رویداد۲۴| روزنامه کیهان، بهعنوان نماد رسانهای جریان اصولگرا، در گزارش مفصل و تهاجمی که تیتر یک کرده با عنوان «زاویهدارها عبور از پزشکیان را کلید زدند»، تلاش کرده است روایت غالبی از تحولات سیاسی اخیر ارائه دهد که در آن اصلاحطلبان نه حامیان انتخاباتی دولت، بلکه جریانی «سهمخواه»، «زاویهدار» و آماده عبور از رئیسجمهور معرفی میشوند.
کیهان در ابتدای گزارش خود با ادبیاتی صریح مینویسد: «حمله سازمانیافته رسانههای زنجیرهای و چرخش ناگهانی حامیان دیروز دولت چهاردهم، بار دیگر نشان داد جریان مدعی اصلاحات، حمایت سیاسی را تا زمانی میپذیرد که سهمخواهیاش تأمین شود.»
این گزاره، شالوده اصلی تحلیل کیهان را میسازد؛ تحلیلی که اصلاحطلبان را جریانی معرفی میکند که تنها تا زمانی پای دولت میایستد که مطالبات حداکثریاش محقق شود.
با این حال، آنچه در این گزارش مغفول مانده، نقش و رفتار خود اصولگرایان در تضعیف دولت است. جریان اصولگرا، در حالی دولت را به مرزبندی با اصلاحطلبان فرامیخواند که همزمان، از هیچ نقد تند، حمله مستقیم و حتی توصیه به بازگشت به «مدل دولت رئیسی» دریغ نمیکند. این تناقض آشکار، پرسشی جدی را پیش روی دولت قرار میدهد: چگونه میتوان با جریانی «وفاق» کرد که همزمان مشروعیت و کارآمدی دولت را زیر سؤال میبرد؟
در بخش مهمی از گزارش، کیهان به نشست رئیسجمهور با فعالان سیاسی اشاره کرده و پاسخ پزشکیان به مطالبه مذاکره با آمریکا را «تیر خلاص» به اصلاحطلبان توصیف میکند. پزشکیان در این نشست تأکید میکند: «بنده حاضر نیستم زیر بار ذلت و ظلم بروم... برای اینکه رئیسجمهور بمانم، باج نمیدهم. روی اعتقادی که دارم ایستادهام و به کسی باج نخواهم داد.»
کیهان این موضع را نشانه استقلال رئیسجمهور از اصلاحطلبان میداند، اما از این نکته عبور میکند که همین موضع، با استقبال بدنه اجتماعی حامی دولت نیز همراه بوده است.
بخش دیگری از گزارش، به واکنش رسانههای اصلاحطلب میپردازد؛ جایی که کیهان با استناد به تیترها و یادداشتهایی از هممیهن و سازندگی، تلاش میکند این جریان را در حال «کلید زدن پروژه عبور از پزشکیان» نشان دهد. برای نمونه، کیهان به تیتر هممیهن اشاره میکند: «آقای رئیسجمهور! خیلی زود تنها شدید» و آن را نشانه فشار رسانهای برای وادار کردن دولت به عقبنشینی معرفی میکند.
اما تحلیل یکسویه کیهان، این واقعیت را نادیده میگیرد که بخشی از این فاصله، نه صرفاً محصول «سهمخواهی اصلاحطلبان»، بلکه نتیجه عملکرد خود دولت در حوزههایی، چون چینش کابینه، انتصابات و تحقق وعدههای انتخاباتی است. فاصلهای که اصولگرایان، آگاهانه میکوشند آن را عمیقتر کنند تا دولت را از پایگاه رأی خود جدا سازند.
در واقع، آنچه امروز در حال وقوع است، شکلگیری یک بازی دوگانه علیه دولت پزشکیان است: از یکسو اصلاحطلبانی که از کندی اصلاحات و محافظهکاری دولت ناراضیاند و از سوی دیگر اصولگرایانی که به نام «وفاق»، در دولت نفوذ کرده و میکوشند مسیر آن را به الگوی مطلوب خود نزدیک کنند. کیهان صراحتاً نسخه خود را تجویز میکند و مینویسد: «دولت چهاردهم اگر قصد عبور از این مقطع حساس را دارد، چارهای جز مرزبندی صریح و بدون تعارف با این زاویهدارها و دوری از آنها ندارد.».
اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا مرزبندی مورد نظر کیهان، به معنای تقویت دولت است یا خالیکردن آن از پشتوانه اجتماعی؟ اصلاحطلبان، با همه نقدها و اختلافات، سهم مهمی در پیروزی پزشکیان در انتخابات داشتند. در مقابل، طیفی که امروز به بهانه وفاق در دولت ریشه دوانده، نه تنها هزینهای برای پیروزی پزشکیان نداده، بلکه همزمان دولت را زیر فشار سیاسی و رسانهای قرار داده است.
دولت پزشکیان اکنون در یک دوراهی سرنوشتساز ایستاده است: یا باید با بازسازی رابطه خود با بدنه اصلاحطلب و رأیدهندگانش، سرمایه اجتماعی از دسترفته را ترمیم کند؛ یا به توصیه جریان اصولگرا تن دهد و با حذف تدریجی حامیان انتخاباتیاش، دولتی «بیپشتوانه، اما کمدردسر» بسازد.
این انتخاب، نه فقط مسیر دولت چهاردهم، بلکه آینده تعادل سیاسی کشور را نیز رقم خواهد زد.