رویداد ۲۴| اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو درباره شروط مذاکره با ایران، از محدودیت موشکهای بالستیک تا پایان حمایت از نیروهای نیابتی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا اسرائیل تلاش میکند دستورکاری متفاوت از آنچه در مواضع رسمی تهران و حتی برخی مواضع اعلامی واشنگتن دیده میشود، وارد فضای سیاسی کند. واکنش تند عبدالرحیم موسوی که گفت «نتانیاهو حرف زیادی زده است»، را میتوان نشانهای از حساسیت تهران نسبت به همین تلاش برای تغییر چارچوب بحث دانست.
در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، موضوع مذاکره معمولاً به پرونده هستهای محدود تعریف شده و تهران همواره تلاش کرده مسائل دفاعی و منطقهای را خارج از حوزه گفتوگو معرفی کند. در مقابل، نتانیاهو سالهاست تلاش میکند تصویر تهدید ایران را به صورت یک بسته کامل امنیتی معرفی کند؛ بستهای که شامل برنامه هستهای، توان موشکی و شبکه نفوذ منطقهای ایران است. در واقع، تفاوت اصلی در اینجاست که تهران مذاکره را موضوعی مشخص و محدود میبیند، اما اسرائیل تلاش میکند آن را به یک پرونده چندلایه تبدیل کند.
از زاویه سیاسی، این رویکرد اسرائیل چند هدف همزمان را دنبال میکند. نخست، حفظ ایران به عنوان یک تهدید امنیتی چندبعدی در ذهن متحدان غربی. وقتی موضوع فقط هستهای باشد، امکان توافق فنی وجود دارد، اما اگر موشکی و منطقهای هم اضافه شود، عملاً رسیدن به توافق بسیار پیچیدهتر میشود. همین موضوع باعث میشود فشار سیاسی و امنیتی علیه ایران در سطح بالاتری باقی بماند. در گذشته نیز مقامهای ایرانی بارها از این رویکرد به عنوان «مطالبات حداکثری» غرب یاد کردهاند و گفتهاند چنین خواستههایی عملاً مسیر مذاکره را میبندد.
در سطحی دیگر، اسرائیل با طرح این شروط، در واقع در حال ارسال پیام به داخل آمریکا و اروپا نیز هست. تلآویو میداند که در ساختار سیاسی غرب، گفتمان امنیتی تأثیر زیادی دارد؛ بنابراین وقتی مذاکرات احتمالی مطرح میشود، اسرائیل تلاش میکند چارچوب ذهنی سیاستمداران غربی را قبل از شروع هر گفتوگویی شکل دهد. به بیان دیگر، حتی اگر این شروط در میز مذاکره رسمی وجود نداشته باشند، میتوانند به عنوان سقف انتظارات سیاسی در فضای رسانهای و امنیتی مطرح شوند.
برخی تحلیلها در داخل ایران حتی فراتر رفته و معتقدند اساساً تمرکز اسرائیل و برخی جریانهای نزدیک به آن، نه بر مذاکره بلکه بر گزینههای فشار یا حتی سناریوهای تقابلی است. برای نمونه، در واکنش به تحرکات سیاسی اخیر، برخی چهرههای سیاسی ایرانی گفتهاند گفتوگوهای اسرائیل و آمریکا بیشتر درباره «عملیات» است تا مذاکرات دیپلماتیک، که نشاندهنده بیاعتمادی عمیق به اهداف واقعی این تحرکات است.
پیش از این نیز، تفاوت نگاه اسرائیل با آمریکا هم همیشه صفر و یک نبوده است. آمریکا معمولاً در مذاکرات رسمی تمرکز را روی موضوع هستهای گذاشته، حتی اگر در سطح سیاسی موضوعات دیگر را مطرح کرده باشد. اما اسرائیل به دلیل قرار داشتن در خط مقدم تهدید ادعایی از سوی ایران، تلاش میکند همه ابزارهای قدرت ایران را در یک چارچوب تهدید واحد تعریف کند. این اختلاف زاویه باعث میشود تلآویو گاهی جلوتر از واشنگتن در طرح مطالبات حرکت کند.
واکنش تند مقامهای نظامی ایران به اظهارات نتانیاهو نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. چنین واکنشهایی فقط پاسخ به یک جمله یا موضع سیاسی نیست، بلکه تلاش برای تثبیت این پیام است که ایران اجازه تغییر دستورکار مذاکره را نمیدهد و مسائل دفاعی را بخشی از خطوط قرمز خود میداند.
تردیدی نیست که اظهارات نتانیاهو بیشتر از آنکه بازتاب واقعیت مذاکرات احتمالی باشد، بخشی از نبرد روایتها در سطح منطقهای و جهانی است؛ نبردی که در آن هر بازیگر تلاش میکند تعریف خود از «موضوع مذاکره» را به عنوان تعریف غالب جا بیندازد. اگر این چارچوب از نگاه اسرائیل تثبیت شود، حتی بدون حضور رسمی در مذاکرات، تلآویو میتواند بر مسیر و نتیجه گفتوگوها اثر بگذارد.