صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 28
کد خبر: ۴۴۴۸۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۸ - ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۳ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

«بالاتر از سیاهی رنگی هست» | روزی روزگاری عراق، مستندی درباره نفرت‌انگیز بودن جنگ

«هر روز فکر میکنی بالاتر از سیاهی رنگی نیست، روز بعد وارد سیاهی عمیق‌تری میشوی»؛ این عبارتی از میان ده‌ها روایت غیرنظامیان، خبرنگاران و سربازان درگیر در حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق است. مستند «روزی روزگاری عراق»، روایتی انسانی از ۱۷ سال جنگ است؛ از عراق پبش و پس از حمله آمریکا و سقوط صدام. مستندی بسیار تکان‌دهنده و مناسب این روزها.

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: اگر از هر انسان عاقلی بپرسیم آیا جنگ چیز خوبی است یا نه، پاسخ بی‌درنگ منفی خواهد بود. با این حال، جنگ‌ها همچنان تکرار می‌شوند و جنگ‌طلبان بر کوس جنگ می‌کوبند؛ یک روز به بهانه اختلافات تاریخی، مذهبی و فرهنگی و یک روز به بهانه آزادی. نتیجه اما ثابت است؛ جنگ، این سوغات قدرت‌ها برای کشورهای ضعیف، با هر بهانه‌ای حاصلی جز ویرانی ندارد.

حمله آمریکا به عراق؛ تراژدی بزرگ قرن جدید

حمله آمریکا به عراق یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌های تاریخ معاصر است. ایالات متحده با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراقِ تحت زعامت صدام حسین، به این کشور حمله کرد؛ جنگی که قرار بود صلح، امنیت و دموکراسی به ارمغان بیاورد، اما نتیجه آن فاجعه‌بار بود. عراق نه‌تنها به کشوری دموکراتیک تبدیل نشد، بلکه وارد چرخه‌ای از هرج‌ومرج شد که آثار آن تا امروز ادامه دارد؛ چرخه‌ای که جان صدها هزار انسان را گرفت، جعبه پاندورا را برای همیشه در خاورمیانه باز کرد و  منطقه را به دوره‌ای از ناامنی مزمن و بازگشت‌ناپذیر پرتاب کرد.

پیش‌زمینه حمله؛ رؤیای آزادی، واقعیت ویرانی

عراق در سال‌های پایانی حکومت صدام حسین، کشوری فرسوده بود. تحریم‌های سنگین اقتصادی آن را فلج کرده و دیکتاتوری صدام هر صدای مخالفی را در نطفه خفه می کرد. اپوزیسیون امکان فعالیت قانونی نداشت و مردم زیر فشار شدید اقتصادی و اجتماعی، رؤیای پایان حکومت صدام را در سر می‌پروراندند.

عراق در اواخر حکومت صدام حسین اوضاع خوبی نداشت. تحریم‌های اقتصادی این کشور را فلج کرده بود.د دیکتاتوری صدام همه صداهای مخالف را در نطفه خفه کرده و به هیچ اپوزوسیونی اجازه نداده بود به صورت قانونی فعالیت کنند. از طرف دیگر مردم عراق هم که تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و فرهنگی بودند آرزوی نابودی صدام حسین را داشتند.

در سال ۲۰۰۳، بسیاری از جوانان عراقی تصور می‌کردند حمله آمریکا آزادی و دموکراسی به سبک غربی را برایشان به ارمغان خواهد آورد. همین تصور باعث شد هنگام ورود نیروهای آمریکایی، مقاومت قابل‌توجهی شکل نگیرد. اما خیلی زود روشن شد که این رؤیا سرابی بیش نبوده است. نبود یک دولت مرکزی قدرتمند، عراق را وارد دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی کرد که نتیجه آن فروپاشی زیرساخت‌ها و سقوط بخش بزرگی از جامعه به ورطه فقر و خشونت بود.

سلاح‌هایی که هرگز وجود نداشتند

پس از حملات یازده سپتامبر، آمریکا در شوکی عمیق فرو رفت. برای دولت جورج بوش، این واقعه هم تحقیرآمیز بود و هم نیازمند پاسخ. بوش در سخنرانی معروف خود، ایران، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید و اعلام کرد باید نظم جدیدی در خاورمیانه برقرار شود.

او بعدها مدعی شد صدام حسین به‌طور مخفیانه سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار دارد؛ ادعایی که مبنای طراحی و اجرای حمله نظامی قرار گرفت. اما خیلی زود مشخص شد چنین سلاح‌هایی اساساً وجود نداشته‌اند. منتقدان می‌گویند هدف واقعی، به‌ویژه برای نئوکان‌هایی چون دیک چنی و دونالد رامسفلد، کنترل منابع نفتی عراق بود؛ چنان‌که در مستند روزی روزگاری بغداد نیز اشاره می‌شود تنها وزارتخانه‌ای که آمریکا مانع تعرض مردم به آن شد، وزارت نفت بود.

