صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 31
کد خبر: ۴۴۴۸۵۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد:

بازخوانی پرونده یک مرگ مشکوک| چرا چهره نزدیک به رائفی پور درباره مرگ دختر سفیر سابق ایران در روسیه کنایه می‌زند؟

پرونده مرگ عجیب عارفه سنایی دختر مهدی سنایی سفیر سابق ایران در روسیه محل کنایه یکی از چهره‌های نزدیک به رائفی پور به حسن یونسی، فرزند وزیر سایق اطلاعات و البته دایی عارفه سنایی شده است. ماجرا چیست؟

رویداد۲۴| تنها چند لحظه بعد از این که حسن یونسی، فرزند سابق وزیر اطلاعات در فضای توئیتر در مطلبی به انتقاد از رخداد‌های اخیر در کشور و مساله خشونت اعمال شده در آن پرداخت، علیرضا پور مسعود از چهره‌های فعال در فضای مجازی و نزدیک به علی اکبر رائفی پور با کنایه‌ای به او پرونده مرگ نوه خانواده یونسی را یادآوری کرد.

حسن یونسی، فرزند علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت اصلاحات در توئیتی نوشته بود که رخداد‌های اخیر در کشور و کشتار تعدادی زیادی از جوانان بیزار است. لحن توئیت یونسی در انتقاد به وضعیت کشور و برخورد با رخداد‌های اخیر تند است. علیرضا پور مسعود همین توئیت را مبنا قرار داده و از حسن یونسی سوال یک خطی را طرح کرده که کنایه به پرونده مبهم مرگ فرزند یکی از مسئولان در سال‌های اخیر است. پور مسعود در پاسخ به حسین یونسی نوشته است: «از ماجرای آقای سفیر در روسیه هم بیزاری یا اون فرق می‌کرد؟»

مشخصا پور مسعود به مهدی سنایی، سفیر سابق ایران در روسیه اشاره می‌کند. سنایی داماد علی یونسی و شوهر خواهر حسن یونسی است. ماجرای اقای سفیر در روسیه هم می‌تواند تنها به یک موضوع اشاره کند که پور مسعود ان را دستمایه کنایه به یونسی قرار داده است: «ماجرای مرگ عارفه سنایی، دختر مهدی سنایی و البته نوه خانواده یونسی که حسن یونسی دایی او بوده است».


بیشتر بخوانید: مراسم ختم عارفه سنایی دختر سفیر ایران در روسیه


 

ماجرای آقای سفیر در روسیه چه بود؟

عارفه سنایی تک فرزند مهدی سنایی سفیر ایران در مسکو و نوه علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات در آبان ۱۳۹۸ در حادثه‌ای جان خود را از دست داد. برخی رسانه‌ها از خودکشی عارفه سنایی خبر دادند. یک رسانه از محل پرتاب شدن او از ساختمانی در مسکو فیلمبرداری کرده و مدعی شده بود که ساکنان منطقه او را در حالی که تی‌شرتی سفید و شلوار جین به تن داشته و از طبقات بالای ساختمان به پایین پرتاب شده دیده‌اند، اما پیکر او به سرعت توسط عوامل سفارت خارج و خون‌های روی زمین پاک شده است.

سفارت ایران در مسکو، اما موضوع خودکشی دختر ۲۸ ساله سفیر را رد و در بیانیه‌ای اعلام کرد او در اثر سکته مغزی درگذشته است. با این حال برخی رسانه‌ها در خارج کشور گفتند که دلیل درگذشت او همان حادثه پرت شدن از ساختمان بوده است. به این ترتیب دلیل فوت او همچنان مبهم است.

حسن یونسی دایی عارفه در اینستاگرامش با انتشار عکسی از خواهرزاده خود نوشت: او مدت‌ها بود که از بیماری رنج می‌برد و صبح سه شنبه در اثر سکته مغزی خانواده ما و به خصوص خواهرم که او تنها فرزندش بود را در غمی جانکاه تنها گذاشت.

عارفه سنایی که بود؟

عارفه سنایی در توضیحاتی که در سایت شخصی‌اش نوشته، توضیح داده که در ایران به دنیا آمده و در روسیه و قزاقستان بزرگ شده است. او از سال ۲۰۰۸ برای تحصیل در رشته روانشناسی تجربی دانشگاه اکسفورد و سپس معماری موسسه «Architectural Association» به لندن نقل مکان کرده و تا ۲۰۱۹ در پایتخت بریتانیا زندگی کرده است. او در کنار تحصیل دانشگاه، به صورت تفریحی نقاشی می‌کشیده و کلاژ‌هایی از کتاب‌ها و داستان‌های خبری را به شکل ویژوآل ویدئو طراحی می‌کرد. رویداد ۲۴ در آبان سال ۱۳۹۸ در گزارشی به اطلاعات موجود درباره زندگی عارفه سنایی پرداخته و تصاویری از آثار او را نیز منتشر کرده است. این گزارش را اینجا بخوانید.

علی رغم تاکید سفارت ایران در روسیه و اطلاعات مندرج در توئیت حسن یونسی در همان زمان انچه خود مهدی سنایی در ان زمان درباره درگذشت دخترش نوشت هیچ نشانی از تایید سکته مغزی نداشت.


