطوری عثمانی که در قرن پانزدهم رخ داد اتفاق دردناکی برای اروپایی‌ها بود. این رخداد از طرفی گسترش خطرناک امپراطوری عثمانی به سمت اروپا را نشان می‌داد و از طرف دیگر شکستی برای مسیحیت بود. اما بزرگترین مشکل مشکلی فرهنگی بود. یونان گهواره تمدن اروپایی به حساب می‌آید و تمام اساطیر و مفاهیم و ارزش‌های غربی از اندیشه و فلسفه یونانی برخاسته‌اند. حتی نام اروپا نیز اشاره به اسطوره‌ای یونانی دارد و در واقع اروپا در اساطیر یونانی فرزند زئوس است. اغلب لغات زبان‌های اروپایی ریشه‌های یونانی دارند و یونان باستان در نظر مردم اروپا چیزی مانند صدر اسلام برای کشور‌های مسلمان عربی است.


بیشتر بخوانید: آتاتورک ؛ چهره مقدس پان‌ترک‌ها


به گزارش رویداد۲۴ تصرف یونان در قرن پانزدهم اگرچه ضربه محکمی به اروپاییان بود، اما در قرن نوزدهم اثرات منفی آن بر تمدن اروپایی بیشتر هم شد. از قرن هجدهم میلادی روشنفکران اروپایی علاقه مجددی به یونان پیدا کرده بودند و در زیبایی‌شناسی و هنر الگو‌های ایرانی دوباره باب شده بودند. این امر با انتشار کتاب وینکلمان شدت گرفت. وینکلمان متفکری آلمانی بود که در آثارش تصویری آرمانشهری از یونانی‌ها ساخته بود و این تصویر نه چندان واقع‌گرایانه فضای فکری و سیاسی اروپا را به شدت متاثر کرد. این دلایل باعث شد کشور‌های اروپایی تصمیم به حمایت از یونان و جنبش‌های استقلال‌طلبانه آن‌ها در برابر عثمانی بگیرند؛ بهویژه که اینک اروپا دیگر قدر قدرت تمامی جهان شده بود و عثمانی‌ها و به طور کلی شرق توان مقابله با آن‌ها را نداشت.

استقلال‌طلبان یونانی زمانی که جنبش خود را علنی کردند، توسط عثمانی‌ها سرکوب شده و در آستانه شکست بودند، اما با مداخله انگلیس، فرانسه و روسیه اوضاع تغییر کرد. مبارزات یونانیان همدلی شدیدی را در اروپا به وجود آورده بود و بسیاری از روشنفکران برجسته، هدف یونان را تبلیغ کردند؛ از جمله لرد بایرون شاعر انگلیسی.

در واقع اروپایی‌ها از ابتدا حمایت‌های خود را از استقلال‌طلبان آغاز کرده بودند. از جمله اقدامات اروپائیان برای حمایت از یونان تربیت نیرو‌های استقلال‌طلب یونانی بود که از سال‌ها پیش شروع شده بود.

الکساندر ایسیلانتیس فرمانده نظامی یونانی‌ها در این جنگ بود که پیش‌تر پانزده سال در امپراتوری روسیه زندگی کرده و در رومانی برای روسیه با عثمانی‌ها جنگیده بود او همواره مورد حمایت نظامی خارجی قرار داشت، تئودور وولدیمیرسکو نیز یکی دیگر از نظامیان یونانی بود که صد‌ها جوان یونانی را برای جنگ با عثمانی تربیت کرد. او خود نیز در ارتش روسیه و بعداً در ارتش فرانسه برای ایجاد جنگ داخلی تعلیم دیده بود.

مداخله اروپا در این جنگ داخلی اوضاع را به نفع استقلال‌طلبان تغییر داد و در نبرد دریایی ناوارینو، نیرو‌های انگلیسی، فرانسوی و روسی اتحاد ناوگان عثمانی – مصری را نابود کردند. این انقلاب در سال ۱۸۲۹ میلادی پیروز شد و در انتهای جنگ، پیمان ادرن بسته شد که بر اساس آن یونان کشوری مستقل اعلام می‌‎شد.

اروپایی‌ها حتی پس از استقلال یونان نیز از این کشور حمایت کردند و کمک‌های عظیم اقتصادی و تکنولوژیک به یونان که از اواسط قرن نوزدهم آغاز شده بود تا کنون هم ادامه دارد. به نظر می‌رسد حمایت همه جانبه اروپایی‌ها از یونان دلایل فرهنگی داشته و آن‌ها به نوعی یونان را هویت جمعی خود می‌دانند.

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: