صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

شنبه ۰۶ خرداد ۱۴۰۲ - 2023 May 27
کد خبر: ۳۸۸۸۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۴ - ۱۴ دی ۱۳۹۵
ابراهیمیان، عضو حقوقدان شورای نگهبان

قانون فعلی انتخابات منطبق با شرایط امروز جامعه نیست

نجات الله ابراهیمیان را بسیاری از رسانه به صداقت و رک گویی می شناسند. در زمان آن قدر رک بود که اختلاف نظر با صدا و سیما و دبیر شورای نگهبان گفت. برای عضو حقوق دان شورای نگهبان هنوز هم بررسی صلاحیت ها خاطره خوشی دارد.

رویداد۲۴- نجات الله ابراهیمیان را بسیاری از رسانه به صداقت و رک گویی می شناسند. در زمان آن قدر رک بود که اختلاف نظر با صدا و سیما و دبیر شورای نگهبان گفت. برای عضو حقوق دان شورای نگهبان هنوز هم بررسی صلاحیت ها خاطره خوشی دارد.  ابراهیمیان این روزها می گوید:" قانون اگر به من بگوید که ابراهیمیان تو حق نداری به عنوان عضو شورای نگهبان گرایش های سیاسی خودت را در جامعه فریاد بزنی تو یا چپ هستی یا راست هستی یا میانه ای یکی از اینها هستی ما که نمی توانیم تو را عوض کنیم به عنوان عضو شورای نگهبان وقتی آنجا هستی یاد گرفتی پا روی دلت بگذاری و بدون توجه به این گرایش ها افراد را در موقع قضاوت یکسان ببینی جوری هم رفتار کن که در مردم این اعتماد به وجود بیاید مثلا هرگز نرو خودت را بچسبان به یک جناح سیاسی یا سردمدار مستقیم یکی از جناح های سیاسی نشو اگر قانون انتخابات این حرف و این قاعده نظارتی را بگذارد من هم مجبور هستم این را رعایت کنم. "

با ابراهیمیان درباره قانون انتخابات گفت وگو کردیم، رد صلاحیت ها، ادعای اصلاح طلبان و اعتدال گرایان درباره نگاه سیاسی برخی از اعضای شورای نگهبان و دستور مقام معظم رهبری در خصوص تدوین سیاست های کلی انتخابات.

محورهای مصاحبه تفصیلی پایگاه خبری تحلیلی دیده بان ایران با نجات الله ابراهیمیان عضو حقوق دان شورای نگهبان:

 

*قانون انتخابات فعلی غیر منطبق با شرایط امروز جامعه است

*ضمانت اجرایی قوی تری باید برای سلامت و آزادی انتخابات به وجود بیاید

*همه رد صلاحیت ها را شورای نگهبان انجام نمی دهد

* بی طرف بودن توان پا گذاشتن روی دل و گرایش های سیاسی شخصی میخواهد

*قانون انتخابات باید به من بگوید که خودت را به گروه های سیاسی نچسبان!

*بخشی از کسانی که رد صلاحیت می شوند خودشان دلیل اش را می دانند ولی تجاهل میکنند

*باید متعهد و با ایمان بودن کاندیداها دقیق تر تعریف کنیم

 

*به نظر شما چرا رهبری سیاست های کلی انتخاباتی را تدوین و ابلاغ کردند چه اشکالی در سیستم انتخاباتی ایران وجود داشت که ایشان این اقدام را انجام دادند ؟

 

قانون انتخابات ما از قانون انتخابات صد و چند سال پیش تفاوت عمیقی نکرده است و فقط یک سری تغییرات جزئی داشته به عبارتی قانون انتخابات ما یک قانون خیلی بسیط و غیر منطبق با شرایط پیچیده زمان ما است. مقتضیات زمان ما اقتضا می کند ما همین طور که در خیلی از زمینه ها پیشرفت کردیم در قانون انتخابات هم شاهد پیشرفتی باشیم و این زمینه های پیشرفت اینکه کجاها ما باید بیشتر دقت کنیم مثل شفافیت و آزادی انتخاباتی مثل مسئله مربوط به سلامت تبلیغات منع استفاده از پول و زور برای  اثرگذاری در فضای انتخابات این ها چیزهایی است که اجمالا در قوانین هم توجه به آن شده است. ولی باید مسیر حرکت ما به سمت این باشد که اینها مورد توجه بیشتری قرار بگیرد ضمانت اجراهای قوی تری در این جهت ها بگذاریم ولی ما با یک قانون انتخابات ایده آل فاصله داریم و آنچه که در سیاست های کلی آمده ما را برای رسیدن به قانون انتخابات ایده آل کمک می کند.

