رویداد۲۴ | تحریریه ورزشی- برانکو در گذشته یک پیشبینی خارق العاده کرده بود؛ او گفته بود فوتبال ایران آماتور میشود؛ امروز باید گفت بحث بر سر موجودیت است. این روزها که دوباره بازیها بدون تماشاگر شدند، زمان برگزاری ساعت ۲ ظهر شده تا مبادا به تاریکی شب بخورند، ای اف سی بار دیگر میزبانی را از ما گرفته و خارجیها از ترسشان به ایران برنمیگردند، عملا در حال نزدیک شدن به لحظات ملکوتی «تعطیلی فوتبال ایران» هستیم. چیزی مدتهاست خیلیها آرزوی آن را دارند. ابراهیم قاسمپور بازیکن سابق تیم ملی همین دو، سه روز قبل گفته بود «فوتبال را ۱۰ سال تعطیل کنید». چند ماه پیش بود هم هواداران در سایت کارزار، کمپین «تعطیلی فوتبال ایران به خاطر فساد و ناکارآمدی» را کلید زدند.
اما گرفتاری فوتبال ایران همین است، که هم از داخل میخورد هم از خارج. ترکیب مدیریت مهدی تاج و رفقا که با فشار سیاسیون و امنیتیها به فدراسیون بازگشتند، در کنار اتفاقات غیر ورزشی که روی فوتبال تاثیر میگذارد، نفس ورزش محبوب ایرانیان را به شماره انداخته است_اگر تا به حال آن را نکشته باشد.
بحث امروز و دیروز نیست؛ سالهاست فوتبال، آن مرغ بخت برگشتهای است که به قول بهرام بیضایی «در عروسی و عزاش هر دو سر میبرند». وقتهایی که کشور دچار تشتت و گرفتاری است، فوتبال میشود مظهر غرور ملی و «تنها دلخوشی مردم» و تا دری به تخته میخورد، اولین دستورالعمل، ممنوعیت ورود هواداران به استادیوم است. فرقی نمیکند اعتراضات آبان ۹۸ باشد یا ۱۴۰۱ یا شیوع کرونا یا شرایط جنگی یا مشکل ورود زنان به استادیوم. نسخه درمان هر بحرانی در این مملکت اول «قطع اینترنت» است و بعد «برگزاری بدون تماشاگر بازیهای فوتبال».
بیشتر بخوانید:
چرا فدراسیون برای تعلیق فوتبال اسرائیل به فیفا نامه نزد؟ | کارنامه مبهم تاج در دفاع از منافع ملی
اسرائیلستیزی نمایشی آقای تاج | ابهامات در مورد برگزاری جلسه تاج برای محرومیت رژیم صهیونیستی
بزرگترین شکست فوتبال ایران پیش از جام جهانی | چرا هواداران با تیم ملی قهر کردهاند؟
شاید خیلی هم بد نباشد اگر فوتبال مدتی تعطیل شود؛ منظور فقط این روزها که فکر مردم درگیر تعداد کشتهها، قطعی اینترنت و وضعیت اقتصادی شده، نیست. منظور، تعطیلی به معنای واقعی کلمه است. فوتبالی که نه زمین دارد، نه حق پخش، نه مدیریت، نه تماشاگر، به چه دردی میخورد؟ فوتبالی که سرمایه اجتماعیاش به پایینترین حد خود رسیده، طوری که برخی از بغض حاکمیت آرزوی شکست تیم ملی را میکنند، فوتبالی که تیمهای نوجوانان و جوانان و امیدش در مراحل زیرمقدماتی و مقدماتی اوت میشوند، چه آیندهای دارد؟ فوتبالی که تنها دستاوردش صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی است و قرار گرفتن بین یکی از ۹ سهمیه آسیا، چه چیزی قرار است به ما اضافه کند؟ اینکه هر روز از پرونده فساد، دلالی و پول پاشی در فوتبال بشنویم و با جیب خالی بیشتر حرص بخوریم خوب است؟
اشتباه نکنید! ما توی سر فوتبال نمیزنیم. ما عاشق فوتبالیم. اتفاقا، چون عاشقش هستیم، خوب میشناسیمش. اما وقتی چیزی درست نیست، به زور نمیشود بزکش کرد. همیشه ادامه دادن به هر قیمتی درست نیست.
مهمترین دستاورد تعطیلی فوتبال، همین است که مجریهای بی مزه صداوسیما دیگر نمیتوانند جمله «فوتبال تنها دلخوشی مردم است» را به خورد مخاطب بدهند. جملهای که نه تنها بار اعتراضی ندارد_به این معنا که همه دلخوشیهای مردم از بین رفته_ بلکه برای عادیسازی به کار میرود. عادیسازی نبود امنیت اقتصادی و شغلی. عادیسازی فشارهای اجتماعی و قوانین محدودکننده. عادی سازی منازعات سیاسی و سایه جنگ. عادیسازی ناامیدی از آینده. وسط تمام این بحرانها یک موتیف تکرار میشود: مجریان تلویزیون میآیند، لبخند میزنند، ژست اکتیویست سیاسی میگیرند و خطاب به مسوولان میگویند «فوتبال تنها دلخوشی مردمه، تو رو خدا اینو دیگه از مردم نگیرین».
مردم هم به سیاق سابق این مثل را باور میکنند و در ادبیات روزمرهشان به کار میبرند. وقتی دوربین خبرنگاران را میبینند، ناراحت از وضعیت استادیومها یا تیمهای محبوبشان، تکرار میکنند که «این تنها دلخوشی را از ما نگیرید». مهمانهای برنامههای تلویزیونی هم این عبارت را تکرار میکنند و در رسانهها و مطبوعات مدام تیتر میشود؛ اما این وسط کسی نمیپرسد چرا؟ چرا فوتبال باید تنها دلخوشی این مردم باشد؟ اصلا چطور شد به اینجا رسیدیم که «فوتبال تنها دلخوشی ما شد» و همه هم آن را پذیرفتیم؟ مگر دلخوشیهای یک جامعه نباید درآمد، رفاه و آسایش اجتماعی باشد؟ چرا تقلیل دلخوشی، به گردش یک توپ گرد وسط یک زمین پر از چاله چوله برای ما عادی شد؟ در کجای دنیا فوتبال تنها دلخوشی مردم است؟ اصلا مگر فوتبال چقدر ظرفیت دارد که بتواند بار آرزوها و ناکامیهای یک ملت را به دوش بکشد؟
خسته شدیم از اینکه وسط آب رفتن درآمد، ناترازی آب و برق و گاز، قطعی اینترنت، زندگی زیر سایه جنگ و هزار گرفتاری دیگر بگویند بفرمایید فوتبال! آن هم این فوتبال!
نخیر!ما همین به قول شما تنها دلخوشی را هم نمیخواهیم. تماشاگرانش را که حذف کردید، بازیکنانش را تاراندید. چند سال است معلوم نیست به چه بهانهای، بازسازی ورزشگاه آزادی طول کشیده؛ ده سال دیگر هم کشش بدهید. اصلا در همه استادیومها را به خاطر بازسازی ببندید. اگر فقط به فکر درآمدهای خودتان از راه تبلیغات نیستید، پخش زنده بازیها را هم اختصاص بدهید به همان کارشناسان و مجریانی که مردم را «تفاله» خطاب میکنند. وقتی ما از حقوق اولیه که یکی از آنها دسترسی آزاد به اطلاعات است، محرومیم، آن یک دانه «دلخوشی» هم بماند برای شما؛ حالش را ببرید.