رویداد۲۴| معیشت، فقط یک عدد در جدولهای آماری نیست؛ معیشت، تجربهی روزمرهی مردم است. تجربهای که صبح با آن بیدار میشوند، شب با آن میخوابند و میان این دو، هر خبر، هر تیتر و هر هشدار رسانهای میتواند آن را سبکتر یا سنگینتر کند. در چنین شرایطی، رسانه دیگر صرفاً «ناقل خبر» نیست؛ رسانه به بازیگری فعال در میدان امید و ناامیدی بدل شده است.
در ماههای اخیر، کافی است نگاهی به تیترهای اقتصادی و معیشتی بیندازیم: «یارانه جدید در راه است»، «سبد معیشت رکورد زد»، «حقوقها کفاف نمیدهد»، «خبر خوش برای بازنشستگان»، «افزایش ناچیز دستمزدها». این تیترها فقط اطلاعرسانی نمیکنند؛ آنها احساس تولید میکنند. احساس امنیت، انتظار، اضطراب یا حتی خشم.
مسئله اینجاست که بسیاری از رسانهها، آگاهانه یا ناآگاهانه، وارد فرآیند مهندسی ادراک معیشتی شدهاند. یعنی نه واقعیت معیشت، بلکه «برداشت مخاطب از معیشت» را شکل میدهند. مخاطبی که پیش از آنکه قبض برق یا فاکتور خرید را ببیند، تیترها را میبیند؛ و ذهنش پیشاپیش برای سختی یا امید آماده میشود.
از یکسو، برخی رسانهها با تیترهای مکررِ بحرانمحور، تصویری دائماً فروپاشیده از زندگی اقتصادی میسازند. گویی هیچ روزنهای وجود ندارد و هیچ اصلاحی ممکن نیست. نتیجه چنین رویکردی، فرسایش روانی جامعه است؛ جامعهای که حتی خبرهای مثبت را هم با تردید و بیاعتمادی میخواند. در این وضعیت، ناامیدی نه یک احساس گذرا، بلکه به یک «وضعیت پایدار ذهنی» تبدیل میشود.
از سوی دیگر، رسانههایی هستند که با تیترهای بیشازحد امیدوارکننده، وعدهمحور و بعضاً مبهم، انتظاراتی میسازند که توان تحقق ندارند. «خبر خوش»، «گشایش بزرگ»، «تحول اساسی»؛ اما وقتی واقعیت روزمره با این تیترها همخوانی ندارد، نتیجه معکوس میشود: ناامیدی عمیقتر و بیاعتمادی گستردهتر.
اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود:
پاسخ، نه این است و نه آن؛ بلکه ترکیبی هوشمندانه از هر دو. رسانه حرفهای، نه بحران را پنهان میکند و نه امید را جعل. بلکه واقعیت را با مسئولیت اجتماعی روایت میکند. رسانهای که میداند هر تیتر، فقط یک ابزار جذب کلیک نیست؛ بلکه بخشی از زیست روانی جامعه است.
در عصر الگوریتمها و رقابت برای دیدهشدن، وسوسهی تیترهای شوکآور قابل درک است. اما باید پذیرفت که معیشت، موضوعی نیست که بتوان با آن بازی رسانهای کرد. تکرار بیوقفهی تیترهای اضطرابآور، سرمایه اجتماعی را میسوزاند؛ و اغراق در امید، اعتماد را.
مدیران رسانه و سردبیران امروز، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف نقش خود هستند. ما دیگر فقط تولیدکننده محتوا نیستیم؛ ما تنظیمکننده فضای روانی جامعهایم. انتخاب یک واژه در تیتر، میتواند فاصله میان «نگرانی منطقی» و «ترس فلجکننده» را تعیین کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که از خود بپرسیم:
آیا رسانه قرار است آینهای باشد که فقط ترکها را بزرگنمایی کند؟
یا چراغی باشد که مسیر را، هرچند سخت و ناهموار، روشن نشان دهد؟
معیشت مردم، میدان آزمون اخلاق حرفهای رسانههاست. و تاریخ رسانه، نه تیترهای پربازدید، بلکه مسئولیتپذیری در همین بزنگاهها را به خاطر خواهد سپرد.
منبع: اندیشه معاصر