رویداد ۲۴| قطع یا اختلال اینترنت در ایران پدیده تازهای نیست. هر بار که کشور با بحران یا رخدادی حساس مواجه میشود، اولین ابزار کنترلی که به کار گرفته میشود، محدودسازی دسترسی مردم به اینترنت و شبکههای اجتماعی است. رخدادهای اخیر نیز از این قاعده مستثنی نبود. با این تفاوت که اینبار، پس از وعدههای مکرر دولت پزشکیان برای بازگشت اینترنت به حالت عادی، جریان تازهای شکل گرفته که اصلِ بازگشت اینترنت را زیر سؤال میبرد.
بیشتر بخوانید:
در این میان، اظهارات دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر بازتاب گستردهای داشته است؛ جایی که با انتقاد تند از جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، مدعی میشود مخالفت دولت با فیلترینگ نه از سر دغدغه مردم، بلکه به دلیل منافع اقتصادی دولت از افزایش ترافیک بینالملل است. بر اساس این ادعا، هرچه پلتفرمهای خارجی فعالتر باشند، درآمد دولت از واردات پهنای باند بیشتر میشود و توسعه سکوهای داخلی به معنای کاهش این درآمد است.
فارغ از صحت یا سقم این ادعا، پرسش اصلی جای دیگری است: حتی اگر دولت از ترافیک بینالملل منتفع شود، آیا این موضوع میتواند توجیهی برای قطع اینترنت و نابود کردن کسبوکار میلیونها نفر باشد؟ واقعیت این است که اینترنت امروز نه یک ابزار لوکس، بلکه زیرساخت اصلی اقتصاد دیجیتال، آموزش، ارتباطات و حتی خدمات عمومی است. از فروشندگان خرد اینستاگرامی گرفته تا فریلنسرها، برنامهنویسان، تولیدکنندگان محتوا، خبرنگاران و حتی کسبوکارهای سنتی که مشتریانشان را آنلاین پیدا میکنند، همگی به اینترنت آزاد و پایدار وابستهاند.
در سالهای اخیر بارها ثابت شده که فیلترینگ و محدودسازی، نه تنها به «توسعه سکوهای داخلی» منجر نشده، بلکه بیاعتمادی عمومی، استفاده گسترده از فیلترشکنها و خروج سرمایه انسانی را تشدید کرده است. وقتی دسترسی قانونی و باکیفیت به اینترنت وجود ندارد، کاربران به مسیرهای غیررسمی و ناامن سوق داده میشوند؛ مسیری که اتفاقاً از منظر امنیتی میتواند پرخطرتر از دسترسی شفاف و مدیریتشده باشد.
مسئله دیگر، استفاده بیضابطه از برچسب «ضدامنیتی» است. در سالهای گذشته، هر مطالبه اجتماعی یا اقتصادی که با محدودسازی مواجه شده، با همین برچسب کنار زده شده است. اما آیا میتوان اقتصاد دیجیتال، ارتباطات روزمره مردم، آموزش آنلاین دانشآموزان و دانشجویان و حتی دسترسی به اخبار را یکجا «تهدید امنیت ملی» دانست؟ اگر چنین است، پس بخش بزرگی از زندگی مدرن مردم ایران ذاتاً ضدامنیتی تلقی میشود؛ نگاهی که نه واقعبینانه است و نه قابل تداوم.
نکته مهمتر اینکه امنیت، مفهومی تکبعدی نیست. امنیت فقط به معنای کنترل اطلاعات نیست؛ امنیت شغلی، امنیت روانی، امنیت اقتصادی و احساس ثبات در زندگی روزمره نیز بخش جداییناپذیر آن است. وقتی یک فروشنده آنلاین با هر قطعی اینترنت، منبع درآمدش را از دست میدهد، یا خانوادهای نگران آینده شغلی فرزندش در اقتصاد دیجیتال میشود، اینها هم مصادیق ناامنیاند؛ ناامنیهایی که با هیچ فیلتر و قطعیای حل نمیشوند.
دولت پزشکیان، چه از سر منافع اقتصادی و چه به دلیل فشار افکار عمومی، وعده بازگشت اینترنت را داده است. اما آنچه امروز اهمیت دارد، فراتر از نیت دولت، حق مردم به دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت است. این حق، نه امتیازی سیاسی، بلکه پیششرط مشارکت در جهان امروز است. نمیتوان هر بار که بحران ایجاد میشود، سادهترین راه یعنی قطع اینترنت را انتخاب کرد و انتظار داشت تبعات اجتماعی و اقتصادی آن نادیده گرفته شود.
در نهایت، پرسش از طیف محمد کرباسی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر این است: آیا راهحل مشکلات کشور، پاک کردن صورتمسئله و بستن درهای ارتباطی است؟ یا باید پذیرفت که اینترنت، با همه چالشهایش، بخشی از واقعیت زندگی مردم است و مدیریت آن نیازمند عقلانیت، شفافیت و اعتماد به جامعه است، نه ترس و برچسبزنی. اگر امنیت قرار است قربانی بگیرد، شاید اولین قربانی آن، اعتماد عمومی باشد؛ چیزی که بازسازیاش بهمراتب دشوارتر از وصل کردن دوباره اینترنت است