نتیجه این جنگ برخلاف پیش‌بینی‌های بوش، آمریکا را در باتلاقی عمیق فرو برد؛ باتلاقی که خروج از آن هزینه‌های سنگین جانی و مالی به‌دنبال داشت. 

«روزی روزگاری عراق»؛ روایتی از فروپاشی

مستند پنج‌قسمتی روزی روزگاری عراق، تولید بی‌بی‌سی، تصویری دقیق و چندلایه از این تراژدی ارائه می‌دهد. روایت از جای درستی آغاز شده؛ اواخر دوران صدام. دوران دیکتاتوری که به گفته مستندساز گرچه آزادی در آن وجود نداشت، اما امنیت نسبی برقرار بود. فیلم با استفاده هوشمندانه از تصاویر آرشیوی، گفت‌وگوی جوانان عراقی و آمریکایی پیش از حمله را نشان می‌دهد؛ جایی که شوق و امید به غرب به‌عنوان ناجی، به‌وضوح دیده می‌شود.

در قسمت اول شاهد یک فیلم متعلق به دوران پیش از حمله آمریکا به عراق هستیم. فیلمی که طی آن جوانان عراقی با جوانان آمریکایی به صورت در حال گفت‌و‌گو هستند و در چشم‌ها و لحن آنها می‌توان عشق به آمریکا و غرب را به عنوان یک عامل رهایی بخش مشاهده کرد. مردم خسته از سرکوب آزادی‌های اجتماعی و فردی که در وضعیت بد معیشتی به درجه‌ای از بی‌تابی رسیده بودند که تنها آرزویشان رفتن صدام حسین بود. همین جوانان با هزار امید مجسمه صدام را پایین کشیدند.

مستند، جزئیات شگفت انگیزی دارد. کارگردان تلاش کرده ماجرا را از زاویه دید همه طرف‌های جنگ، چه آمریکایی‌های مهاجم و چه عراقی‌های آسیب‌دیده روایت کند. از خلال همین روایت‌ها نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌های فاجعه‌بار سیاستمداران آمریکایی، به‌ویژه پل برمر، عراق را وارد چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت کرد؛ از انحلال ارتش گرفته تا تحقیر سیستماتیک جامعه، که در نهایت به ظهور القاعده انجامید. پیام روشن فیلم این است که دموکراسی لیبرال غربی را نمی‌توان با زور در جامعه‌ای با زمینه‌های فرهنگی کاملاً متفاوت مستقر کرد.

درس‌هایی برای ایران

امروز که عده‌ای آنسوی مرزها، نسخه حمله خارجی را برای مردم رنج دیده ایران کادوپیچ می‌کنند، تماشای این مستند برای دو گروه ضروری است؛ نخست، آن بخش از جامعه که رؤیای حمله نظامی خارجی با سوغات آزادی را در سر می پروانند. تجربه عراق نشان می‌دهد آزادی با بمباران به دست نمی‌آید و نتیجه چنین حمله‌ای، چیزی جز هرج‌ومرج و نابودی امنیت نخواهد بود؛ امنیتی که بدون آن، اساساً امکان مبارزه برای آزادی وجود ندارد.

دوم، برای مسئولان حاکمیتی. این مستند یادآوری می‌کند که محدود کردن آزادی‌های اجتماعی در کنار فشارهای معیشتی، تاب‌آوری جامعه را به‌گونه‌ای فرسایش می‌دهد که بخشی از مردم نه تنها به دخالت خارجی رضایت می دهند، که جاده را برای آن صاف می کنند. اینجاست که ضرورت اصلاحات واقعی معنا پیدا می‌کند.

اگر اصلاح صورت نگیرد، نتیجه می‌تواند سناریویی شبیه عراق باشد؛ سناریویی که نه برای مردم ایران مطلوب است و نه برای حاکمیتی که حفظ تمامیت ارضی را اولویت خود می‌داند.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
۱۲:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
آیا کسی هست که آبروی خود را با خدا معامله کند همانند خمینی کبیر
ناشناس
۱۲:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
اگر حاکمان یک کشور حرمت مردم را نگه دارند وحقوقشان را پایمال نکنند آنها به بیگانه متوسل نمی شوند
ناشناس
۱۲:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
اینطور که می گویید نیست. عراق یکی از ده ها گواه آن جولان شاسی بلند های عراقی در شمال کشور خودمان است
نظرات شما