رویداد۲۴| مردم ایران هیج وقت و هرگز چنین روزهای سخت و تلخی را تجربه نکرده بودند، نه در آن هشت سال جنگ، در بحبوحه انقلاب و ... شاید در روزهای دورتر و سالهای قحطی هم این حجم از دلواپسی و اضطراب به جان مردم نریخته بود.
مردمی که تا همین چند ماه پیش از قطعی برق در تابستان و نبود آب و هوای آلوده و رشد تورم مینالیدند و گلایه داشتند، امروز با سوگ جوان و عزیزی مواجه شده و همه دردهای پیشین را از یاد بردهاند. در خیابان که قدم بزنی چندان پارچه سیاه و اعلامیه و حجله و ... نمیبینی، اما از هر خانه و خانواده عزیزی رفته؛ هنوز هم در کهریزک و بهشت زهرا قیامت است. هر دوست و آشنایی که میبینی داغدار کسی است.
گرد مرده چنان در شهر پاشیده که حتی رمق فکر کردن به آنچه در روزهای اخیر از سرگذراندیم و آنچه پیش رو داریم، برای کسی باقی نمانده است.
رسم دنیا، اما این است که زندگی باز هم ادامه دارد، خیلی هم سخت و دردناک ادامه دارد. قطعی اینترنت با وجود همه آسیبهایی که به کسب و کار زندگی مردم زده، اما یکی خوبی هم داشته و خیلیها را از دنیا بیخبر نگه داشته است. اگر قضیه جمع کردن ماهوارهها که به رغم تکذیب مقامات رسمی، شایعه بسیار جدی است؛ حقیقت داشته باشد هم به زودی ارتباط مردم کلا با رسانههای جهان قطع شده و احتمالا زیر سایه این بیخبری چند صباحی آرامش خواهیم یافت.
قصد نگارنده دفاع از این محدودیت رسانهای و قطع ارتباطات نیست. حرف این است که شاید بهتر باشد این ملت داغدیده هر لحظه با تهدید ترامپ و خط و نشان اروپا و ... مضطربتر نشود. نشنیدن و ندانستن و بیخبری حتما چاره کار نیست، اما شاید مسکنی باشد بر دردی که به این راحتیها التیام نخواهد یافت.
این مردم دیگر نمیدانند که نگران نان شب بوده و برای تورم چشمگیری که مثل گردباد از زندگی حداقلی آنها عبور میکند و همهچیز را با خود میبرد، باشند تا نگران تحولات سیاسی.
تا دیروز درباره اینکه مقصر وضعیت این دولت است یا سایر نهادها و سیاستهای داخلی و خارجی و ... بحث میکردیم. امروز نمیدانیم غصه مشکلات مالی و جیب خالی و قرار گرفتن در آستانه فقر غذایی را بخوریم یا نگران زندگی زیر سایه جنگ احتمالی و مجادلات جهانی باشیم.