رویداد۲۴ | فیلم «ارزش عاطفی» (Sentimental Value) تازهترین ساختهی یواخیم تریر، فیلمساز برجستهی نروژی، یکی از مهمترین درامهای خانوادگی سالهای اخیر سینمای اروپا به شمار میآید. تریر که پیشتر با آثاری، چون «بدترین آدم دنیا» جایگاه ویژهای در سینمای معاصر پیدا کرده بود، در این فیلم بار دیگر به سراغ روابط انسانی پیچیده، زخمهای عاطفی حلنشده و پیوند میان زندگی شخصی و هنر رفته است. «ارزش عاطفی» فیلمی آرام، تأملبرانگیز و عمیق است که بهجای روایتهای پرحادثه، بر احساسات سرکوبشده، خاطرات دردناک و گفتوگوهای درونی شخصیتها تمرکز میکند و مخاطب را به مواجههای صادقانه با گذشته دعوت میکند.
داستان «ارزش عاطفی» حول محور دو خواهر به نامهای نورا و اگنس میچرخد که پس از مرگ مادرشان، بار دیگر با پدرشان گوستاو مواجه میشوند؛ مردی که سالها پیش خانواده را ترک کرده و اکنون بهعنوان یک کارگردان مشهور و شناختهشده به زندگی آنها بازگشته است. بازگشت گوستاو نه از سر دلتنگی خانوادگی، بلکه با پیشنهادی حرفهای همراه است: او قصد دارد فیلمی بسازد که ریشه در خاطرات و زندگی شخصی خانواده دارد.
نورا که بازیگر تئاتر است، از سوی پدر برای ایفای نقش اصلی دعوت میشود، اما او به دلیل زخمهای عاطفی عمیق و رابطهی سرد و حلنشده با پدر، این پیشنهاد را رد میکند. در ادامه، گوستاو تصمیم میگیرد از یک بازیگر آمریکایی مشهور برای این نقش استفاده کند؛ تصمیمی که تنشهای پنهان خانوادگی را به سطح میآورد و احساسات سرکوبشدهی سالها دوری، خشم، حسادت و اندوه را آشکار میسازد. فیلم بهتدریج نشان میدهد که چگونه هنر میتواند هم ابزاری برای بیان حقیقت باشد و هم عاملی برای تشدید دردهای کهنه.
یواخیم تریر در مقام کارگردان و نویسنده، بار دیگر با اسکیل وُگت همکاری کرده و فیلمنامهای خلق کرده که بر جزئیات روانشناختی شخصیتها استوار است. این دقت در پرداخت شخصیتها، با انتخاب بازیگرانی توانمند به نتیجهای چشمگیر رسیده است.
رناته رینسوه در نقش نورا، بازیگری درونگرا و زخمخورده، اجرایی ظریف و کنترلشده ارائه میدهد و بار احساسی فیلم را تا حد زیادی بر دوش میکشد. استلان اسکاشگورد در نقش گوستاو، پدری خودمحور و در عین حال آسیبپذیر، یکی از پیچیدهترین شخصیتهای کارنامهی خود را خلق میکند؛ شخصیتی که هم قابل سرزنش است و هم تا حدی قابل درک. اینگا ایبسدوتر در نقش اگنس، خواهر آرامتر و واقعگراتر، تعادلی احساسی در روایت ایجاد میکند و حضور ال فانینگ بهعنوان بازیگر خارجی، تضادی معنادار میان جهان خصوصی خانواده و صنعت سینما به وجود میآورد.
«ارزش عاطفی» از نظر فرم و محتوا، ادامهی مسیر سینمایی یواخیم تریر است؛ سینمایی متکی بر سکوتها، مکثها و گفتوگوهایی که بیش از آنچه گفته میشود، ناگفته باقی میماند. فیلمبرداری آرام، قاببندیهای ساده و موسیقی مینیمال، همگی در خدمت فضای درونی و احساسی داستان قرار گرفتهاند. ریتم فیلم عمداً کند است و تریر به مخاطب فرصت میدهد تا با شخصیتها زندگی کند، نه اینکه صرفاً شاهد یک روایت خطی باشد.
این فیلم بیش از آنکه دربارهی یک خانواده باشد، دربارهی حافظه، گذشته و تأثیر تصمیمهای قدیمی بر زندگی امروز است. تریر نشان میدهد که برخی زخمها با گذر زمان از بین نمیروند، بلکه تنها شکل آنها تغییر میکند.
«ارزش عاطفی» فیلمی است که تماشاگر را به چالش میکشد، نه با شوکهای روایی، بلکه با صداقت احساسی. فیلم از مخاطب میپرسد آیا میتوان از رنجهای شخصی برای خلق هنر استفاده کرد، بیآنکه به دیگران آسیب زد؟ پاسخ روشنی ارائه نمیدهد و همین ابهام، یکی از نقاط قوت آن است. تریر قضاوت نمیکند؛ او تنها موقعیتی انسانی را به تصویر میکشد که در آن عشق، خودخواهی، هنر و خانواده در هم تنیدهاند.
«ارزش عاطفی» فیلمی است برای تماشاگران صبور؛ اثری که بیش از آنکه دیده شود، باید احساس شود و پس از پایان، همچنان در ذهن و عاطفهی مخاطب باقی میماند.