رویداد۲۴| مسعود پزشکیان اخیرا در حرم امام از تغییر رفتار با مردم سخن گفت و مردم را ستونی در برابر دشمنان خواند که باید رضایت آنها را به دست آورد. او گفت که «باید رفتارمان را در برابر مردم تغییر دهیم، برهمین اساس اگر قرار است مسیری که حضرت امیرالمومینن و امام راحل درمورد حق مردم و اجرای عدالت به ما نشان داد، برویم، باید با این مردم باشیم و با مردم به مهربانی رفتار کنیم.».
اما سوال آنجاست که دولت و حاکمیت به معنای کلی آن در این خصوص چه اقداماتی باید انجام دهد؟
خبرآنلاین به سراغ عباس سلیمینمین، فعال سیاسی اصولگرا رفته است. سلیمینمین معتقد است که ریشه بخشی از «زخمی شدن» روح جامعه را باید در راهروهای قوای قضاییه و مجریه جستوجو کرد که گاهی تکریم اربابرجوع رفتارهای سلیقهای میشود.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید؛
* با توجه به صحبتهای اخیر آقای پزشکیان و همینطور نارضایتیهای اجتماعی و وقایع اخیر حاکمیت باید چه اقدامی انجام دهد تا نارضایتی عمومی کاهش پیدا کند و بهنوعی از مردم دلجویی شود؟
قطعاً برخی از قوای سهگانه در این زمینه مسئولیت خطیری دارند. هرچند قوه مقننه مراجعه مستقیم مردمی ندارد و حل مشکلات یا لااقل امورات مردم در این زمینه خیلی مربوط به قوه مقننه نیست، اما قوای قضاییه و مجریه در آرامشبخشیدن به جامعه نقش اساسی دارند. اصلاحات لازم در قوه قضاییه مدتهاست مورد درخواست جامعه بوده و مسئولان عالی در این زمینه تأکیدات جدی داشتند. بعضاً قضات احترام لازم را به مردم نمیگذارند یا از طریق برخی باندها رشوههایی اخذ میکنند. یا اینکه برخی کارمندان قوه مجریه آنقدر مردم را سر میگردانند تا راضی شوند برخلاف قانون وجوهی را پرداخت کنند.
طبیعی است که اینها میتواند موجب ناراحتی جامعه شود. حالا خوشبختانه ریاست قوه مجریه چنین بحثی را مطرح میکند که ما باید کاری کنیم مردم در مراجعه به ما احساس آرامش و همراهی کنند. این بحث خوبی است؛ امیدوارم در قوه قضاییه هم چنین بحثی جدیتر پیگیری شود.
اما ما در اینجا دو بحث داریم؛ یکی افرادی که براساس ناراحتی میخواهند خودشان را بیان کنند یا صدایشان را در ارتباط با یک مطالبه رساتر کنند. بحث دوم افرادی است که میخواهند شرارت بورزند؛ آنها یا از طریق فضای مجازی برای شرارت خود وجهی دریافت میکنند، یا اینکه اصلاً خودشان مایل به این کار هستند.
برخی رسانهها میبینیم چنین تمایزی قائل نمیشوند و برعکس، سعی میکنند این دو را با هم درآمیزند. یا همه کسانی را که به خیابان آمدند را «معترض» مینامند همه آنها را «آدمهای وابسته به بیگانه» میخوانند. طبیعی است که هر دوِ این تحلیلها میتواند تأثیر نامطلوبی بر تنظیم روابط با اقشار مختلف جامعه بگذارد؛ چه کسانی که همه معترضین را مرتبط با بیگانه میدانند و چه کسانی که اصلاً مرتبطین با بیگانه را نمیبینند.
این در حالی است که خود سران بیگانه بهصراحت اذعان داشتهاند و کدهای مشخصی در این زمینه دادهاند که برخی از عوامل خود را در داخل ایران هدایت میکنیم. متأسفانه در برخی روزنامهها انگار اصلاً چنین مسائلی مطرح نشده و چنین خشونتی دیده نشده است.
عوامل بیگانه مردم را به خشونتی فراخواندند که «اشکالی ندارد، بکشید»؛ حتی برخلاف این بحث که از نظر حکمرانی، سلاح فقط در اختیار نیروی نظمبخش به جامعه میتواند به رسمیت شناخته شود. بهرغم اینکه در تصاویر متعدد میبینند که خیلی مستقیم به طرف مردم یا نیروهای حافظ امنیت جامعه شلیک میکنند، اصلاً درصدد تقبیح این قضیه برنمیآیند.
این بسیار جای تأسف دارد که ما مشوق بیگانه و عوامل مرتبط با آن میشویم؛ یعنی بهگونهای آنها را افرادی تلقی یا معرفی میکنیم که میخواهند اصلاحی در جامعه به عمل بیاورند. این را هم باید دید؛ تأثیرات سوء آن بسیار زیاد است. ما حتماً باید درصدد تقبیح بربیاییم. چرا به سبب علقه به غرب نباید عوامل غرب را در داخل کشور تخطئه کنیم و عملکرد آنها را برای جامعه باز نکنیم؟ به نظر من، این کار دقیقاً خلاف مصالح عمومی است.
من برخی روزنامهها را میبینم که گویا اصلاً نباید در این زمینه موضع گیری کنند یا بنایی برای موضعگیری ندارند که «خشونت، خواسته و برنامهریزی دشمن است». اگر کسی خواهان اصلاح ست قطعا باید خواسته خود را دنبال کند و دنبال پاسخ مثبتی از قوای مربوطه باشد؛ اما در کنار او، کسانی را که میخواهند اصلاح را در جامعه ناممکن سازند نیز تقبیح کرد.
