رویداد۲۴| در روزهایی که عقربههای زمان بر مدار بحران میچرخند و سایه سنگین تحولات امنیتی، آسمان سیاست منطقه را تیره کرده، نگاهی به آرایش نظامی و دیپلماتیک قدرتهای جهانی نشان میدهد ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخی خود ایستاده است. امروز، پنجشنبه ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، خبرها نه صرفاً از لابهلای تیتر روزنامهها، که از حرکت ناوهای جنگی در آبهای نیلگون خلیج فارس و پژواک بیانیههای تند در واشنگتن، بروکسل و پایتختهای اروپایی مخابره میشوند.
همزمان با استقرار ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و تشدید حضور نظامی آمریکا در منطقه، دونالد ترامپ بار دیگر با ادبیاتی آشنا، اما تندتر از گذشته، طبل تهدید را به صدا درآورده است. رئیسجمهور ایالات متحده با اشاره به عملیات موسوم به «چکش نیمهشب» در ژوئن گذشته، هشدار داده اگر تهران «بیدرنگ» پای میز مذاکره ننشیند، حمله بعدی «بسیار سهمگینتر و ویرانگرتر» خواهد بود؛ جملهای که بیش از آنکه صرفاً تهدید لفظی باشد، بهعنوان پیام مستقیم بازدارندگی سخت تعبیر شده است.
ترامپ در عین حال مدعی است هدف نهایی واشنگتن نه جنگ، بلکه دستیابی به توافقی «بدون سلاح هستهای» است؛ توافقی که به گفته او، زمان برای تحقق آن «به ثانیه افتاده». با این حال، ادعاهای اخیر ترامپ درباره وجود گفتوگوهای پنهانی با ایران در روزهای گذشته و سکوت معنادار تهران در قبال این ادعاها، معادله را پیچیدهتر کرده و ابهاماتی جدی درباره ماهیت این بازی چندلایه دیپلماتیک به وجود آورده است؛ بازیای که بیش از هر زمان دیگری به شطرنجی با مهرههای نظامی شباهت دارد.
اما آمریکا در این مسیر تنها نمانده است. آنچه تحولات اخیر را به سطحی تازه از تنش سوق داده، همراهی کمسابقه اروپا با واشنگتن است؛ همراهیای که تا چند هفته پیش بعید به نظر میرسید. اتحادیه اروپا سرانجام قفل تردید را شکست و «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را بهطور رسمی در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ تصمیمی که نهتنها سیاسی، بلکه واجد پیامدهای حقوقی و امنیتی گسترده توصیف میشود.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با لحنی بیسابقه مواضع تندی علیه ایران اتخاذ کرد؛ مواضعی که با چرخش آشکار فرانسه و حمایت تمامقد آلمان به تصمیم نهایی انجامید. این اقدام، بهگفته تحلیلگران، صرفاً یک برچسب نمادین نیست، بلکه «زلزلهای حقوقی» است که میتواند به انسداد داراییها، محدودیتهای شدید مالی و بستن راههای عملیاتی سپاه در خاک اروپا منجر شود.
قرار گرفتن نام سپاه در کنار گروههایی، چون داعش و القاعده در فهرست سیاه اروپا، عملاً دست نهادهای قضایی کشورهای عضو را برای پیگردهای فرامرزی باز میکند و سطح فشار بینالمللی علیه ایران را به نقطهای بیسابقه میرساند؛ نقطهای که میتواند پیامدهای آن از حوزه سیاست فراتر رفته و اقتصاد، دیپلماسی و امنیت منطقهای را همزمان تحت تأثیر قرار دهد.
بازتاب این تحولات در رسانههای بینالمللی نیز قابل توجه بوده است. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی، استقرار ناو هواپیمابر آمریکا و تصمیم اتحادیه اروپا را نشانه ورود بحران ایران و غرب به «مرحله فشار حداکثری نسخه دوم» توصیف کرده و هشدار داده که هرگونه خطای محاسباتی میتواند منطقه را به درگیری مستقیم بکشاند.
گاردین، اما با نگاهی انتقادیتر، این همزمانی تهدید نظامی و فشار حقوقی را «دیپلماسی زیر سایه ناوها» نامیده و نوشته است: «غرب بار دیگر میکوشد با ترکیب تهدید و مذاکره، تهران را به عقبنشینی وادار کند؛ راهبردی که پیشتر نیز نتایج متناقضی به همراه داشته است.»
در همین حال، فایننشال تایمز تصمیم اتحادیه اروپا درباره سپاه را «نقطه عطفی در سیاست خارجی اروپا» خوانده و تأکید کرده که این اقدام، شکاف سنتی میان واشنگتن و بروکسل در قبال ایران را تا حد زیادی از میان برده است. این روزنامه هشدار داده که چنین همصداییای، قدرت چانهزنی ایران را در هرگونه مذاکره احتمالی بهطور جدی کاهش میدهد.
رسانههای آسیایی نیز با نگرانی تحولات را دنبال میکنند. ساوت چاینا مورنینگ پست در گزارشی نوشته است تشدید تنش در خلیج فارس میتواند زنجیره تأمین انرژی جهانی را با شوک تازهای مواجه کند و اقتصادهای وابسته به نفت، از شرق آسیا تا اروپا، را در معرض ریسک قرار دهد.
مجموع این تحولات نشان میدهد شرایط هر روز پیچیدهتر و پرریسکتر میشود. از یک سو تهدید نظامی بیسابقه آمریکا و از سوی دیگر، همصدایی سختگیرانه اروپا، صحنهای ساخته که در آن دیپلماسی و تقابل نظامی بهطور همزمان پیش میروند. تلاقی ناوهای جنگی در خلیج فارس و لیستهای سیاه در بروکسل، نشانهای روشن از ورود بحران به فازی تازه است؛ فازی که میتواند سرنوشتساز باشد.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا این فشار فزاینده به میز مذاکره منتهی خواهد شد یا منطقه در آستانه یکی از پرهزینهترین رویاروییهای دهههای اخیر قرار گرفته است؟ پرسشی که پاسخ آن، نهتنها آینده روابط ایران و غرب، بلکه ثبات خاورمیانه و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.