رویداد۲۴| همین امروز که نگاهها به مسقط دوخته شده و گمانهزنیها درباره مسیر مذاکرات ایران و آمریکا دوباره بالا گرفته، دو رسانه معتبر غربی و منطقهای، تصویری متفاوت از پشتپرده این گفتوگوها ارائه دادهاند؛ تصویری که بیش از آنکه از «توافق» بگوید، از جنگ روایتها و رقابت سناریوها خبر میدهد.
گروهی از خبرنگاران نیویورکتایمز در گزارشی تازه، به نقل از برخی مقامات خاورمیانهای نوشتهاند که یکی از راههای بالقوه برای خروج از بنبست فعلی، صدور یک بیانیه بعد از نشست مسقط است؛ بیانیهای که نه الزاماً از توافق نهایی، بلکه از ادامه گفتوگوها و «تعهد به عدم درگیری نظامی» سخن بگوید. در واقع، این پیشنهاد بیش از آنکه نشانه نزدیک بودن به یک توافق بزرگ باشد، به نوعی «مدیریت بحران» و کاهش ریسک در کوتاهمدت شبیه است؛ نوعی اعلام آتشبس سیاسی برای جلوگیری از لغزش مذاکرات به سمت تنش نظامی.
اما در سوی دیگر، نشریه اماراتی نشنال روایتی کاملاً متفاوت و تندتر مطرح کرده است؛ روایتی که مدعی میشود جرد کوشنر، داماد ترامپ، به موازات روند شکلگیری مذاکرات علنی، در حال بررسی زمینه شکل دادن ساختاری برای «جایگزینی نظام جمهوری اسلامی» است. ادعایی که اگرچه اثبات آن دشوار است، اما از منظر سیاسی یک پیام روشن دارد: حتی اگر مسیر مذاکره باز شود، بخشی از اردوگاه ترامپ همچنان به دنبال اهرمهای فشار حداکثری و پروژههای بلندمدتتر است.
پیشنهاد نیویورکتایمز درباره صدور بیانیه «عدم درگیری» را میتوان نشانهای از واقعیت مهمتری دانست: در شرایط فعلی، طرفین شاید هنوز به نقطه توافق نرسیده باشند، اما هر دو میخواهند از سقوط کامل گفتوگوها جلوگیری کنند. چنین بیانیهای میتواند چند هدف را همزمان پوشش دهد:
از یک طرف، به واشنگتن امکان میدهد به افکار عمومی بگوید مسیر دیپلماسی فعال است و خطر جنگ کنترل شده؛ از طرف دیگر، برای تهران نیز یک فرصت ایجاد میکند تا نشان دهد وارد گفتوگو شده، اما در برابر فشار و تهدید عقب ننشسته است.
در عین حال، این مدل بیانیهها معمولاً زمانی مطرح میشود که اختلافات اصلی پابرجاست و طرفین میخواهند با یک متن سیاسی، فضا را از «لبه پرتگاه» دور کنند. یعنی نه نشانه توافق، بلکه نشانه نگرانی از شکست.
ادعای نشنال درباره نقش کوشنر، از نظر خبری در سطحی قرار دارد که نیازمند منابع محکمتر است، اما از نظر تحلیل سیاسی، حامل یک کارکرد مشخص است: القای این گزاره که مذاکره فقط یک مسیر دیپلماتیک نیست و همزمان پروژههای فشار و تغییر نیز در جریان است.
این دقیقاً همان نقطهای است که تهران روی آن حساسیت دارد؛ مسئله اعتماد. ایران بارها گفته تجربه مذاکرات گذشته، از جمله توقف روندها با تحولات امنیتی و نظامی، باعث شده بیاعتمادی به آمریکا به یک عامل تعیینکننده تبدیل شود. در چنین فضایی، انتشار گزارشهایی با مضمون «برنامهریزی برای جایگزینی نظام» عملاً به تقویت همین بیاعتمادی کمک میکند و میتواند دست جریانهای مخالف مذاکره در داخل ایران را هم پرتر کند.
در مجموع، کنار هم گذاشتن دو روایت نیویورکتایمز و نشنال نشان میدهد مسقط فقط یک نشست دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک میدان رقابت برای تثبیت روایتهاست. یک روایت میگوید باید از بنبست عبور کرد و حداقل خطر جنگ را کاهش داد؛ روایت دیگر میگوید حتی در صورت مذاکره، برنامههای بزرگتری برای تغییر در تهران دنبال میشود؛ و شاید واقعیت، جایی میان این دو باشد: آمریکا همزمان هم به دنبال کنترل بحران است، هم فشار را حفظ میکند؛ هم مذاکره را میخواهد، هم ابزارهای سخت را کنار نمیگذارد. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد نه فقط محتوای مذاکره، بلکه «سیگنالهایی» است که بعد از نشست صادر خواهد شد؛ از جمله اینکه آیا واقعاً بیانیهای برای عدم درگیری و ادامه گفتوگوها صادر میشود یا نه.
اگر نشست مسقط به یک بیانیه کوتاه و کلی ختم شود، معنایش این است که طرفین فعلاً به توافق نزدیک نشدهاند، اما ترجیح دادهاند در را نبندند. اگر حتی همان بیانیه هم صادر نشود، میتوان نتیجه گرفت اختلافات جدیتر از آن است که با یک متن سیاسی مدیریت شود.
در هر دو حالت، مسقط بیش از آنکه پایان یک مسیر باشد، نقطه شروع یک مرحله تازه است؛ مرحلهای که در آن، مذاکره و تهدید، همزمان و موازی پیش میروند.