رویداد ۲۴| جان مرشایمر، استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو و یکی از مهمترین نظریهپردازان مکتب رئالیسم تهاجمی، در اظهاراتی تازه هشدار داده است که ایالات متحده ممکن است در هفته آینده وارد درگیری نظامی مستقیم با ایران شود. این پیشبینی که در چارچوب تحلیل او از رفتار قدرتهای بزرگ مطرح شده، بهسرعت در محافل رسانهای و سیاسی بازتاب گستردهای داشته است.
مرشایمر با استناد به افزایش تنشها در منطقه، فشارهای داخلی در آمریکا، و نقش لابیهای امنیتی و متحدان منطقهای واشنگتن، معتقد است که منطق «قدرتمحور» حاکم بر سیاست خارجی آمریکا میتواند این کشور را به سمت گزینه نظامی سوق دهد؛ حتی اگر پیامدهای آن غیرقابلکنترل باشد.
اهمیت سخنان او زمانی دوچندان میشود که یادآوری کنیم مرشایمر پیشتر نیز وقوع جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل را پیشبینی کرده بود؛ پیشبینیای که در آن زمان با تردیدهای فراوان مواجه شد، اما نهایتاً به واقعیت پیوست و اعتبار تحلیلی او را نزد بسیاری از ناظران افزایش داد.
برای درک اهمیت این هشدار، باید به جایگاه فکری مرشایمر بازگشت. او از چهرههای اصلی مکتب رئالیسم تهاجمی است؛ مکتبی که بر این باور است قدرتهای بزرگ، برای بقا و افزایش امنیت خود، ناگزیر به گسترش نفوذ و حتی توسل به جنگ هستند. در این چارچوب، اخلاق، حقوق بینالملل و ملاحظات انسانی، اغلب در برابر منطق قدرت رنگ میبازد.
مرشایمر همواره سیاست خارجی آمریکا را نه بر پایه ارزشها، بلکه بر اساس منافع سختافزاری تحلیل کرده است. از نگاه او، اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که ایران در حال عبور از خطوط قرمز راهبردی است، حمله نظامی—با هزینههای سنگین—میتواند به گزینهای «عقلانی» تبدیل شود.
اما همین نگاه، محل اصلی انتقاد به مرشایمر است. منتقدان میگویند تحلیلهای او، هرچند واقعگرایانه به نظر میرسند، اما در عمل به نوعی «عادیسازی جنگ» منجر میشوند؛ گویی درگیری نظامی، یک انتخاب طبیعی و اجتنابناپذیر در سیاست جهانی است، نه فاجعهای انسانی با تبعات گسترده.
پیشبینی حمله آمریکا به ایران، اگرچه در قالب هشدار مطرح میشود، اما میتواند خود به تشدید فضای روانی جنگ دامن بزند. در جهانی که بازارها، افکار عمومی و حتی تصمیمگیران سیاسی بهشدت تحت تأثیر فضای رسانهای هستند، چنین اظهاراتی صرفاً تحلیل دانشگاهی باقی نمیماند و به بخشی از معادله بحران تبدیل میشود.
از سوی دیگر، سابقه درست بودن برخی پیشبینیهای مرشایمر، از جمله جنگ ایران و اسرائیل، باعث شده سخنان او جدیتر از گذشته تلقی شود. همین موضوع، مسئولیت تحلیلگران را سنگینتر میکند: آیا وظیفه آنها صرفاً توصیف منطق قدرت است، یا هشدار دادن درباره پیامدهای فاجعهبار آن؟
در نهایت، چه پیشبینی مرشایمر درباره حمله آمریکا به ایران محقق شود و چه نه، یک واقعیت انکارناپذیر است: منطقه در وضعیتی شکننده قرار دارد و روایتهایی که جنگ را محتمل و حتی محتوم جلوه میدهند، میتوانند خود به تسریع این مسیر کمک کنند. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار رئالیسم تهاجمی، صدای واقعگرایی انسانی نیز بلندتر شنیده شود؛ صدایی که جنگ را نه «گزینه»، بلکه شکست سیاست میداند.