رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- این روزها در میان اخبار مذاکره یا احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، نوسان قیمت دلار و اختلالهای تکراری اینترنت، یک خبر دیگر نیز بهشدت جلب توجه میکند: انتشار صفحات تازهای از پرونده جفری ایپستین، سرمایهدار و مجرم جنسی آمریکایی؛ پروندهای که همچنان ابعاد تازهای از ارتباط او با سیاستمداران و چهرههای بانفوذ جهان را آشکار میکند.
انتشار اسناد و تصاویر تازه از دیدارهای ایپستین با شخصیتهای سیاسی و اقتصادی بار دیگر نشان داد دامنه نفوذ این فرد تا چه اندازه گسترده بوده است. این پرونده از سال ۲۰۰۵ و با شکایت درباره آزار جنسی یک دختر نوجوان در عمارت اپستین آغاز شد و بهتدریج به یکی از رازآلودترین و هولناک ترین پروندههای جنایی آمریکا تبدیل شد. مرگ مشکوک ایپستین در زندان در سال ۲۰۱۹ نیز بر ابهامات افزود و موجی از تردید و نظریههای توطئه را به همراه داشت. حضور نامهای مشهوری از سیاست، اقتصاد و فرهنگ در فهرست ارتباطات او، افکار عمومی جهان را شوکه کرد؛ دونالد ترامپ، بیل کلینتون، بن سلمان، شیخ امارات، نوآم چامسکی، وودی آلن، ایلان ماسک، بیل گیتس و شاهزاده اندرو تنها بخشی از فهرست بلند سیاستمداران معروفی است که پایشان به این پرونده باز شده است.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا قول داده بود اسناد این پرونده را منتشر کند، اما تا به امروز از این کار خودداری کرده و همین موضوع باعث شک و تردیدهای بسیاری میان مردم شده است. ایپستین پای سیاست مداران و سلبریتیهای زیادی را به جزیرهاش در ویرجین آمریکا باز کرده بود. جزیرهای شیطانی که در آن قاچاق و آزار کودکان توسط بزرگترین چهرههای جهانی یک رویه به حساب میآمده است.
همزمان با باز شدن دوباره این پرونده، توجه برخی مخاطبان سینما به یکی از آخرین و مهمترین آثار استنلی کوبریک، یعنی «چشمان کاملاً بسته» (Eyes Wide Shut) جلب شده است؛ فیلمی که عدهای آن را روایتی پیشگویانه از شبکههای پنهان قدرت، مهمانیهای مخفی و مناسبات تاریک میان ثروت و فساد میدانند. همین شباهتها باعث شده برخی تماشاگران، فیلم را با ماجرای جزیره ایپستین مرتبط بدانند.
فیلم کوبریک به قدری پیچیده و نمادین که برخی تماشاگران (تا پیش از رو شدن پرونده ایپستین) آن را فیلمی نمادین درباره فرقه فراماسونری میدانستند و در نظری تکان دهنده عنوان میکردند اعضای همین فرقه بودند که کوبریک را به قتل رساندند. اما داستان فیلم کوبریک چیست و چرا عدهای آن را مرتبط با پرونده ایپستین میدانند؟
بیشتر بخوانید:
هالیوود بازوی نرم قدرت سخت آمریکا | آیا فیلم تاپ گان: ماوریک شبیهسازی حمله به فردو بود؟
بازخوانی سنت قدیمی ترور با امضای موساد | مونیخ اسپیلبرگ، روایتی از آغاز راهی که به تهران رسید
فیلم داستان زوجی به نام ویلیام و آلیس هارفورد را روایت میکند؛ زن و شوهری مرفه که در ظاهر زندگی آرام و بیدغدغهای دارند. اما پس از یک مهمانی شبانه، اعترافات و تردیدهای عاطفی، رابطه آنها را دچار بحران میکند. دکتر هارفورد در پی این تنشها، شبی سرگردان در شهر پرسه میزند و بهطور اتفاقی سر از مراسمی مخفی و مرموز درمیآورد؛ مهمانیای آیینی با نقابها، رمز عبور و قواعد سختگیرانه که لایههای پنهانی از قدرت و فساد را آشکار میکند.
چشمان کاملاً بسته طبق آن چه که در کتاب گینس آمده رکورددار بیشترین زمان فیلمبرداری به مدت ۴۰۰ روز است. شایعات زیادی پیرامون این فیلم و وسواسهای سادیستی کوبریک وجود دارد که به عنوان مثال یک برداشت از تام کروز را نود بار تکرار کرده است. فیلم کوبریک اثری نمادین است که طی آن ما از طریق داستانی نمادین به واکاوی لایههای زیرین زندگی یک زن و شوهر جوان میپردازیم. زن و شوهری که بعد از پایان فیلم به نقطه نظر و زاویه دید جدیدی نسبت به زندگی زناشویی خود میرسند.
دلیل اصلی مقایسه فیلم با پرونده ایپستین، سکانس مهمانی مخفیانه آن است؛ جایی که افراد بانفوذ با ماسک و هویتهای پنهان در مراسمی بسته و کنترلشده شرکت میکنند. حضور چهرههای قدرتمند، روابط غیراخلاقی، محرمانه بودن فضا و تهدید کسانی که از قواعد تخطی کنند، برای برخی یادآور روایتهایی است که بعدها درباره مهمانیهای خصوصی ایپستین مطرح شد.
مرگ مشکوک یکی از زنان حاضر در مهمانی، که ظاهراً برای حفظ اسرار قربانی میشود، شباهتی تماتیک با ابهامهای پرونده ایپستین دارد. بعد از اتمام این مهمانی هارفورد کنجکاو به دنبال سرنخهایی از زنی که خود را قربانی او کرده میرود متوجه ابعاد هولناک ماجرا میشود. رفیق قدیمیاش زایگلر برای او روایت میکند که افراد مشهور زیادی در آن مهمانی حضور داشتند که اگر بیل نام آنها را بشنود مغزش منفجر میشود. زنی که خودش را قربانی بیل کرده ظاهراً به دلیل خودکشی مرده (درست مثل ایپستین) تا راز و رمز این مهمانی مخفی بماند و اسامی شرکت کنندگان مهمانی لو نرود.
شاید اگر کوبریک این فیلم را در سال ۲۰۲۶ و دقیقاً با همین داستان میساخت نگاه همه منتقدان و تماشاگران به سوی پرونده ایپستین جلب میشد، اما کوبریک این فیلم را سال ۱۹۹۹ ساخته است. چرا برخی از جزئیات سینمایی فیلم به شکل حیرت انگیزی به پرونده ایپستین شباهت دارد؟ آیا کوبریک از چیزی خبر داشته است؟ آیا به او اطلاعاتی هر چند مبهم از برگزاری چنین مهمانیهایی رسیده است؟ آیا کوبریک از ترس سر به نیست نشدن جزئیات داستانش را تغییر داده است؟
پاسخ به این سوالات میتواند مثبت باشد وقتی متوجه شویم برخی از سکانسهای کوبریک شباهتهای انکارناپذیری با روایتها از جزیره ایپستین دارد! شاید پرونده ایپستین سالها پیش اولین قربانی خود را گرفته است. چرا که کوبریک هیچ گاه نتوانست دو پروژه بعدی خود یعنی ناپلئون و هوش مصنوعی را تکمیل کند و بلافاصله درگذشت!