رویداد۲۴| بیش از دو هفته از آخرین حضور عمومی امامعلی رحمان، رئیسجمهور تاجیکستان میگذرد و سکوت رسمی و عدم انتشار تصویر یا ویدئوی تازه از وی، به یکی از پرسشهای جدی محافل رسانهای در آسیای مرکزی و فراتر از آن تبدیل شده است. غیبت بیسابقهای که نه تنها رسانههای محلی را به تکاپو انداخته، بلکه تحلیلگران بینالمللی را به بازخوانی معادلات سیاسی و امنیتی در قلب آسیای مرکزی واداشته است.
رحمان که بیش از دو دهه است تاجیکستان را در مسیر سیاستهای اقتدارگرا مدیریت میکند، اصولاً چهرهای رسانهپسند و حاضر در فضای عمومی بوده؛ اما حالا نزدیک به ۱۴ روز است که هیچ گزارش رسمی از دیدارها، گفتوگوها یا برنامههای عمومی او منتشر نشده است. سکوتی که رسانههای تاجیکستان بهرغم فعالیت شدید خود در پوشش اخبار داخلی، در برابر آن بیسروصدا ماندهاند، گویی خط قرمزی نو شکل گرفته باشد.
منابع غیررسمی و برخی رسانههای مستقل تاجیک (که در نشستهای خبری دولتی جایگاهی ندارند)، بدون ذکر نام منبع مشخص، از سکته قلبی رئیسجمهور یا سفر وی به خارج برای معالجه پزشکی سخن گفتهاند؛ ادعایی که دستکم تا لحظه تنظیم این گزارش توسط نهادهای رسمی دوشنبه تکذیب نشده است، بلکه اساساً هیچ واکنشی درباره وضعیت سلامتی وی منتشر نشده است.
در فضای رسانههای منطقه، این سکوت رسمی را میتوان نه بیاهمیت، که عامدانه خواند؛ شاید به این دلیل که اعلام یک بیماری جدی میتواند پایههای قدرت شخصی و نظام حکومتی وابسته به فرد را متزلزل کند. رسانههای روسزبان آسیای مرکزی نیز تأکید دارند که غیبت غیرعادی رهبر تاجیکستان، در شرایطی رخ داده که تنشهای منطقهای، رقابتهای فرامنطقهای و فشارهای اقتصادی، نیاز به حضور رهبر قدرتمند در خط رسانهای را دوچندان کرده است.
رسانههای بینالمللی نیز غیبت رحمان را نادیده نگرفتهاند. تحلیلگران غربی و آسیایی، نسبت به نبود اطلاعرسانی شفاف درباره وضعیت سلامتی رئیسجمهور تاجیکستان نقد دارند و این وضعیت را نشانهای از ضعف نهادهای پاسخگو در کشورهای با ساختار قدرت متمرکز میدانند. برای مثال، آژانس خبری فرانسپرس در تحلیلی مینویسد: وقتی یک رهبر بلندمدت در سکوت خبری ناپدید میشود، این آرامش ظاهری میتواند نمایانگر تلاطمهای پنهان در پشت پرده قدرت باشد.
برخی تحلیلگران غربی، غیبت طولانی رحمان را با مثالهایی از دیگر کشورهای با ساختار اقتدارگرا مقایسه کردهاند، جایی که بحثهای مربوط به سلامت رهبران، اغلب پشت پرده نگه داشته میشود تا از تزلزل سیاسی جلوگیری شود. این الگو پیش از این در چند کشور دیگر آسیای مرکزی نیز دیده شده بود؛ اما واکنش رسانههای بینالمللی در این مورد خاص، تردیدهایی را درباره آینده سیاسی تاجیکستان مطرح کرده است.
رسانههای داخلی تاجیکستان که اغلب زیر خط قرمزها و سانسورهای شدید فعالیت میکنند، در پوشش غیبت رئیسجمهور محتاطاند؛ خبری منتشر میکنند، اما از تحلیل علنی و قاطع درباره علت آن اجتناب میورزند. این نوع رفتار رسانهای را میتوان در چارچوب کنترل شدید دولت بر روایتها ارزیابی کرد، جایی که حتی گمانهزنی درباره وضعیت سلامتی رهبر میتواند به اتهام «ایجاد ناآرامی اجتماعی» تعبیر شود.
در عین حال، رسانههای مهم منطقهای مانند شبکههای خبری در قزاقستان و ازبکستان، با توجه به منافع ژئوپلیتیک و رقابتهای منطقهای، غیبت رحمان را نشانهای از آشفتگی پنهان در سیاست داخلی تاجیکستان تفسیر میکنند؛ تفسیرهایی که با هشدار نسبت به پیامدهای احتمالی تداوم سکوت رسمی همراه است.
در نهایت، آنچه رسانهها - چه در داخل تاجیکستان و چه در سطح جهانی - بر آن تأکید دارند، این است که نبود شفافیت رسمی درباره وضعیت رئیسجمهور، میتواند بیش از هر گمانهزنی پزشکی، اثرات سیاسی عمیقتری داشته باشد. این وضع، نه فقط درباره سلامت فرد، بلکه درباره اعتماد جامعه و مخاطبان رسانهای نسبت به دستگاههای حکومتی سؤالبرانگیز شده است.
در شرایطی که روزهای آینده میتواند با بازگشت احتمالی رهبر تاجیکستان یا اعلام رسمی درمان یا حتی تغییرات در ساختار قدرت، وفعلا یک نکته مشخص است؛ سکوت ۱۴ روزه، خود بخشی از یک پازل رسانهای و سیاسی پیچیده است، پازلی که رسانههای جهان و منطقه با دقت هرچه بیشتر در حال رمزگشاییاش هستند.