رویداد۲۴| کاریترین گلوله دی ماه به قلب معیشت مردم خورد. این ماه برای بسیاری از خانوارهای ایرانی، نه آغاز فصل سرد یا حتی «وقت اعتراض» بلکه ماه «حذف» بود؛ حذف آرام و بی سر و صدای اقلامی که تا همین چند وقت پیش جزو بدیهیات سفره محسوب میشدند. رشد قیمت خوراکیها در دی ۱۴۰۴ نسبت به ماه قبل از آن چنان مشهود و چشمگیر بود که نیاز بررسی دادههای آماری ندارد. همین که مرغ از ۱۶۹ هزار تومان به ۲۳۰ هزار تومان، تخم مرغ از ۲۸۵ هزار تومان به ۴۸۰ هزار تومان رسیده یا اینکه روغن در فروشگاهها کمیاب شده به قدر کافی گویا است.
رشد قیمتها به خصوص بعد از اقدام اقتصادی جدید دولت یعنی حذف ارز ترجیحی و ارائه کالابرگ، ثابت کرد که تورم خوراکیها دیگر شوخیبردار نیست. قیمت اقلام اساسی در فاصلهای کمتر از سی روز دو مرتبه بالا رفت؛ آن قدر که بسیاری از خانوادهها، برای اقدام به خرید باید چند بار فکر کنند. بازار همان بازار است، اما محتوی سبد خرید مردم تغییر کرده؛ آن هم از سر اجبار.
در آذر ماه، مرغ هنوز برای بخش بزرگی از خانوادهها یک گزینه در دسترس بود، اما در دی ماه قیمت آن به قدری بالا رفت که این منبع پروتئینی هم در حال پر کشیدن از سفرهها است. تخم مرغ که همیشه پناه روزهای گرانی بود، دیگر نمیتواند نقش ناجی را کند. برنج، روغن و لبنیات هم مسیر مشابهی را طی کردند؛ آرام، پیوسته و بی وقفه رو به بالا.
آنچه در این میان بیشتر جلب توجه میکند، فاصله معنادار میان رشد قیمت خوراکیها و توان خرید مردم است. دستمزدها همانجا ایستادهاند که بودند، اما قیمتها سر به فلک کشیدهاند و نتیجه روشن است: سفرهها کوچک میشوند. حذف گوشت قرمز، کاهش مصرف لبنیات، خرید میوه به صورت دانهای و جایگزینی کیفیت با کمیت، حالا دیگر نه نشانه فقر پنهان بلکه واقعیت روزمره طبقه متوسط است.
مساله فقط عدد و درصد نیست. تورم خوراکیها مستقیما با امنیت غذایی جامعه گره خورده و این همان نقطهای است که سیاستگذاری اقتصادی باید به جای توجیه و راهکارهای مسکنگونه مثل کالابرگ، فکر اساسی کند.
روایتها در کوچه و بازار شبیه هم شده و فروشندهها از کاهش خرید میگویند و خریداران از حذف اقلام. دیگر کمتر کسی خرید ماهانه و هفتگی میکند و خریدها خرد شده، چون نه تنها به گرانی بلکه با سیر سریع افزایش قیمتها مواجه هستیم.
مقایسه آذر و دی ماه نشان میدهد که گرانی یک روند مقطعی نبوده و مسیری است که انگار برایش ترمز تعریف نشده است. سیاستها ثابت ماندهاند، وعدهها تکرار میشوند و نتیجه همان چیزی است که مردم هر روز در سبد خریدشان میبینند. سفرهای که آب میرود بی آنکه کسی مسئولیت این آب رفتن را به طور شفاف بپذیرد.
افزایش قیمت خوراکیها در یک ماه گذشته کار را به جایی رسانده که تورم دیگر فقط مساله اقتصاددان نیست، مسئله آشپزخانههاست. وقتی آشپزخانه خالیتر میشود دیگر نمیشود از ثبات اقتصادی حرف زد حتی اگر آمارها چیز دیگری بگویند.
در این میان، کالابرگ بار دیگر به عنوان نسخه آماده دولت برای مهار گرانی و ترمیم سفرهها فایدهای نداشته است. راهکاری به گفته متخصصان و کارشاسان یک مسکن موقت بوده و نه جلوی رشد قیمتها را میگیرد و نه قدرت خرید واقعی مردم را بالا میبرد. تجربههای قبلی نشان داده که کالابرگ در شرایط تورم افسارگسیخته بیش از سهمینه بندی در شرایط اضطرار نیست و کمکی به ثبات معیشت مردم نمیکند. روشن است عبور از این شرایط نیاز به مهار واقعی تورم دارد نه وعدههای تکراری و سیاستهای قبلا آزموده شده.