صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۲ - 2023 June 15
کد خبر: ۲۵۱۴۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۱ - ۲۸ شهريور ۱۳۹۵
گزارش رویداد۲۴ درباره ضرورت باز تولید گفتمان اصلاح‎طلبی

اصلاحات جان تازه می‎خواهد

چرا اصلاح طلبان از مبانی تئوریک و گفتمان خود عبور کرده و به دنبال استراتژی های کوتاه مدت و دفعی هستند؟ چرا جریان اصلاحات قدرت بازتولید خود را از نظر تئوریک از دست داده است؟ چه کسانی و با چه سیاست‎هایی تمثال «خوش نقش» و «فربه» اصلاحات را به اندامی نحیف و لاغر تبدیل کرده‎اند؟ این سوالات مهم‎ترین چالش‎های جریان اصلاحات در مقطع کنونی است و پاسخ به این سوالات بسیاری از چالش‎های پیش روی جریان اصلاحات را روشن می کند.
رویداد۲۴چرا اصلاح طلبان از مبانی تئوریک و گفتمان خود عبور کرده و به دنبال استراتژی های کوتاه مدت و دفعی هستند؟ چرا جریان اصلاحات قدرت بازتولید خود را از نظر تئوریک از دست داده است؟ چه کسانی و با چه سیاست‎هایی تمثال «خوش نقش» و «فربه» اصلاحات را به اندامی نحیف و لاغر تبدیل کرده‎اند؟ این سوالات مهم‎ترین چالش‎های جریان اصلاحات در مقطع کنونی است و پاسخ به این سوالات بسیاری از چالش‎های پیش روی جریان اصلاحات را روشن می کند.

به گزارش رویداد۲۴ جنبش دوم خرداد در مقطعی از تاریخ معاصر ایران شکل گرفت که قبل از آن جمعی از تئوریسین‎های تحصیل کرده با مطرح کردن پاردایم‎های فکری جدید در زمینه‎های سیاسی و مذهبی زمینه را برای تحولاتی جدید در ساختارهای مدنی و سیاسی جامعه مهیا کرده بودند.

به همین دلیل جریان اصلاحات از ابتدا بر شالوده و مبانی فکری اصلاحات مدرن سیاسی شکل گرفت که توسط متفکران درجه یک جامعه ایرانی از نظر فکری تغذیه می‎شد.

اگر جریان اصلاحات را به چهار دوره دو دولت اصلاحات، دو دولت احمدی‎نژاد، مقطع زمانی بین سال88 تا 92 و سال92 به بعد تقسیم‎بندی کنیم باید به این نکته اشاره کرد که جریان اصلاحات در هیچ مقطعی به مانند مقطع زمانی چهارم یعنی از روی کارآمدن حسن روحانی به بعد از مبانی فکری وتئوری خود عدول نکرده است.

در مقطع کنونی گفتمان زنده و پویای اصلاحات که زمانی در ریز بافت‎های جامعه رسوخ پیدا کرده بود و خود را به عنوان یک گفتمان فکری مسلط معرفی کرده بود به کنش و واکنش‎های مقطعی و استراتژی کوتاه مدت انتخاباتی تقلیل پیدا کرده است.

نکته دیگر اینکه متفکران و تئوری‎پردازان که زمانی از آبشخور فکری خود جریان اصلاحات را سیراب می‎کردند و هر روز طرحی نو در ساحت فکری اصلاحات در می‎انداختند جای خود را به پراگماتیست‎های اداری داده‎اند که تنها در بزنگاه‎های سیاسی مانند انتخابات ظهور می‎کنند و پس از پایان انتخابات از صحنه سیاسی کشور کنار می‎روند.

به همین دلیل برای بررسی این مسأله که چرا جریان اصلاحات امروز به این وضعیت دچار شده باید به چهار دلیل مهم توجه کرد.

نخست اینکه جامعه ایران نشان داده نسبت به گفتمان‎های جدید فکری و سیاسی «خوش استقبال» و «بد بدرقه» است.

در نتیجه هنگامی که گفتمان اصلاحات در سال76 شکل گرفت با خوش استقبالی گسترده اقشار مختلف مردم مواجه شد و تا سال‎ها به گفتمان مسلط جامعه تبدیل شد.

این اتفاق دقیقأ برای گفتمان محمود احمدی‎نژاد نیز رخ داد و وی موفق شد با شعارهایی جدید توده‎های مردم را با خود همراه کند.

از سوی دیگر جامعه ایرانی نشان داده که بد بدرقه است و زیاد فرصت آزمون و خطا به گفتمان‎های اجتماعی و سیاسی نمی‏دهد.

به همین دلیل در شرایطی که گفتمان اصلاحات در وضعیتی عقیم قرار داشت از رویکرد شبه پوپولیستی احمدی‎نژاد حمایت کرد.

