صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 09
کد خبر: ۴۴۶۱۵۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۰۷ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

از شعار‌های ۵۷ تا واقعیت ۱۴۰۴؛ بدون تغییر پارادایم حکمرانی، امید ملی بازنمی‌گردد | نظارت استصوابی باید به نفع جمهور اصلاح شود

۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته، اما بازخوانی مطالبات اصلی انقلاب—از عدالت و رفع تبعیض تا نقش واقعی مردم—نشان می‌دهد بخشی از مسیر نیازمند بازتعریف است؛ بازتعریفی که از نگاه روزنامه اطلاعات با اصلاح قانون اساسی و پایان دادن به افراط‌گرایی آغاز می‌شود.

رویداد۲۴| در آستانه یوم الله ۲۲ بهمن قرار داریم. ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم مستبد پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی است. ۴۷ سال از آن سال گذشته است. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سه آرمان اساسی مردم بود که با وحدت و همبستگی بی‌نظیر با رهبری امام خمینی شکل گرفت.

روزنامه اطلاعات نوشت: ارزیابی «راه طی شده» پیشرفت‌ها، ناکامی‌ها در طول این سال‌ها خود نیاز به بررسی مستمر دارد. اما سنجه اصلی بر این‌که انقلاب اسلامی چه میزان به اهداف و آرمان‌های خود دست یافته است، پرسش اصلی در همه ادوار، از جمله دهه فجر است.

در کنار آرمان‌های بنیادین انقلاب اسلامی؛ محرومیّت‌زدایی، گسترش عدالت، رفع تبعیض و فساد، مشارکت حقیقی مردم در اداره امور با استقلال رأی، توسعه و عمران و آبادانی، عدم مداخله بیگانگان در امور داخلی کشور، بسط مناسبات و روابط در عرصه بین‌المللی را نیز باید به عنوان مطالبات و درخواست‌های انقلاب ۵۷ مورد تأکید قرار داد. بازخوانی این تقاضا‌ها و ارزیابی میزان تحقق دستیابی و عملکرد آن ما را به این مسئله رهنمون می‌سازد که نسبتِ راه طی شده در ۴۷ سال بعد از انقلاب با آرمان‌های اولیۀ آن را مورد ارزیابی و داوری قرار دهیم.

با توجه به شرایط جاری کشور و اوضاع زمانه و تحولات و دگرگونی‌هایی که در عرصه داخلی و خارجی برای کشور عزیزمان ایران به‌وجود آمده است، به گمانم برای نسل ما که نقش اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی داشتیم و بدان افتخار می‌کنیم، اما منتقد وضع موجود در پاره‌ای از امور هستیم؛ بهتر آن است که با هدف «کارآمدی، افزایش همبستگی ملی، امید آفرینی» و «نقد منصفانه و مشفقانه»، آنچه را که بر سر راه تحقق آرمان‌های اصیل انقلاب زیبای ۵۷ قرار دارد، مورد توجه قرار دهیم.

یکم: اصلاح اساسی در راهبرد و پارادایم و گفتمان حکمرانی

«جمهوری اسلامی» به طور جدی برای پویایی، مانایی و کارآمدی خود نیاز به اصلاحات اساسی و تغییر پارادایم و گفتمان دارد. «اصلاح قانون اساسی» ساز و کاری برای این مهم است. اصلاح قانون اساسی یک امری عقلانی، ضروری و حیاتی است. نباید آن را «تابوی دست نیافتنی» بپنداریم. انقلاب اسلامی محصول خرد و عقلانیّت ایرانیان با رهبری مجتهد و فقیه جامع‌الشرایط ـ امام خمینی، بر رژیم تمامیّت خواه و مستبد پهلوی بود. هم اکنون بیش از هر زمانی باید «اجتهاد پویا» بر پایه «فقه جواهری» با تأکید بر «زمان، مصلحت، نیاز و شرایط جهانی» در دستور کار کشور قرار گیرد. ساز و کار همه‌پرسی و اصلاح قانون اساسی در خود قانون اساسی تعبیه و تعریف شده است.

