رویداد۲۴| شرایط نه برای مردم و نه برای مسئولان به هیچ وجه عادی نیست. سوگ کشتهشدگان دی ماه از یک سو و نفس به شماره افتاده معیشت مردم از سوی دیگر. همه اینها کم بود، سایه جنگ هم بیش از هر وقتی بر سر منطقه سنگینی میکند. در این شرایط فضای سیاسی کشور به صحنه نبرد میان دو رویکرد کاملاً متفاوت بدل شده است. برخی با نگاهی به تجربههای تلخ گذشته، هرگونه نسخه مذاکره را در میانه تهدید، فرو افتادن در دام دشمن میبینند و نسبت به فریبهای دیپلماتیک هشدار میدهند، برخی هم با صدایی رسا از ضرورت «مذاکره مستقیم و فوری» برای جلوگیری از فروپاشی معیشتی و برخورد نظامی سخن میگوید.
در همین راستا حجتالاسلام محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، با ادبیاتی صریح به کسانی که همچنان بر طبل مذاکره میکوبند تشر زده و معتقد است دشمن همزمان با آرایش نظامی در منطقه، از «عملیات روانی» و «فشار اقتصادی» به عنوان مکمل جنگ استفاده میکند. او با یادآوری اینکه دشمن پیش از این در اوج گفتگوها، جنگ را به ایران تحمیل کرده است، مذاکره در شرایط فعلی را نه یک راهبرد، بلکه مسدود کردن مسیر مقابله با زورگویی میداند.
این دیدگاه، ناآرامیهای داخلی و فشارهای معیشتی را بخشی از یک «جنگ ۱۲ روزه» میبیند که هدف نهایی آن شکستن اراده ملی در پای میز مذاکره است. عطاءالله مهاجرانی، تحلیلگر سیاسی نیز در همین چارچوب و با نگاهی بدبینانه به تحرکات فرستاده ویژه ترامپ، استیو ویتکاف، این گفتوگوها را «دام نو» و تکرار فریبهای تاریخی توصیف کرده و تأکید میکند که نباید به این مسیر اعتماد مطلق داشت.
در مقابل، اما برخی از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند که «زمان به نفع ایران نیست». بر اساس دیدگاههایی که ریشه در ضرورتِ «واقعگرایی سیاسی» دارند، به دولت پیشنهاد میشود که با برداشته شدن گوشی تلفن و برقراری تماس مستقیم با دونالد ترامپ، ابتکار عمل را از دست مخالفان مذاکره در واشینگتن و متحدان منطقهای آنها خارج کند. حامیان این دیدگاه – از جمله حسین موسویان دیپلمات باسابقه - هشدار میدهند که ترامپ تشنه گفتگوی مستقیم است و تنها برای چند ماه منتظر پاسخ تهران خواهد ماند. از این منظر، نادیده گرفتن این فرصت میتواند ایران را در منگنهای دوجانبه قرار دهد: از یک سو تقابل نظامی با ائتلاف آمریکا، اسرائیل و ناتو، و از سوی دیگر انفجار خشم انباشته جامعه که از فقر، تبعیض و ناکارآمدی حکمرانی به ستوه آمده است.
همان طور که روشن است، ایران امروز با انتخابی سرنوشتساز روبروست. اگرچه تجربه مذاکرات پیشین، بذر بیاعتمادی عمیقی را در بدنه حاکمیت کاشته است، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تداوم وضعیت فعلی و نادیده گرفتن خشم اقتصادی مردم، میتواند زمینهساز آشوبهایی شود که نفوذیهای دشمن مترصد بهرهبرداری از آن هستند.
اکنون این پرسش بزرگ پیش روی تصمیمسازان است: آیا مذاکره مستقیم با ترامپ، آنگونه که برخی پیشنهاد میدهند، راهی برای خروج از بنبست و جلوگیری از خسارات بزرگتر است، یا چنانکه دستگاه قضا و دیگر مخالفان مذاکره هشدار میدهند، تنها جادهصافکنی برای تحمیل اراده دشمن در میانه یک جنگ تمامعیار؟ پاسخ به این پرسش، نه در کلام، بلکه در روزهای آتی و در متن حوادث رقم خواهد خورد.
۱ . اول مذاکره کند .تا جنگ نشود و جانهای بیشماری حفظ شود و خسارات زیادی به مملکت وارد نشود .
۲. اول جنگ کند و بعد که فهمید توان رویاروئی با قدرت اول جهان را ندارد .مذاکره کند .
انتخاب هر دو آزاد است .منتها انتخاب اول ریسک کمتری دارد .
و انتخاب دو پر از ریسک و خطر است .
اگر انتخاب دوم را کرد ،و به مملکت صدمه وارد شد (که حتما وارد میشود).شجاعت ان را داشته باشد که هزینه تصمیم خود را بدهد .