رویداد ۲۴| انتشار گزارشی از نشریه تایم درباره «حدود ۳۰ هزار کشته» در وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه، در کنار اعداد متغیری که پیشتر از سوی ایراناینترنشنال و دیگر رسانههای خارجی مطرح شده بود، بار دیگر این پرسش را بهمیان آورده است: چرا درباره یکی از مهمترین رخدادهای امنیتی کشور، چنین شکاف عمیقی میان آمار رسمی و روایتهای رسانهای وجود دارد؟
بیشتر بخوانید:
اختلاف فاحش در آمار کشتهشدگان حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه، تنها یک اختلاف عددی ساده نیست؛ این شکاف، نشانهای از یک بحران قدیمیتر در حوزه اطلاعرسانی رسمی و مدیریت روایت در شرایط بحرانی است. وزارت کشور و شورای امنیت کشور در نهایت عدد حدود ۳ هزار کشته را بهعنوان آمار رسمی اعلام کردند؛ آماری که مطابق ساختار حقوقی و قانونی، تنها مرجع معتبر و قابل استناد بهشمار میرود. با این حال، فاصله زمانی طولانی میان وقوع حوادث و اعلام این عدد، میدان را برای روایتهای موازی و گاه اغراقآمیز باز گذاشت.
پیش از اعلام رسمی، برخی رسانههای برونمرزی از جمله ایراناینترنشنال ابتدا از «۱۳ هزار کشته» سخن گفتند و در گزارشهای بعدی، این عدد را تا «۳۶ هزار نفر» افزایش دادند. اکنون نیز گزارش تایم با عددی نزدیک به ۳۰ هزار، عملاً همان مسیر روایی را ادامه داده است؛ مسیری که نه بر دادههای شفاف میدانی، بلکه بر برآوردهای غیرقابل راستیآزمایی، منابع نامشخص و گاه شهادتهای پراکنده استوار است.
نکته کلیدی آن است که در تمام این مدت، خلأ اطلاعرسانی رسمی و قطع گسترده اینترنت، امکان بررسی مستقل و دسترسی به دادههای اولیه را از بین برد. وقتی ارتباطات قطع میشود و منابع رسمی سکوت میکنند یا با تأخیر سخن میگویند، روایت جایگزین بهطور طبیعی شکل میگیرد؛ روایتی که الزاماً دقیق نیست، اما در غیاب داده معتبر، دست بالا را در افکار عمومی جهانی پیدا میکند.
در فضای رسانهای غرب، عددهای بزرگتر نهتنها توجه بیشتری جلب میکنند، بلکه بهسرعت در قالب «واقعیت تثبیتشده» بازتولید میشوند. رسانههایی مانند تایم، هرچند خود را متعهد به اصول حرفهای میدانند، اما در عمل بهدلیل عدم دسترسی به منابع رسمی داخل ایران و محدودیتهای میدانی، ناچار به اتکا بر گزارشهای ثانویه، سازمانهای غیررسمی یا روایتهای سیاسیشده میشوند. نتیجه، شکلگیری آماری است که بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، بازتاب فضای بیاعتمادی و ابهام است.
از سوی دیگر، تجربههای پیشین نیز نشان داده که تأخیر در اعلام آمار، هزینهای فراتر از یک چالش خبری دارد. هر ساعت سکوت رسمی، به معنای واگذاری میدان به رسانههایی است که دستورکار سیاسی مشخصی دارند. در چنین شرایطی، حتی اگر آمار رسمی بعداً اعلام شود، دیگر توان اصلاح تصویر اولیه را ندارد و صرفاً بهعنوان «روایت حکومتی» در برابر «روایت رسانهای» قرار میگیرد.
نکته مهم این است که اختلاف امروز بر سر عدد ۳ هزار یا ۳۰ هزار نیست؛ مسئله اصلی، فقدان یک سازوکار شفاف، سریع و قابل اعتماد برای اطلاعرسانی در بحرانهاست. تا زمانی که اعلام آمار قربانیان با تأخیر، ابهام و قطع ارتباطات همراه باشد، اعداد عجیب و گاه غیرواقعی همچنان در رسانههای خارجی دستبهدست خواهد شد.
باید تأکید کرد که آمار رسمی وزارت کشور، از منظر حقوقی و ساختاری، تنها مرجع معتبر محسوب میشود. اما اعتبار اجتماعی این آمار، نه صرفاً با اعلام عدد، بلکه با زمانبندی، شفافیت و امکان راستیآزمایی تقویت میشود. اگر این مؤلفهها نادیده گرفته شوند، حتی دقیقترین آمار نیز در هیاهوی روایتهای اغراقآمیز گم خواهد شد؛ روایتی که اینبار نه در خیابان، بلکه در میدان رسانهای شکل گرفته است. بخش زیادی از مردم آمارهای رسانه ای همچون ایران اینترنشنال را مغرضانه می دادند اما با این وجود نباید از تاثیر آمارهای مختلف و تفاوت ها بین امار رسمی و روایت های رسانه های خارجی و فضای مجازی غافل شد.
الان هم اینترنت وصل بشه دوباره آمار های رسمی به باد هوا خواهد رفت
اعتماد وقتی از دست بره دیگه به این زودی ها قابل برگشت نیست