رویداد۲۴ نازیلا معروفیان: محمدعلی آهنگران فرزند مداح معروف جبهههای جنگ، چندی پیش لباس طلبهگی را از تن درآورد و تصاویری با چهرهای متفاوت از خود منتشر کرد. آقازادهای که راه پدر را نرفت و پدر نیز بارها از پسر اعلام برائت کرده است. محمد علی آهنگران از همان اوایل با چهرههای جریان اصلاحطلبی بیشتر دمخور بود. از او تصاویری در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و پسر حسن خمینی بارها منتشر شده و از این نظر نیز اختلافات زیادی با پدر مداحش داشت. با اینحال او در نهایت پا را از این هم فراتر گذاشت و با درآوردن لباس روحانیت و به خارج راه خود را به کل از پدر جدا کرد. اگرچه دلیل این کار خود را اینگونه توضیح داد: «من از اسفند ۱۳۹۷ دیگر خود را شایسته و لایق لباس روحانیت ندیدم.»
محمدعلی آهنگران متولد ۱۸ تیرماه سال ۱۳۶۰ در شهر اهواز است. در سال ۱۳۷۴ وقتی ۱۴ ساله بود، راهی مدرسه عالی شهید مطهری شد تا درس حوزه بخواند. او همزمان با طلبهگی، در رشته حقوق وارد دانشگاه علامه طباطبایی تهران شد.
آهنگران در سال ۱۳۸۲ وقتی ۲۲ ساله بود با دخترخالهاش ازدواج کرد. وی در این باره میگوید:«میگوید عاشق کسی نبودم و خاطرخواه و دلداده هم نبودم، گفتم میخواهم ازدواج کنم، پدر و مادر گفتند با کی؟ گفتم هر کسیکه شما و من بپسندیم.»
آهنگران سال ۱۳۸۷ وقتی ۲۷ ساله بود فعالیت تجاری خود را خارج از کشور شروع کرد. سرمایهای که به کار گرفته بود احتمالا از پدر داشت یا دست کم از اعتبار حاکمیتی پدر نشات گرفته بود. در نهایت سال ۱۳۹۱ دوره دکترا تصمیم گرفت به سوئیس برود. او میگوید:«با کار معنوی و مذهبی در سوئیس شروع به کار کردم تا اینکه تصمیم گرفتم تحصیلم در مقطع حقوق را هم ادامه بدهم.»
محمدعلی آهنگران در خارج
نباید فراموش کرد که آقازاده بودن برای آهنگران دستاوردهای شغلی و درآمدی خوبی داشته است. محمدعلی آهنگران سال ۱۳۹۶ در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی بهعنوان مشاور حقوقی معاونت وارد وزارت نفت شد. خبری که به محض رسانهای شدنش موج عظیمی از انتقادات و هجمهها را متوجه او کرد. انتصاب آهنگران در وزارت نفت در زمانی اتفاق افتاده بود که دانشجویان دانشگاه وزارت نفت مدتها بود به دلیل عدم پایبندی دولت به قانون درخصوص استخدامشان دست به اعتراض زدند. طبق قانون و اعلام قبلی، وزارت نفت موظف بود "تمامی" دانشجویان فارغ التحصیل گروه الف از این دانشگاه را "بدون آزمون" استخدام کند که با ابلاغیه زنگنه وزیر نفت وقت، زیر پا گذاشتن این قانون آغاز شد. زنگنه به طرق مختلف اعلام کرد که وزارت نفت به جذب نیروی جدید نیازی ندارد و از نداشتن تعهد در قبال استخدام گروه الف دانشگاه نفت سخن گفت. در حالی که دانشجویان مدارک متعددی مبنی بر کمبود نیرو در مناطق عملیاتی در دست دارند و با توجه به حق قانونی خود، از وزارت نفت به دیوان عدالت اداری شکایت کردهاند. در گیر و دار تلاش دانشجویان برای احقاق حقوق خود، محمدعلی آهنگران وارد وزارت نفت شد.
بیشتر بخوانید: پروندههای خاندان شمخانی بایگانی میشود؟
وی در ابتدا ضمن تایید این خبر گفت:«بنده حقوقدان هستم و با توجه به تخصص و سوابق کاری، هم اکنون در حال همکاری با معاونت حقوقی و پارلمانی وزارت نفت هستم.» آهنگران در پاسخ به سؤالی در مورد علت انتصابش به این سمت گفت:«این سؤالی است که شما باید از مدیری بپرسید که بنده را مناسب همکاری دانستهاند.»
در دوران حضور زنگنه در وزارت نفت اخباری مبنی بر فساد 200 میلیاردی نیز منتشر شد. اگرچه هیچگاه به طور واقعی پیگیری نشد. با اینحال واضح است که حضور آقازادههایی مثل محمدعلی آهنگران در وزارت نفت چیزی است که بارها و بارها در ساختار حاکمیتی کشور شاهد آن بودیم. چیزی که همیشه برای ژنهای خوب در کشور رخ داده است؛ موقعیت شغلی و تجاری عالی!
