رویداد۲۴| اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره نحوه انتخاب وزیر جهاد کشاورزی، بار دیگر شکاف پنهان میان دولت و مجلس را به سطح رسانهها کشاند؛ شکافی که اینبار نه بر سر یک قانون یا لایحه، بلکه بر سر مسئولیتپذیری در قبال یکی از بحرانیترین وزارتخانههای کشور علنی شده است. وزارت جهاد کشاورزی که در ماههای اخیر زیر فشار گرانی نهادهها، نارضایتی کشاورزان و اختلال در تأمین کالاهای اساسی قرار دارد، حالا به میدان پاسکاری سیاسی میان پاستور و بهارستان تبدیل شده است.
رئیسجمهور در تازهترین اظهارات خود گفته که انتخاب وزیر جهاد کشاورزی نه تصمیم دولت، بلکه توصیه مجلس بوده است. پزشکیان گفته است: «ما برای وزارت جهاد کشاورزی کس دیگری را انتخاب کرده بودیم. همین مجلس به ما گفت فلانی خوب است او را وزیر بگذارید. این فردی که شما میگویید دوست من است را من انتخاب نکردم.»
این سخنان در حالی مطرح میشود که از ابتدا، نوری قزلجه بهعنوان یکی از گزینههای نزدیک به دولت معرفی شده بود و همین موضوع، واکنش صریح برخی نمایندگان مجلس را در پی داشت.
در نقطه مقابل، عضو هیأت رئیسه کمیسیون کشاورزی مجلس، روایت کاملاً متفاوتی ارائه میدهد. یزدیان با رد ادعای رئیسجمهور تأکید کرده است: «آقای رئیس جمهور خودشان آقای نوری قزلجه را پیشنهاد داده و از برنامههای او دفاع کرد و بههیچوجه فشاری از مجلس نبوده است. رئیس جمهور برای معرفی وزرا، اختیار دارد.»
او با اشاره به سابقه رابطه شخصی میان رئیسجمهور و وزیر جهاد کشاورزی افزوده است: «آقای نوری قزلجه و دکتر پزشکیان از گذشته سابقه رفاقت قدیمی داشته و هم استانی بودهاند و اتفاقاً ایشان گزینه دولت بوده است، ازاینرو صحبتهای اخیر دکتر پزشکیان برای نخستینبار است که شنیده میشود و جای تعجب دارد.»
یزدیان همچنین صراحتاً گفته است: «هیچگونه توافقی میان دولت و مجلس برای معرفی وزیر جهاد کشاورزی وجود نداشته است.»
به گفته این عضو کمیسیون کشاورزی، مسئله فقط شخص وزیر نیست، بلکه سیاستهای کلان دولت در حوزه کشاورزی زیر سؤال است. او گفته: «انتقاد امروز مجلس به عملکرد وزارت جهاد کشاورزی نیز صرفاً متوجه شخص وزیر نیست بلکه این انتقاد به رویکرد مجموعه دولت در حوزههای مختلف از جمله تخصیص ارز به نهادهها باز میگردد که بلاتکلیفی آن به کشور آسیب میزند.»
او تأکید کرده است: «مجموعه دولت و شخص رئیس جمهور باید در خصوص وضعیت نهادهها پاسخگو باشند و مشکلات را به گردن قوه دیگر نیندازد.»
همزمان با بالا گرفتن این تناقضگویی، واکنشها در شبکههای اجتماعی نیز تند و کنایهآمیز بوده است. علی شریعتی، فعال اقتصادی، نوشت: «بعد از عبارت جنگ تحمیلی واژه وزیر تحمیلی هم به ادبیات جمهوری اسلامی اضافه شد!»
سینا جهانی، فعال رسانهای، نیز نوشت: «حالا فهمیدیم چرا یکی از بیکفایتترین وزیران کابینه تا امروز حتی به یک قدمی استیضاح در مجلس نزدیک نشده»
یک کاربر شبکههای اجتماعی هم با اشاره به تغییر روایتها نوشت: «تا چند وقت پیش میگفت وزرای کابینه توسط رهبری انتخاب شدن، حالا میگه وزیر جهاد کشاورزی رو مجلس و کمیسیونها انتخاب کردن!»
بهروز عزیزی، فعال رسانهای، گمانه خروج نوری قزلجه از دولت را مطرح کرد و نوشت: «به نظر میرسد وزیر ضعیف کشاورزی هم از قطار کابینه پیاده میشود!»
روحالله جمعهای، فعال سیاسی، صریحتر از همه نوشت: «آقای وزیر کشاورزی حالا که طبق اظهارات رئیس جمهور معلوم شد گزینه رئیس جمهور نبودید و به دولت تحمیل شدهاید و عملکردتان هم مورد اعتراض مردم است، اگر طالب قدرت نیستید، سریع استعفا دهید!»
آنچه این جدال لفظی را معنادارتر میکند، همزمانی آن با تشدید بحران نهادههای کشاورزی، افزایش قیمت محصولات غذایی و نارضایتی فزاینده کشاورزان است. در چنین شرایطی، افکار عمومی کمتر به دنبال این است که «چه کسی وزیر را انتخاب کرده» و بیشتر میپرسد «چه کسی پاسخگوی وضع موجود است».
پاسکاری مسئولیت میان دولت و مجلس، نه بحران نهادهها را حل میکند و نه فشار را از دوش مردم برمیدارد. اگر وزیر جهاد کشاورزی واقعاً گزینه دولت بوده، رئیسجمهور باید مسئولیت عملکرد او را بپذیرد؛ و اگر تحمیلی بوده، پرسش اصلی این است که چرا دولتی که شعار شفافیت و صداقت میدهد، در برابر چنین تحمیلی ایستادگی نکرده است.