رویداد۲۴| عبدالله گنجی در یادداشت خود با طرح این پرسش که «اصحاب پارادایم» در ایران چه کسانی هستند و چه زمانی ظهور میکنند، مینویسد که این جریانها معمولاً در بزنگاههای حساس و شرایط بحرانی خود را نشان میدهند. به گفته او، «ظهور و بروزشان در جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوروزه اخیر بود» و باور دارند که «در بحران میتوان به تحول رسید و در حین جنگ و فشار خارجی، به میدان میآیند تا حرف خود را بزنند و نسخه جایگزین ارائه کنند».
گنجی با اشاره به انگیزههای این جریان، تصریح میکند: «پارادایمخواهان یک وجه مشترک دارند، ریشه پارادایمخواهیشان شخصی است؛ یا از تصاحب مسئولیتی عقب رانده شدهاند، یا رد صلاحیت شدهاند یا بستگانشان به زندان رفتهاند یا در چرخه قضا افتادهاند یا جایی دیده نشدهاند و بخشی هم نظام دینی را امری زائد میدانند.»
به اعتقاد نویسنده این یادداشت، آنچه پارادایمخواهان ارائه میکنند، بیش از آنکه یک راهبرد شفاف باشد، بر «نیت راهبردی» استوار است؛ نیتی که به گفته او «مکتوب نمیشود، گفته نمیشود، اما همه مسیرهای فرعی به نقطه نیت راهبردی ختم میشود». گنجی تأکید میکند: «پارادایمیها چیستی را میگویند، چرایی را تبیین میکنند، اما محافظهکارانه وارد چگونگی نمیشوند.»
وی یکی از ویژگیهای این جریان را جداسازی گفتمانی «اسلام» و «ایران» میداند و مینویسد: «یکی از وجوه پارادایمخواهان جدایی گفتمانی اسلام و ایران است. ادبیاتی مانند “ایده ایران” – “اندیشه ایران” – “برای ایران” را زمزمه میکنند. علقه به ایران حتماً بدون اشکال است، اما نیت راهبردیشان آلوده است.»
گنجی در بخش دیگری از یادداشت، پارادایمخواهان را متهم میکند که با برجستهسازی اصل «مردم» و کمرنگکردن سایر اصول، به دنبال تئوریزهکردن عبور از ساختارهای بنیادین نظام هستند. او مینویسد: «عبور از بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی با عبور از اصل ۵۷ را با پناه بردن به اصل ۵۹ تئوریزه میکنند.»
این فعال رسانهای هشدار میدهد که طرح دوگانههایی نظیر «موشک یا معیشت» میتواند به فریب افکار عمومی منجر شود و تصریح میکند: «خیلی راحت میشود عزت ملت را به دست خودش لگدمال کرد و او را بیدفاع کرد و سرنوشت عراق را برایش رقم زد.»
گنجی همچنین به سابقه مدیریتی برخی از چهرههای این جریان اشاره کرده و مینویسد: «پارادایمیها بعضاً تا ۴۵ سال در جمهوری اسلامی مسئولیت داشتهاند، اما برای هیچ موضوعی نه خود را صاحب اشتباه میدانند و نه پاسخگو.»
در بخش پایانی یادداشت، او غایت نهایی پارادایمخواهی را عبور از ماهیت جمهوری اسلامی دانسته و تأکید میکند: «سکولاریسم یا تسلیم امریکا شدن غایت نیت راهبردی پارادایمخواهان است.»
عبدالله گنجی در پایان هشدار میدهد که هر طرحی برای تحول باید همزمان چهار مؤلفه «مردم، اسلامیت نظام، فونداسیون ریختهشده توسط امام و تمامیت ارضی ایران» را در نظر بگیرد و مینویسد: «مراقب باشید صهیونیستها و غرب حفظ ایران را منوط به حذف جمهوری اسلامی نکنند.»