تاریخ برای احمدی‎نژاد نیز تکرار شد و وی با تناقضات بی‎شمار درونی که در گفتمان خود داشت از صحنه سیاسی ایران کنار رفت.

نکته مهم در این زمینه اینکه جریان اصلاحات در شرایط کنونی فاقد موتور محرکه برای بازتولید مبانی فکری و در انداختن طرحی نو در ساحت فکری جامعه است.

به همین دلیل به جز هواداران کلاسیک و طبقه متوسط شهری، از جذب جوانان نسل جدید که دارای دغدغه‎های متفاوتی هستند ناتوان مانده است.

مسأله دوم اینکه نداشتن امکانات سخت افزاری در 19 سال گذشته همواره جریان اصلاحات را از درون آزار داده است.

این در حالی است که اصولگرایان با قبضه امکانات سخت افزاری همواره با استفاده از این حربه اصلاح‎طلبان را تحت فشار قرار داده‎اند.

مسأله سوم اینکه جریان اصلاحات در شرایط کنونی با چالش نیروی انسانی کارآمد مواجه شده است.

دلیل اصلی این مشکل نیز این است که اصلاح‎طلبان هیچ سرمایه‎گذاری در زمینه تربیت نیروی انسانی و فکری انجام ندادند و در شرایطی که مشاهده می‎کردند نسل اول نخبگان فکری این جریان در حال بازنشستگی هستند به فکر تربیت نخبگان جدید نبودند.

در نتیجه در شرایط کنونی کسانی میدان‎دار جریان اصلاحات شدند که فاقد بینش عمیق سیاسی هستند و تنها کنش‎گرانی هستند که فی البداعه در صحنه سیاسی 
نقش آفرینی می‎کنند.

و مسأله چهارم چالش مهم جریان اصلاحات پس از سال88 است. در سال88 به دلیل تفوق رادیکالیسم سیاسی بر اصل «تساهل و تسامح» در جریان اصلاحات، این جریان دچار نوعی انزوای بیرونی در ساختار قدرت شد که از نظر درونی نیز این جریان را دچار تناقض کرد.

فشارهای بیرونی و ناتوانی درونی در تطبیق جریان اصلاحات با واقعیت‎های سیاسی و اجتماعی جامعه سبب شد که گفتمان اصلاحات در سال92 به صورت ناقص و خام ظهور و بروز کند.

اصلاح‎طلبان در سال92 با تقلیل‎گرایی و جبر سیاسی و در شرایطی که امید اندکی برای پیروزی داشتند وارد رقابت‎های انتخاباتی شدند.

با این وجود جبر روزگار و تقدیر تاریخی چنین رقم خورد که سیمرغ خوشبختی به یکباره بر شانه‎های اصلاح‎طلبان نشست و اصولگرایی پیدا شد که حاضر بود بار گفتمان اصلاحات را در یک مقطع مهم تاریخی به دوش بکشد.

نکته مهم که شاید در این مقطع زمانی نادیده گرفته شد و یا از سرخوشی پیروزی تعمدأ به فراموشی سپرده شد این بود که دست جریان اصلاحات برای اولین بار به جای اینکه به درون فرو برده شود به بیرون دراز شد.

در نتیجه تناقضات جریان اصلاحات بدون اینکه پاسخ مناسبی از درون دریافت کند به بیرون پرتاب شد.

در چنین شرایطی جریان اصلاحات به دلیل فشارهای بیرونی مجبور بود از گفتمان ترکیبی به جای گفتمان اصیل خود استفاده کند.

مسأله‎ای که خیلی زود به مهم‎ترین چالش پیش روی اصلاح‎طلبان تبدیل شد. در شرایط کنونی جریان اصلاحات در حالی که از نخبگان فکری اصیل و توانمند خالی شده است با یک گفتمان ترکیبی خام مواجه شده که از تحلیل و تئوریزه کردن آن ناتوان است.

این در حالی است که نخبگان متوسط جریان اصلاحات نیز خود را کنار کشیده‎اند و کسانی میدان‎دار بازی اصلاح‎طلبی شده‎اند که تنها در حال تجربه اندوزی هستند و فاقد هرگونه نقشه راه و تئوری فکری هستند.

اصلاح‎طلبان به همین دلیل و تنها برای جلوگیری از غلبه تندروها در فضای سیاسی کشور مجبور هستند بدون اندیشیدن در درون از حسن روحانی حمایت کنند.

با تمام این اوصاف باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که فقدان نخبگان فکری برجسته اصلاح‎طلب در کنار گرفتار آمدن در چنبره یک گفتمان مرکب متناقض سبب شده که جریان اصلاحات به روزمرگی بیفتد و در باز کردن گره‎های پیش روی خود ناتوان باشد.

به نظر می‎رسد جریان اصلاحات بیش از هر زمانی به باز تولید گفتمان اصیل خود در کنار تربیت نیروهای نخبه جوان نیازمند است تا بتواند به حیات خود ادامه دهد.

نظرات شما