رویداد۲۴| دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا امروز پنجشنبه ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ (۲ بهمن ۱۴۰۴) در جریان مراسم رونمایی از «هیئت صلح» در داووس، سوییس صریحاً گفت که «ایران میخواهد با ما گفتوگو کند و ما هم گفتوگو میکنیم» و آمریکا آماده است به این فرصت دیپلماتیک پاسخ دهد. ترامپ در این سخنرانی که رسانههای بینالمللی هم پوشش دادند، به تجربه گذشته و اقدامات آمریکا علیه تأسیسات هستهای ایران اشاره کرد و تأکید کرد که ایران «تمایل به مذاکره» دارد و واشینگتن نیز آمادگی قبول این دعوت را دارد. با این حال، چند روز پیش از این اظهارات، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته و این پرسش را تقویت میکند که آیا آنچه امروز «گفتوگو» نامیده میشود، واقعاً راهحلی دیپلماتیک است یا بخشی از الگوی فشار و سازوکارهای جدید واشینگتن در برابر تهران؟
این اظهارات ترامپ درحالی است که استیو ویتکاف نیز اعلام کرده است که تماسهایی با عباس عراقچی وزیر خارجه ایران داشته تا امکان بازکردن کانالهای گفتوگو فراهم شود. این نشانهها در کنار سخنان ترامپ نشان میدهد که گفتوگوها دستکم در سطح اجماع برای تماس و تبادل پیامها جریان دارد، اما هنوز مشخص نیست این ارتباطها به یک فرایند رسمی و منظم دیپلماتیک تبدیل خواهند شد یا خیر.
اظهارات تازه ترامپ را نمیتوان جدا از صحنه واقعی منطقه تحلیل کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که سیاست آمریکا در قبال ایران اغلب بر «دو مسیر همزمان» بنا شده است؛ گفتوگو در سطح دیپلماسی و فشار در سطح میدانی. اعلام آمادگی برای مذاکره، اگرچه میتواند نشانهای از تمایل به کنترل بحران باشد، اما همزمانی آن با تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه این تردید را ایجاد میکند که آیا هدف، باز کردن یک مسیر دیپلماتیک واقعی است یا افزایش اهرم فشار پیش از هر گفتوگوی احتمالی. در چنین شرایطی، مسئله اصلی نه صرفاً شنیدن پیامهای سیاسی، بلکه تشخیص این نکته است که کدامیک قرار است مبنای عمل قرار گیرد: سیگنالهای نرم دیپلماتیک یا نشانههای سخت نظامی که همچنان روی زمین دیده میشود.
اظهارات ترامپ درباره «آمادگی برای گفتوگو با ایران» واکنشهای متفاوتی در رسانههای بینالمللی و منطقهای داشته است؛ واکنشهایی که بیش از آنکه از یک مسیر واحد خبر بدهند، از دوگانگی سیاست آمریکا پرده برمیدارند.
فایننشالتایمز با نگاهی محتاطانه، سخنان ترامپ را نشانهای از تلاش واشنگتن برای مهار بحران ارزیابی کرده و نوشته است که در فضای فعلی، آمریکا بهدنبال «مدیریت تنش» است نه لزوماً حلوفصل ریشهای اختلافات. این روزنامه تأکید میکند که کانالهای ارتباطی غیرمستقیم، از جمله تماسهایی که ویتکاف از آن سخن گفته، نشان میدهد گفتوگوها بهطور کامل متوقف نشدهاند، اما هنوز فاصله زیادی تا یک روند پایدار وجود دارد.
در مقابل، آسوشیتدپرس بیشتر بر وجه سخت ماجرا دست گذاشته و گزارش داده که همزمان با این اظهارات، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته است. این رسانه نوشته است که اعزام ناوها و افزایش حضور نظامی، پیام متناقضی به تهران ارسال میکند و این تردید را بهوجود میآورد که آیا گفتوگو هدف نهایی است یا صرفاً ابزاری برای افزایش فشار.
گاردین نیز با نگاهی انتقادیتر، سیاست ترامپ را «ترکیبی از دیپلماسی لفظی و تهدید عملی» توصیف کرده و هشدار داده که این رویکرد میتواند خطر محاسبه اشتباه را افزایش دهد. این روزنامه به نقل از دیپلماتهای منطقهای نوشته است که کشورهای خاورمیانه نگرانند هرگونه خطای محاسباتی میان ایران و آمریکا، منطقه را وارد بحران تازهای کند؛ بحرانی که هزینه آن بیش از همه متوجه همسایگان ایران خواهد بود.
در رسانههای منطقهای، از جمله الجزیره انگلیسی، تأکید بر این نکته است که تهران در موضع رسمی خود، گفتوگو را رد نکرده، اما تجربههای پیشین باعث شده ایران نسبت به همزمانی «مذاکره» و «فشار» بدبین باشد. این رسانه یادآوری میکند که تماسهای اعلامشده میان ویتکاف و عراقچی، اگرچه مهم است، اما تا زمانی که در سیاست عملی آمریکا تغییری دیده نشود، نمیتواند بهتنهایی نشانه یک چرخش واقعی تلقی شود.