 

*فرض کنید اگر سیاست های کلی انتخابات به طور کامل تدوین و اجرا شود آیا مشکل استفاده از پول برای خرید رای که متاسفانه در برخی موارد دیده می شود از بین خواهد رفت؟

 

 شاید همه مشکلات را حل نکند چون قانون خوب اگر دست مجری توانا نباشد ممکن است چیز خوبی از آب درنیاید. مجریان هم توانایی لازم را پیدا کنند و اجرا و نظارت به درستی صورت بگیرد با یک قانون پیشرفته ما بیاییم و مسئله بررسی صلاحیت ها چارچوب روشن تری داشته باشد. رسیدگی به اعتراضات چارچوب روشن تری داشته باشد مسئله مربوط به ثبت نام های اندیشیده نشده از روی هوا و هوس که باعث می شود حجم انبوهی از مردم خودشان را وارد فرایند انتخابات کنند بدون اینکه خودشان هم بدانند آیا می توانند کمکی در مجلس یا در ریاست جمهوری کنند باید این حرکت نه چندان آگاهانه به یک حرکت هوشمندانه تبدیل شود یک سیستم ثبت نام و کنترل شرایط موثر داشته باشیم.

 

*برخی از فعالان سیاسی انتقاد دارند که برخی  رد صلاحیت های  شورای نگهبان به ضرر یک جناح خاص تمام می شود. چرا چنین وضعیتی وجود دارد؟

 

 اگر مثلا 12 هزار نفر آمدند و رد شدند، همه اینها گردن شورای نگهبان نیفتد یا اگر اینها رد شدند به اسم این تمام نشود که اینها ملتزم به شرع و دیانت نیستند اینها نیاز دارد به تنظیم قواعد روشن، رسیدگی و تنظیم  رفتار مجریان و ناظران و سیاست های کلی این زمینه را فراهم کرده اند، منتها باید درمورد تک تک سیاست های کلی ما بحث کنیم به عنوان یک مجموعه ببینیم و هرکسی هر جایی را که فکر می کند به نفع خودش هست سراغش نرود در قالب یک مجموعه کامل که رهبری هدیه کردند به ما تلقی کنیم و برویم به سمت عملی شدن مجموعه کامل اگر نظارت مهم است در کنارش آزادی انتخابات و شفافیت هم مهم است همه را کنار همدیگر ببینیم. به نظرم میرسد که افراد پر تلاش و وطن خواه و مومن در کشور ما بدون توجه به گرایش های سیاسی و گروه بندی ها به منافع ملی فکر کنند و به سمت قانونی که اتحاد و انسجام را بعد از هر انتخابات در کشور  ما بیشتر کند حرکت کنیم.

 

*آیا شورای نگهبان جناحی عمل میکند ؟

 

اگر از من سوال می کنید من خودم را می شناسم بعضی از همکارانمان هم در شورای نگهبان از گذشته میشناختم اینها در انتخاب هایشان به جناح سیاسی اینهایی که من میشناسم توجه نداشتند قوی ترین محکمترین دلیل برای امکان یک چیز وقوع آن است شما از من اینجوری سوال کنید آیا امکان دارد که شورای نگهبان بدون توجه به گرایش های سیاسی صلاحیت اشخاص را بررسی کند من میگویم مگر همین دفعه اتفاق نیفتاد همین دفعه اتفاق افتاد تعداد زیادی از جناح های مختلف آمدند و شرکت کردند صلاحیت هم تایید شد. اگر از من بپرسید آیا شورای نگهبان دوستان شما و همکاران شما که از آنها حمایت میکنید می گویم  اینها آدمهایی هستند که میتوانند بی طرفی را رعایت کنند.

 

*برخی از فعالان سیاسی به خصوص یک جناح خاص اصرار دارند که شورای نگهبان نمی تواند د بی طرفی خود را حفظ کند؟