به گزارش رویداد۲۴ کمی بعد آهنگران به دلیل انتقادات بسیار وی در خصوص حضورش در وزارت نفت از سمت خود استعفا داد و گفت:«من پیش از سال ٩١ یعنی در دولت آقای احمدینژاد در وزارت نفت به واسطه تخصصم فعالیت داشتهام. پدرم هم در ورود من به وزارت نفت هیچ نقش و دخالتی نداشت. اصلا زمانی که من وارد این وزارتخانه شدم، پدرم اطلاع نداشت. اما بعد از انتخابات سال ٩۶ فردی به من زنگ زد و گفت: شما الان در معاونت چه کار میکنید؟ من هم فکر کردم از بچههای پرسنلی هستند به سوالاتشان پاسخ دادم؛ یک دفعه سوالی کرد در مورد ژن خوب. گفتم: اگر الان میخواهی مصاحبه کنی وقت بگیر، گفتوگو میکنیم. بعد از چند ساعت نوشتند: آقازاده آهنگران ژن خوب دارد و معاون حقوقی پارلمانی وزارت نفت شده است. این شایعات همزمان با اعتراضات دانشجویان دانشگاه وزارت نفت پیرامون مسأله استخدامیشان مطرح شد. نهایتا من برای اینکه هم به شأن وزارتخانه لطمه نخورد و هم وزیر به خاطر من زیر ضرب نرود و احساس تبعیضی هم به وجود نیاید با این عنوان که فردی به خاطر انتخابات پست گرفته، استعفا کردم.»
اما برخلاف گفتههای آهنگران سوالی که هیچوقت بدان پاسخ داده نشد این بود که چطور میشود یک نفر بر اساس شایسته سالاری و تواناییهای علمی و فردی میتواند از ادارهی آب و فاضلاب خوزستان مستقیماً به وزارت نفت منتقل شود؟! چطور از بین تعداد فراوان دانشجویان فارغ التحصیل از دانشگاه نفت و یا فارغ التحصیلان رشتهی حقوق از دانشگاههای مختلف کشور، پسر مداح معروف نظام استخدام وزارت نفت میشوند؟!
محمدعلی آهنگران در کنار محمد خاتمی
محمدعلی آهنگران در کنار هاشمی رفسنجانی
محمد علی آهنگران در کنار نوه امام خمینی
پرهام فرهنگ وصال کارشناس حقوق در مورد تحصیل محمدعلی آهنگران از سال ۹۱ تا ۹۵ در سوئیس گفت: «او یک روز هم در لوزان دانشجو یا آبدارچی نبوده است.»
بعد از آن بود که وی اعتراف کرد که این دوره دکتری برای اینجانب بنا به دلایلی به اتمام نرسید و متوقف شد. با این حال اما اغلب در رزومه خود از مدرک دکترا نام میبرد!
محمدعلی آهنگران در کنار پدر و کویتیپور
صادق آهنگران، پدر محمدعلی ملقب به «بلبل امام» از مداحان معروف که پس از انقلاب با پیوستن به سپاه پاسداران، خودش را وقف سیاستهای سالهای نخست امام خمینی(ره) کرد و سالهای سال بر سر عهد خود بود و چهرهای نزدیک به اصولگرایان بود. پسر اما از طرفداران طرز فکر اصلاحطلبی بود و به شدت با پدر خود اختلاف دیدگاه داشت.
صادق آهنگرانی ابتدا در سال ۱۳۹۶ در برنامه بدون تعارف شبکه دوم سیما از تفکرات فرزندش اعلام برائت کرد و از نفوذ جاسوسانی در بین مداحان علیالخصوص مداحان معروف تهرانی سخن گفت.
این اختلافات بعد از چندین بار اعلام برائت پدر از پسر به شعر جنجالی علیه پسر کشید که آهنگران (پدر) آنرا نزد رهبری خواند:
«منم که در دل طوفان به نوح می نازم
شبیه نوح به اولاد دل نمی بازم
اشاره کن به من ای نوح آسمانی من
ببین چهها کند این شور جانفشانی من
ببین چگونه دهم سر، پسر که چیزی نیست
به راه دوست تمام جهان پشیزی نیست
محبتی نتواند مرا اسیر کند
مرا فقط غم تو ای امیر پیر کند»
کنار گذاشتن لباس طلبهگی
محمدعلی آهنگران، روز ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۱ با انتشار عکسی که در آن لباسی طلبهگی به تن نداشت، نوشت:
«من از اسفند ۱۳۹۷ دیگر خود را شایسته و لایق لباس روحانیت ندیدم. مسئولیت سنگینی بود و من نیز شرط صداقت ندیدم که مجبور باشم به خاطر عرف و شان این لباس چیزی خلاف عقایدم بیان کنم. دیگر هم در این مدت جز یک بار این لباس را به تن نکردم. اتفاق جدیدی که افتاده این بوده که سلمانی رفتم. همین»