رویداد ۲۴| اقدام نمایشی یک نماینده مجلس در کنار هم قرار دادن نمادهای کاملاً ناهمسنخ، بار دیگر بحث مرزهای رفتار سیاسی و شان نمایندگی مجلس در تریبون رسمی کشور را زنده کرد؛ جایی که تلاش برای ارسال پیام ایدئولوژیک درباره غرب، میتواند بهدلیل انتخاب ابزار و نماد، به نتیجهای معکوس و حتی قابل انتقاد داشته باشد.
استفاده از نمادها و تصاویر برای انتقال پیام ایدئولوژیک سابقه طولانی دارد، اما هر نمادی الزاماً ظرفیت تبدیل شدن به ابزار پیامرسانی سیاسی را ندارد. در روزهای اخیر نیز طرح مفاهیمی مانند پیوند دادن غرب با پروندههایی مثل اپستین در برخی مواضع جریانهای تند سیاسی دیده شده است؛ تا جایی که حتی در ادبیات برخی چهرهها، جهان به دوگانههایی مانند «ترامپ–اپستین» در برابر جهان گفتمان اسلامی تقسیم میشود.
در چنین بستری، اگر یک نماینده مجلس تلاش کرده باشد با کنار هم قرار دادن تصاویر یا نمادهایی از این جنس، پیام «فساد ساختاری غرب» را منتقل کند، از نظر تحلیلی میتوان فهمید که هدف احتمالی او برجستهسازی یک روایت ایدئولوژیک بوده است. در گفتمان رسمی بخشی از جریان اصولگرا، پروندههایی مانند اپستین اغلب بهعنوان نشانهای از بحران اخلاقی غرب استفاده میشوند. اصل این مساله میتواند در جای خود درست باشد، اما شان قیاس باید در رفتار نماینده مذکور-مجتبی زارعی -رعایت میشد.
مسئله اصلی نه لزوماً پیام مورد نظر، بلکه شیوه انتقال آن است. تریبون مجلس جای کنش نمادین خام یا شوکآفرین نیست. وقتی یک نماینده برای انتقال پیام سیاسی از مقایسههایی استفاده میکند که از نظر سطح معنایی و جایگاه نمادین قابل قیاس نیستند، عملاً پیام سیاسی را به حاشیه میبرد و اصل اقدام به موضوع اصلی تبدیل میشود. در اینجا خطر این است که به جای تمرکز بر نقد غرب، بحث به سمت بیانضباطی سیاسی در ساختار رسمی کشور میرود.
سکوت هیاترئیسه مجلس نیز خود به موضوعی مهم تبدیل میشود. هیاترئیسه مسئول حفظ شأن تریبون رسمی کشور است. در ساختار پارلمانی، حتی اگر نیت یک نماینده دفاع از گفتمان نظام یا رهبری باشد، شکل بیان باید کنترل شود. عدم واکنش میتواند این برداشت را ایجاد کند که هرگونه اقدام نمایشی، حتی اگر خارج از عرف سیاسی و پروتکلهای رسمی باشد، قابل تحمل است. این مسئله در بلندمدت به فرسایش اعتبار تریبون مجلس منجر میشود.
چنین رفتارهایی که تصاویرشان نیز ثبت میشود دو پیام متناقض ارسال میکند؛ در داخل، میتواند نشانه رادیکالتر شدن ادبیات سیاسی در بخشی از مجلس تلقی شود. در خارج، ممکن است تصویری از سیاستورزی احساسی ارائه دهد. در شرایطی که جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده جایگاه رهبری را در سطحی فراتر از کشمکشهای روزمره سیاسی تعریف کند، هر اقدامی که این فاصله نمادین را مخدوش کند، میتواند حساسیتبرانگیز شود.
حتی اگر فرض شود هدف این اقدام، نقد اخلاقی غرب بوده، اصل مقایسه و ابزار انتخابشده از منظر ارتباطات سیاسی قابل دفاع نیست. در سیاست، ابزار پیام گاهی مهمتر از خود پیام است. اگر ابزار اشتباه انتخاب شود، نهتنها پیام منتقل نمیشود، بلکه میتواند اثر معکوس بگذارد.