بیشتر بخوانید: فوت عارفه سنایی دختر سفیر ایران در روسیه


سنایی یازدهم آبان سال ۹۸ نوشت: «مهدی سنایی در صفحه اینستاگرام خود درباره فوت عارفه سنایی نوشت: «قرة العین من آن میوه دل یادش باد، که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد! عارفه با استعداد، بی آلایش، آرام و اهل مطالعه و دانش آموخته هنر و معماری بود. علاقه به سیاست نداشت، حافظ و اشعارش را دوست داشت و در کار‌ها و پروژه‌هایش پروانه حضور داشت. چند سال پیش بیمار و مدتی بستری شد و این سال‌ها با دکترش در تهران در ارتباط بود. تابستان امسال فارغ التحصیل شد و در حال جست‌و‌جو و انتخاب کار از طریق اینترنت بود. اهل گفت‌و‌گو بود و شب قبل حادثه نیز مانند بسیاری وقت‌ها نزدیک به یک ساعت صحبت کردیم. از جمله، سوال کرد آیا تعلق خاطر بیش از اندازه اش به حافظ خوب است یا نه؟ میدانم در ذهن بسیاری از شما از سر مهر و همدردی این سوال هست که برای عارفه چه اتفاقی افتاده است. این سوال برای ما نیز هست و به جز گزارش اول حادثه که در اطلاعیه سفارت اعلام شد، ما نیز هنوز نمی‌دانیم چه گذشته، دقیقا چه حادثه‌ای رخ داده و علت آن چه بوده است. در هر حال تسلیم مشیت الهی هستیم. برایش آرامش در نزد پروردگار می‌خواهیم و از همه شما دوستان دور و نزدیک و مردم مهربانی که با ما در این اندوه شریک شدید صمیمانه سپاسگزارم.».

تسویه حساب سیاسی با توسل به موضوعات خانوادگی

آنچه امروز در قالب یک کنایه توئیتری میان چهره‌ای نزدیک به رائفی‌پور و حسن یونسی بروز پیدا کرده، در واقع بازتاب زخمی کهنه و بسته‌نشده در افکار عمومی است؛ زخمی که ریشه در نحوه مواجهه رسمی با پرونده‌هایی دارد که به دلایل مختلف، هرگز روایت روشنی از آنها ارائه نشده است. مرگ عارفه سنایی، از همان ابتدا با دو روایت کاملاً متفاوت ــ «سکته مغزی» در بیانیه سفارت و «پرت شدن از ساختمان» در گزارش برخی رسانه‌ها ــ وارد فضای رسانه‌ای شد و فقدان یک گزارش دقیق، مستقل و شفاف باعث شد این پرونده به جای بسته‌شدن، به حاشیه‌ای مبهم و پرسش‌برانگیز رانده شود.

در چنین شرایطی، طبیعی است که هر بار یکی از اعضای این خانواده یا نزدیکان آنها در عرصه عمومی موضع‌گیری سیاسی یا اجتماعی داشته باشد، این پرونده دوباره احضار شود و به عنوان ابزاری برای کنایه، تخریب یا بی‌اعتبارسازی به کار رود. کنایه اخیر علیرضا پورمسعود نیز بیش از آنکه پاسخی محتوایی به نقد‌های حسن یونسی درباره خشونت و رخداد‌های اخیر باشد، تلاشی است برای یادآوری یک ابهام قدیمی و بهره‌برداری سیاسی از مرگی که هنوز درباره چرایی آن اتفاق نظر وجود ندارد.

از سوی دیگر، بازگشت مکرر چنین پرونده‌هایی به فضای عمومی، یک پیام روشن دارد: جامعه نسبت به روایت‌های رسمی قانع نشده است. وقتی حتی پدر متوفی در نخستین واکنش‌های خود از «ندانستن علت دقیق حادثه» سخن می‌گوید و از گزارش اولیه فراتر نمی‌رود، بدیهی است که افکار عمومی با گذشت سال‌ها همچنان پرسش‌گر باقی بماند. در این فضا، سکوت نهاد‌های مسئول یا بسنده‌کردن به توضیحات کلی، نه‌تنها به پایان‌یافتن ماجرا کمک نمی‌کند، بلکه زمینه را برای گمانه‌زنی، شایعه‌سازی و استفاده ابزاری از یک مرگ تلخ فراهم می‌کند.

در نهایت، پرونده عارفه سنایی نمادی است از ده‌ها پرونده مشابه که به دلیل نبود شفافیت، به جای آنکه صرفاً یک تراژدی خانوادگی باقی بمانند، به سوژه منازعات سیاسی و رسانه‌ای بدل می‌شوند. تا زمانی که سازوکار روشنی برای پاسخ‌گویی درباره مرگ‌های مشکوک ــ فارغ از جایگاه و نسبت خانوادگی افراد ــ وجود نداشته باشد، این پرونده‌ها نه بسته می‌شوند و نه از حافظه جمعی حذف خواهند شد؛ بلکه هر بار در بزنگاهی تازه، با کنایه‌ای جدید و زخمی عمیق‌تر به عرصه عمومی بازمی‌گردند.

نظرات شما