دوم: در اصلاح قانون اساسی سال ۱۳۶۸ گروهی از نخبگان و مسئولان از سوی امام خمینی مأموریت این کار مهم را عهده‌دار شدند که نتایج آن به تأیید مردم رسید. از جمله نظام شورایی برچیده شد، ولایت فقیه و رهبری از مرجعیت جامع‌الشرایط به مجتهدِ مُتَجَزّی تغییر یافت، تمرکز اختیارات قوه مجریه با حذف پست نخست وزیری و افزایش اختیارات رئیس جمهور سامان یافت ...

در شرایط اکنون و آینده کشور نیز اصلاح قانون اساسی را با هدف: شکل‌گیری نظام دو مجلسی، اصلاح و تدقیق وظایف و اختیارات مسئولان عالی رتبه، تمرکز قانونگذاری در قوه مقننه، انحلال و ادغام نهادها، بنیادها، سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی متعدد، برجسته سازی نقش و رأی مردم (جمهور) در اداره کشور که امام خمینی معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، آن را ملاک و میزان در مدیریت کشور می‌دانست و سایر مواردی که مستلزم اصلاح و نوآوری متناسب با زمانه و شرایط جامعه امروزی هست، می‌توان در این اصلاح قانون اساسی مدّنظر داشت. توجه داشته باشیم که این امر باید موجب افزایش انسجام ملی و اتحاد جامعه گردد، نه این‌که خود پایه اختلافات جدید شود.

سوم: با گذشت ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، لازم است که برای همیشه تندروی، رادیکالیسم، و افراط‌گرایی از هر سنخ آن (چپ، راست، اصلاح طلب، اصول گرا...) را خاتمه داد و آشتی ملی در درون کشور به وجود آورد. باید نظارت‌های استصوابی و یا احراز صلاحیت‌ها را به نفع جمهور اصلاح کرد. همچنین باید تنش زدایی، گسترش روابط و مناسبات در سیاست خارجی را به دور از بلوف، شعار و پوپولیسم عملی کرد. باید مردم سالاری را به مثابۀ داشتن شهروندِ صاحب رأی و اختیاردار کشور تلقّی کرد، نه این‌که نگاه ابزاری برای مشارکت در انتخابات و تفکر «ارباب رعیتی» را حاکم کرد.

چهارم: حاکمیّتِ «عقلانیّت، خرد جمعی» و پرهیز از «یکّه سالاری و استبداد رأی» همانی است که به مثابه تغییر پارادایم و گفتمان غالب و مسلط کشور باید سرلوحه امور قرار گیرد. نشانه‌های آن بر صدر نشستن نخبگان، سرآمدان و صاحب‌نظران در جامعه است.

فراهم ساختن شرایط و فضایی آرام و به دور از التهابات و هیجانات سیاسی برای نظریه پردازی، آینده‌نگری و آینده پژوهی انقلاب و تدبیر امور را باید لازمه تحقق این امر برشمرد. بپذیریم که مواضع و رفتار‌های احساسی، هیجانی، باندی، در عرصه داخلی و خارجی، خسارت‌های زیادی را برای ما به همراه داشته است. جامعه کنونی تحمل و پذیرش ادامه چنین وضعیتی را ندارد؛ و ریشه بسیاری از اعتراضات و نارضایتی‌ها در جامعه از همین مواضع و رویکردهاست.

با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان و مجاهدان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و رهبر فقید انقلاب اسلامی امام خمینی، باید گفت: دهه فجر به معنای تجدید قوای نیرو‌های انقلاب و وفاداران آن است. اما امروز، مهم‌تر، دعوت و پیوستن جمعیت جدید و جوان به انقلاب و نظام است. دهه فجر یادآور آن است که برای عزت، آبادانی، سربلندی و استقلال واقعی ایران عزیز، همه ما متحد و یکپارچه باشیم.

نظرات شما