رویداد ۲۴| دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، با لحنی کمسابقه و صریح، از حرکت «یک ناوگان نظامی بزرگ» بهسوی ایران خبر داده و همزمان جمهوری اسلامی را میان دوگانه «توافق سریع» یا «حملهای بسیار بدتر» قرار داده است. سخنانی که نهتنها یادآور دوره پرتنش تقابل تهران–واشنگتن در سالهای پایانی دهه ۹۰ شمسی است، بلکه نشان میدهد سیاست فشار حداکثری، بار دیگر با ادبیاتی خشنتر و نمایشیتر در حال بازتولید است.
ترامپ در اظهارات اخیر خود، صراحتاً از حرکت «یک ناوگان عظیم با سرعت، قدرت و هدفی مشخص» به سمت ایران سخن گفته و تأکید کرده که این ناوگان حتی از نیروی اعزامی پیشین به ونزوئلا نیز بزرگتر است. به گفته او، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در رأس این ناوگان قرار دارد و این نیرو «در صورت لزوم آماده، مایل و قادر است مأموریت خود را با سرعت و خشونت انجام دهد». استفاده همزمان از واژههایی، چون «سرعت»، «خشونت» و «هدف مشخص»، نشاندهنده تلاش آگاهانه ترامپ برای القای یک تصویر تمامعیار نظامی و افزایش فشار روانی بر تهران است.
بیشتر بخوانید:
این لحن تهدیدآمیز، بخشی از همان الگویی است که ترامپ در دوران ریاستجمهوریاش دنبال میکرد: نمایش قدرت نظامی بهعنوان ابزار اصلی برای وادار کردن طرف مقابل به مذاکره. او در همین چارچوب تصریح کرده که «امیدوار است تهران بهسرعت پای میز گفتوگو بیاید» و درباره توافقی «عادلانه و منصفانه» مذاکره کند؛ عبارتی که بهطور سنتی در ادبیات ترامپ به معنای توافقی با امتیازدهی حداکثری طرف مقابل تفسیر شده است.
اعزام ناو هواپیمابر و تأکید بر «ناوگان عظیم» بیش از آنکه یک اقدام فوری نظامی باشد، حامل پیامی سیاسی و امنیتی است. ترامپ تلاش دارد با برجستهسازی توان نظامی آمریکا، هزینه «نه گفتن» به مذاکره را برای جمهوری اسلامی افزایش دهد. در واقع، ناوگان در این روایت نه صرفاً یک ابزار جنگی، بلکه یک اهرم چانهزنی در میز دیپلماسی است؛ دیپلماسیای که از نگاه ترامپ، بدون سایه تهدید نظامی، کارآمد نخواهد بود.
نکته مهم دیگر در سخنان ترامپ، ارجاع مستقیم او به حمله پیشین آمریکا به تأسیسات اتمی جمهوری اسلامی است. او با یادآوری آن رویداد گفت که ایران پیشتر از انجام توافق خودداری کرده و در نتیجه با «ویرانی بزرگی» مواجه شده است. این جمله، در واقع تلاشی برای بازنویسی روایت تقابل گذشته است؛ روایتی که در آن، عدم تمکین ایران به خواستههای آمریکا مستقیماً به «هزینه نظامی» گره زده میشود.
ترامپ در ادامه هشدار داده که اگر این روند ادامه یابد، «حمله بعدی بهمراتب شدیدتر خواهد بود». این تهدید، نهتنها سطح تنش را بالا میبرد، بلکه خطوط قرمزی مبهم، اما نگرانکننده ترسیم میکند: خطوطی که مشخص نیست دقیقاً عبور از آنها چه زمانی و با چه تعریفی رخ میدهد. چنین ابهامی، عامدانه یا ناخواسته، میتواند ریسک محاسبات اشتباه را افزایش دهد.
ترامپ همچنین تأکید کرده که «زمان در حال از دست رفتن است و موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است». این تأکید بر عنصر زمان، بخش مکمل استراتژی فشار اوست. در این چارچوب، تهران نهتنها با تهدید نظامی، بلکه با ضربالاجلهای ضمنی نیز مواجه میشود؛ ضربالاجلهایی که هدفشان محدود کردن گزینههای تصمیمگیری و وادار کردن طرف مقابل به واکنش سریع است.
با وجود لحن تند، این پرسش جدی مطرح است که آیا سخنان ترامپ نشانه آمادگی واقعی برای اقدام نظامی است یا بخشی از یک نمایش سیاسی و انتخاباتی؟ تجربه دوره قبل نشان میدهد که ترامپ همواره میان تهدید حداکثری و اجتناب از جنگ تمامعیار در نوسان بوده است. او از یکسو خواهان نمایش قدرت است و از سوی دیگر، مایل نیست وارد درگیریای شود که هزینههای غیرقابل پیشبینی داشته باشد.
در همین راستا، تأکید همزمان بر «ناوگان عظیم» و «امید به مذاکره سریع» نشان میدهد که هدف اصلی، همچنان کشاندن ایران به میز گفتوگو از مسیر فشار است، نه لزوماً آغاز یک جنگ فراگیر. با این حال، تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان داده که بازی با لبه تهدید نظامی، همواره با خطر تشدید ناخواسته بحران همراه بوده است.
چنین تهدیدهایی، صرفاً متوجه تهران نیست و پیامدهای منطقهای گستردهای دارد. افزایش حضور نظامی آمریکا در نزدیکی ایران، میتواند معادلات امنیتی خلیج فارس را متشنجتر کند و واکنش بازیگران منطقهای را برانگیزد. در داخل ایران نیز، این لحن تهدیدآمیز احتمالاً به تقویت گفتمان تقابل و بدبینی نسبت به نیتهای آمریکا دامن میزند و فضای مانور دیپلماتیک را محدودتر میکند.
سخنان اخیر دونالد ترامپ، ترکیبی از تهدید عریان نظامی و دعوت مشروط به مذاکره است؛ همان سیاست «چماق بزرگ و هویج توافق» که پیشتر نیز آزموده شده است. تأکید بر حرکت ناوگان، هشدار درباره «حملهای بسیار بدتر» و همزمان طرح ایده توافقی «عادلانه و منصفانه»، نشان میدهد که واشنگتنِ ترامپی بار دیگر تلاش دارد مسیر دیپلماسی را از دل فشار حداکثری هموار کند. پرسش کلیدی، اما این است که آیا این بار، این بازی پرریسک به توافق منتهی میشود یا اخرین پیام تهدید ترامپ قبل از اجرای گزینه نظامی علیه ایران است؟