رویداد۲۴| فیلم «حاشیه» پس از پایان، اضطراب را فرو مینشاند اما خشم و اندوه را با خود باقی میگذارد و ذهن مخاطب را به این فکر میکشاند که چگونه میتوان جلوی آسیبهای اجتماعی، از کودکربایی گرفته تا فروپاشی خانواده، ایستاد. این اثر نشان میدهد رنج انسانها در زندگی شهری، نه با فریاد و هیاهو، بلکه با سکوت، فرسایش تدریجی و مواجهه مستمر با مشکلات اجتماعی آشکار میشود و تماشاگر را تا انتهای داستان با خود همراه میکند.
«حاشیه» کودکربایی را نه بهعنوان یک رخداد منفرد، بلکه در ارتباط مستقیم با فقر، طلاق و فروپاشی خانواده به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه این شرایط، زندگی شهری و اخلاق اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ فضایی که در آن کودکان نخستین قربانیاناند و والدین ناگزیر با بحرانهای مستمر مواجه میشوند. روایت فیلم با خطوط موازی و اتفاقات مرتبط، نشان میدهد که آسیبهای اجتماعی چگونه آرامآرام در زندگی افراد نفوذ میکند و شرایط را برای زندگی روزمره دشوار و شکننده میسازد.
در مرکز روایت، محسن قرار دارد؛ شخصیتی مذهبی و معتقد که باورهای خود را بیهیاهو و بیتظاهر زندگی میکند. علیزاده فرد او را نه ایدهآلسازی میکند و نه به قضاوت شتابزده مینشاند، بلکه واقعیت سختی زندگی در محلهای پرتنش و برخورد با بحرانهای روزمره را بهصورت دقیق و انسانی نمایش میدهد. این حساسیت، نشاندهنده دقت کارگردان در پرداخت مسائل اخلاقی، اجتماعی و انسانی است و مخاطب را به همراهی با شخصیتها و فهم پیچیدگیهای زندگی شهری دعوت میکند.
بازی هادی کاظمی، یکی از نقاط برجسته فیلم، با اجرای پخته و کنترلشده، موفق میشود شخصیتی باورپذیر و درونی خلق کند که فاصله کامل با نقشهای کمدی پیشین او دارد. او با ظرافت رفتارها، لحظات و واکنشهای درونی شخصیت، فیلم را از تبدیل شدن به یک روایت صرفاً تراژیک یا احساسی جدا میکند و آن را به تجربهای چندلایه و انسانی تبدیل میکند. حضور چنین بازیگری، به واقعگرایی روایت و همراهی مخاطب با داستان کمک قابل توجهی کرده است.
از نظر بصری، «حاشیه» با رنگبندی گرم و استفاده حسابشده از کلوین، فضایی روانی و عاطفی ایجاد کرده که همزمان با پیشرفت قصه، اضطراب، فشار روانی و تنشهای محیطی را به مخاطب منتقل میکند. قاببندی دقیق و میزانسن حسابشده در فضاهای پایینشهر، بدون اغراق یا زیباشناسی تصنعی، حس واقعی زندگی شهری را منتقل میکند و تجربهای ملموس از محدودیت، اضطراب و فشار اجتماعی ارائه میدهد.
«حاشیه» بیش از آنکه شخصیتمحور باشد، قصهمحور است؛ خطوط موازی و بازیهای کنترلشده، همه در تعادل حرکت میکنند و تصویری واقعی از زندگی شهری ارائه میدهند. نگاه همدلانه فیلم به محلههای فرودست، بدون سیاهنمایی یا رمانتیکسازی، به مخاطب اجازه میدهد با تأمل، قضاوت خود را شکل دهد و حس همدلی و درک شرایط دشوار زندگی در چنین محیطی را تجربه کند.
در نهایت، «حاشیه» روایت زندگیهای عادی است که در فشار نابرابری و دشواریهای اجتماعی به حاشیه رانده میشوند. این اثر، رنج مادرانه، اضطراب پدرانه و سکوت کودکان آسیبدیده را به تصویر میکشد و تجربهای چندلایه، انسانی و تأملبرانگیز برای مخاطب عام و خاص ایجاد میکند؛ تجربهای که پس از پایان فیلم، ذهن تماشاگر را همچنان درگیر نگه میدارد و او را به بازاندیشی درباره شرایط اجتماعی پیرامونش دعوت میکند. فیلم علیزاده فرد نه تنها به نمایش مشکلات اجتماعی میپردازد، بلکه با مهارت روایت و دیدگاه هنری، تماشاگر را با عمق عاطفی و روانی شخصیتها همراه میکند و تصویر واقعی از یک زندگی شهری در حاشیه را به او ارائه میدهد.