رویداد ۲۴| محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران ایران در برنامه ای در صداوسیما از احتمال وقوع جنگ خبر داده است . او در این باره گفته است:«هم ما باید آماده جنگ باشیم، هم احتمال دارد (آمریکا) حمله بکند. هم احتمال دارد به دلیل مشکلی که دارد عقلای آمریکا بیایند و راه دیگری جلوی او (ترامپ) بگذارد و او را به آن سمت پیش ببرند.» رضایی آمادگی فرماندهان و نیروهای مسلح برای جنگ را تایید کرد و گفت: «دلیل عدم حضور فرماندهان نظامی در تشییع پیکر شهدا این بود که دست به ماشه آماده جنگ هستند.» اظهارات محسن رضایی را میبینید و میشنوید.
بیشتر بخوانید:
سخنان محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه و از چهرههای باسابقه امنیتی، همواره فراتر از یک اظهارنظر ساده تلقی میشود. جایگاه او در ساختار قدرت و سابقه حضورش در تصمیمگیریهای کلان دفاعی و البته سابقه نظامی اش در دوران جنگ فارغ از امتیازدهی به عملکردش در آن دوران، باعث میشود هر واژهاش با حساسیت ویژهای دنبال شود. اشاره او به «احتمال جنگ» نیز از همین جنس است؛ جملهای کوتاه که توانست موجی از تحلیل، نگرانی و گمانهزنی را در افکار عمومی و فضای رسانهای ایجاد کند.
با این حال در شرایط ملتهب فعلی، طرح احتمال جنگ لزوماً به معنای نزدیکبودن آن نیست. در سالهای گذشته نیز بارها مقامات سیاسی و نظامی ایران در مقاطع حساس از ادبیات هشدارآمیز استفاده کردهاند؛ ادبیاتی که بیش از آنکه پیشبینی آینده باشد، ابزاری برای مدیریت شرایط حال بوده است. این نوع گفتار معمولاً در بزنگاههایی مطرح میشود که فشارهای خارجی، تحرکات منطقهای یا چالشهای دیپلماتیک در حال افزایش است.در سطح منطقهای، خاورمیانه اکنون در وضعیتی شکننده قرار دارد. جنگ غزه، تنشهای مرزی، حملات متقابل نیروهای نیابتی و حضور پررنگ قدرتهای فرامنطقهای، همه مؤلفههایی هستند که احتمال محاسبه اشتباه را بالا میبرند. در چنین فضایی، بیان احتمال جنگ میتواند پیامی بازدارنده به رقبا باشد؛ پیامی با این مضمون که ایران برای سناریوهای سخت آماده است و هزینه هرگونه درگیری را بالا میبیند.
از سوی دیگر، این سخنان کارکرد داخلی نیز دارد. طرح احتمال جنگ میتواند افکار عمومی را نسبت به شرایط خاص کشور حساستر کند و نوعی «آمادهسازی روانی» ایجاد کند. در این چارچوب، افزایش انسجام داخلی، توجیه برخی تصمیمات سخت اقتصادی یا امنیتی و کاهش غافلگیری جامعه در صورت تشدید تنشها، از اهداف ضمنی چنین مواضعی به شمار میرود.
نشانههای میدانی از وقوع جنگ تمامعیار همچنان محدود است. نه آرایش نظامی غیرعادی دیده میشود- البته نباید از حضور ناو آمریکایی در آب های منطقه غافل شد- و نه کانالهای دیپلماتیک بهطور کامل مسدود شدهاند. حتی در اوج تنشها، تماسهای غیررسمی و میانجیگریها ادامه دارد؛ امری که نشان میدهد بازیگران اصلی هنوز ترجیح میدهند بحران را مدیریت کنند، نه منفجر.
از منظر اقتصادی و اجتماعی، چنین اظهاراتی بیهزینه نیست. بازارها به سرعت به سیگنالهای امنیتی واکنش نشان میدهند، نگرانی عمومی افزایش مییابد و فضای عدم قطعیت تشدید میشود. به همین دلیل، تحلیلگران تأکید میکنند که استفاده از ادبیات جنگی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت کارکرد بازدارنده داشته باشد، اما در بلندمدت نیازمند مدیریت دقیق رسانهای و توضیحدهی شفافتر است.
در مجموع، اظهارات محسن رضایی را میتوان بیش از آنکه اعلام خبر جنگ دانست، بخشی از یک پازل پیچیده سیاسی–امنیتی ارزیابی کرد؛ پازلی که هدف آن افزایش قدرت چانهزنی، ارسال پیام بازدارندگی و کنترل فضای روانی در شرایطی پرتنش است. جنگ ممکن است یکی از سناریوها باشد، اما فعلاً به نظر میرسد در سطح گفتار، بیش از میدان عمل، جریان دارد.
گسیل ناو گروه ضربتی آبراهام لینکلن که چند اسکادران جنگنده اف ۳۵ را حمل می کند از منطقه پر تنش دریای جنوبی چین به خاورمیانه، گسیل چند اسکادران جنگنده اف ۱۵، گسیل چند آتشبار تاد و پاتریوت، گسیل ۱۰ فروند هواپیمای سوخت رسان، گسیل چند فروند هواپیمای ترابری سنگین گلوب مستر، گسیل چند یگان دریایی عملیات آب-خاکی، تقویت یگانهای پهپادهای شناسایی، استقرار یگانهایی از گروه دلتا در کردستان عراق، افزایش پروازهای شناسایی بر فراز خلیج فارس و مرزهای غربی و غیره و همچنین احتمال ارسال بمب افکنهای سنگین بی ۵۲ و بی ۲ به حزیره دیگو گارسیا، همه حاکی از آرایش نظامی و کسب آمادگی برای یک عملیات نظامی گسترده با اهداف معنادار هستند و صرفا جنبه اهرم نظامی برای پیشبرد اهداف سیاسی ندارند.
به تحلیلهای تحلیلگران حکومتی گوش ندهید. وضعیت خراب است.