 آیین رسیدگی شان جوری است که بتوانند این بی طرفی را نمایش هم بدهند یک بحث دیگر است که بی طرف بودن با نمایش بی طرفی فرق دارد خود بی طرف بودن  توان پا گذاشتن روی دل و گرایش های سیاسی شخصی میخواهد این را من به نظرم میرسد که بسیاری از اعضای شورای نگهبان این توانایی را دارند دوم آیینی و ابزاری می خواهد که بتواند بی طرفی را نشان بدهد مثلا قانون اگر به من بگوید که ابراهیمیان تو حق نداری به عنوان عضو شورای نگهبان گرایش های سیاسی خودت را در جامعه فریاد بزنی تو یا چپ هستی یا راست هستی یا میانه ای یکی از اینها هستی ما که نمی توانیم تو را عوض کنیم به عنوان عضو شورای نگهبان وقتی آنجا هستی یاد گرفتی پا روی دلت بگذاری و بدون توجه به این گرایش ها افراد را در موقع قضاوت یکسان ببینی جوری هم رفتار کن که در مردم این اعتماد به وجود بیاید مثلا هرگز نرو خودت را بچسبان به یک جناح سیاسی یا سردمدار مستقیم یکی از جناح های سیاسی نشو اگر قانون انتخابات این حرف و این قاعده نظارتی را بگذارد من هم مجبور هستم این را رعایت کنم به آن بی طرفی واقعی من بی طرفی آیینی هم اضافه میشود و تصمیمات ما از قدرت اقناع کنندگی بیشتر برخوردار میشود.

 

*یعنی باید قانون انتخابات تغییر و به روز شود؟

 

من میگویم باید قانون انتخابات ما پیشرفته باشد اینجور ملاحظات را باید فکر کنیم. به یاد دارم در زمان تصویب قانون نظارت بر رفتار قضات یکی از مسائلی که مطرح بود این بود که آیا قاضی میتواند عضو یک حزب باشد در نظام های مختلف حقوقی دنیا پاسخ های متفاوتی هست ممکن است یکی بگوید که مثلا عضو فعال یک حزب نباشد اما باید او یا به چپ رای بدهد یا به راست یا به میانه نمیشود بگوییم عضو نباش اما جزو سردمداران و مدیران یا چهره های برجسته حزب نباشد ممکن است یکی بگوید نه عضو حزب نباشد رای اش را بدهد ولی عضویت نداشته باشد اینها انتخاب هایی هستند که با مطالعات تطبیقی با اندیشیدن ما باید درموردش به جواب های روشنی بعد از چهار دهه انقلاب برسیم درمورد مجری انتخاباتی و ناظر انتخاباتی و شورای نگهبان هم راجع به آن فکر کنیم آدمهای خوبی هستند اینها را میشناسیم خدایی نکرده حق مردم را تضییع نمی کنند ولی خب چه کار کنیم که وقتی یک نفر کاندیدا قبول یا رد میشود در ذهن اش این نیاید که من به خاطر گرایش ام قبول شدم یا رد شدم البته حقیقتی را من به عنوان یک تجربه عرض میکنم بخشی از کسانی که رد میشوند خودشان دلیل رد صلاحیتشان را میدانند ولی تجاهل میکنند متاسفانه این وجود دارد در سیستم انتخاباتی ما بعضی از کسانی که گله می کنند من علم دارم بعد از یک تجربه انتخاباتی که ممکن است آدم خوبی باشد ولی برای نماینده شدن و حمل این امانت سنگین خوب نیست حالا اینها را هم باید کم کم در یک قانون انتخابات تعیین تکلیف کرد.

 

*شورای نگهبان چگونه و چطور می خواهد ایمان، تعهد و اعتقادات افراد را بسنجد و بر اساس آن رای به احراز یا عدم احراز صلاحیت بدهد؟

 

ما در سیستم انتخاباتی خودمان ویژگی هایی داریم که آن ویژگی ها را جاهای دیگر دنیا ندارند بنابراین بعضی از چیزها را جاهای دیگر برای ما راه حل ندارند مثلا کمتر جایی اتفاق می افتد که بگویند ما باید اعتقادات و ایمان شما را بسنجیم در نظام جمهوری اسلامی ایران به نظر من این ضروری است منتها سوال این است چه جوری میشود به قلب آدمها راه پیدا کرد مگر می شود قلب آدمها را سنجید اینجا است که ما باید در قانون انتخابات خودمان به سمت یک نظام بررسی صلاحیت ها از روی ظهور و بروز رفتارهای خارجی افراد برویم چه طور دلیل بیاورد شاهد بیاورد استشهادیه معتمدین بیاورد که من آدم خوبی هستم مورد وثوقی هستم آیا لازم است سردمداران  احزاب سیاسی مثل بعضی از کشورها برای آنها تاییدیه بنویسند آیا سوابق کیفری شان را بیاورد که سوء پیشینه ندارد اینها را باید در قانون انتخابات متناسب با ویژگی های نظام دینی جمهوری اسلامی ایران دقیق تر تعریف کنیم اینها کار دارد و از آن چیزهایی است دقیقه نودی نیست اگر قرار باشد اینها را بگذاریم دقیقه 90 باز هم چیز خوبی از آب در نمی آید .


نظرات شما