* همانطور که اشاره کردید در وقایع اخیر جانباختگان زیادی داشتیم. حاکمیت برای عبور از این فضا یا دلجویی از خانوادهها چه اقدامی باید انجام دهد؟
اینکه ربطی به حاکمیت ندارد؛ باید همه همصدا دشمنی را که دارد خشونت را ترویج میکند، محکوم کنیم. مگر حاکمیت خشونت را ترویج میکند؟ یعنی چندین روز بهرغم استفاده از سلاح توسط عوامل مرتبط با بیگانه، نیروی انتظامی شهید میداد و از سلاح استفاده نمیکرد.
آیا در این قضیه خیلی روشن، خطابمان باید به حاکمیت باشد یا باید به دنبال محکوم کردن کسانی باشیم که میخواهند روابط بین ملت را در ایران بسیار خشن بسازند؟ شما میبینید که در برخی از روزنامهها چنین رویکردی داشته باشند؟ همانطور که انتقاد در مورد برخی ناکارآمدیهای قوای سهگانه را میبینند و مطرح میکنند، آیا دشمن را هم در این زمینه میبینند و عملکرد او را مورد انتقاد قرار میدهند؟ یا خطاب به مجامع عمومی، مطلبی یا سرمقالهای در این روزنامهها نوشته باشند که سازمان ملل را متوجه کار بسیار خبیثانهای کنند که در ارتباط با ملت ایران صورت میگیرد و آن را تقبیح کنند؟ من که ندیدهام.
دائم بحث مسائل داخلی را مطرح میکنند. این در حالی است که کسانی رسماً در خارج کشور تحت عنوان «رسانه»، جامعه را به خشونت دعوت میکنند؛ که باید بلافاصله آن کشور جلوی ادامه کار آن رسانه را بگیرد. شما هرگز نمیتوانید در انگلیس بروید یک رسانهای را در اختیار بگیرید و خشونت یا کشتار را ترویج کنید؛ بلافاصله جلویتان را میگیرند. اتفاقاً جلو خیلی موارد کمتر از این را میگیرند؛ مثلاً فرض کنید انتقادی نسبت به صهیونیستها داشته باشید، این را به عنوان «آنتیسمیتیزم» [یهودیستیزی]تلقی میکنند و جلوتان را میگیرند و ادامه کارتان را متوقف میکنند. بعد میبینید که راحت یک رسانه که توسط صهیونیستها اداره و پشتیبانی مالی میشود، ملت ایران را به خشونت دعوت میکند و میگوید: «اشکالی ندارد که این تعداد هم کشته شوند، ایرادی ندارد.
اینجا باید خطاب شما به کسانی باشد که دارند خشونت را در ایران ترویج میکنند. معلوم است برای چه دارند خشونت را ترویج میکنند. به نظر من این باید مسئله باشد. در کنار انتقاد نسبت به عملکرد بعضی مسئولین، دستگاهها و سازمانها، ما باید اقداماتی هم در جهت متوقف کردن عداوتها با ملت ایران داشته باشیم.
* چون صحبت از رسانه شد؛ برای سوال آخر به این بپردازیم که بسیاری معتقدند اینکه مرجعیت رسانهای جامعه به خارج از کشور منتقل شده، بهخاطر عملکرد رسانه ملی است. عملکرد صداوسیما در این رابطه را چطور ارزیابی میکنید؟
انتظارات از رسانه ملی زیاد است. بعضی از انتظارات هم بهحق است؛ باید حتماً فراگیری خودش را گسترش دهد. باید صدای همه باشد، حتی کسانی که عرض کردم به دلیل عملکرد یک قاضی یا عملکرد یک کارمند «زخمی» شدهاند. کارمندی که کار ارباب رجوع را مرتب عقب میاندازد تا او مجبور شود رشوهای پرداخت کند؛ مدام یک کار عادیِ بسیار ساده را به «یک هفته دیگر، یک هفته دیگر» تعویق میاندازند تا در نهایت فرد فکر کند که اگر رشوهای بدهد، بهتر میتواند این مشکلش را حل کند.
در کنار این انتقادات جدی که میتواند موجب ناراحتی جامعه شود، یا برخی سیاستهای اقتصادی و سیاستهای دیگر که میتواند تبعات یا اعتراضاتی را به دنبال داشته باشد؛ در کنار این مطالب، حتماً عرض کردم که ما باید اعتراضاتی هم نسبت به سایر رسانهها داشته باشیم.
اینطور نیست که بگوییم مثلاً صرفاً به دلیل عملکرد رسانه ملی چنین شرایطی رقم خورده است؛ نه، دارند پول کلان میدهند. رسانه ملی ما یک ظرفیتی، بودجهای و اعتباری دارد؛ اما آنها بودجههای کلانی به برخی رسانههای ضدایرانی پرداخت میکنند و طبیعتاً دست آنها بازتر میشود.
ما اگر واقعاً در دفاع از ملت خودمان صادقیم و اگر واقعاً دلمان میسوزد که کسی در خیابان کشته نشود، حتماً باید لااقل اعتراضاتی هم در سطح بینالمللی داشته باشیم. باید رسانههایی را که دارند خشونت را در ایران ترویج میکنند، محکوم کنیم.
همانطور که گفتم در بعضی از رسانهها شما یک مقاله هم در این وادی نمیبینید. در روزنامههایی که اسم بردم، شما ببینید چند اعتراض در این زمینه داشتند یا دارند؟ یا آیا مقالهای در این زمینه نوشتند که آمریکاییها و اروپاییها دارند از جنایتکارترین گروهها حمایت میکنند و به آنها بودجه میدهند؟ خب طبیعی است وقتی آنها بودجه داشته باشند، چه در زمینه رسانه و چه در زمینه کارهای عملیاتی، میتوانند با دست بازتری علیه مصالح ملی ایران عمل کنند.