رویداد۲۴| خبر اول مثل یک جرقه بود؛ کوتاه، ترسناک و بهشدت ناراحتکننده؛ «۵۰ جسد ناشناس زنان معترض تهرانی در کهریزک». جملهای که اگر حتی یک درصد هم واقعی باشد، به معنی باز شدن یک پرونده سنگین امنیتی و اجتماعی است، آن هم در شرایط به رغم ارائه فهرست جانباختگان در وقایع دی ماه، هنوز ذهن افکار عمومی در جامعه غم زده ایران، خالی از ابهام نشده است.
قوه قضائیه و پزشکی قانونی کشور، اما با لحنی تند وارد میدان شده و گفتند اساساً چنین چیزی وجود ندارد؛ نه ۵۰ جسد، نه زن، نه ناشناس.
در اطلاعیهای که به سرعت از سوی مرکز رسانهای قوه قضائیه و سازمان پزشکی قانونی بازنشر شد، تأکید شده که «پیکر هیچ بانوی ناشناس مرتبط با حوادث ماه گذشته در این مرکز نیست» و آنچه وجود دارد، تنها «۷ پیکر ناشناس» است که همگی مرد هستند. پزشکی قانونی حتی به تاریخ مشخص اشاره کرده است، ۱۱ بهمن یعنی همان روزی که در روایتهای منتشرشده از آن به عنوان روز بازدید یا بررسی موضوع یاد شده بود.
در روزهای گذشته، گزارشی با ارجاع به «انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس» دستبهدست شد؛ گزارشی که مدعی بود در پزشکی قانونی کهریزک پیکرهایی وجود دارد که هنوز شناسایی نشدهاند و بخش قابل توجهی از آنها زنان هستند. عددی که روی ذهن و قلب مردم سنگینی کرد، همان «۵۰» بود؛ ۵۰ زن. این ادعا وقتی جدیتر شد که پای یک نماینده مجلس هم به میان آمد.
سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در گفتوگویی که بازتاب گسترده پیدا کرد، نهتنها اصل وجود پیکرهای شناسایینشده را رد نکرد، بلکه با ادبیاتی محتاطانه گفت برخی اجساد شناسایی نشدهاند؛ چون «نه کسی دنبالشان آمده و نه مدارک شناسایی همراهشان بوده». همین جمله کافی بود تا بخش مهمی از افکار عمومی نتیجه بگیرد: پس خبر ۵۰ زن ناشناس میتواند واقعی باشد.
در روایتهای بعدی حتی عدد بزرگتری هم مطرح شد: اینکه از مجموع ۳۱۱۷ جانباخته حوادث دیماه، حدود ۲۹۰۰ نفر شناسایی شدهاند و «۲۱۷ نفر» همچنان بدون هویت باقی ماندهاند؛ و در همین چارچوب ادعای «۵۰ زن ناشناس» هم تکرار شد.
اینجا همان نقطهای است که تناقض شروع میشود؛ اگر ۲۱۷ پیکر ناشناس وجود دارد، چطور پزشکی قانونی میگوید تنها ۷ پیکر ناشناس در مرکز استان تهران بوده که همگی مرد هستند؟
دو احتمال مطرح است؛ یا نماینده مجلس درباره کل کشور یا کل مجموعه مراکز و استانها صحبت کرده و پزشکی قانونی صرفاً درباره «مرکز تشخیصی و آزمایشگاهی استان تهران» پاسخ داده؛ یا اینکه اختلاف به شکل دیگری ریشه دارد. ممکن است در نحوه طبقهبندی پیکرها از عناوین مختلفی استفاده شده باشد. در پروندههای حساس، گاهی آمارها دقیقاً به همین دلیل با هم نمیخوانند؛ یک نهاد از «پیکر ناشناس در سردخانه» حرف میزند و نهاد دیگر از «پروندههای شناسایینشده در سیستم» و ...، نتیجهاش چیزی میشود که امروز شاهد آن هستیم: دو روایت، دو عدد، و یک جامعه سردرگم، غمگین و حتی خشمگین.
لحن اطلاعیه پزشکی قانونی هم به شدت تند و قاطعانه است؛ عباراتی مثل «کاملاً غیرواقعی» و «کذب محض» جای هیچ حرفی را باقی نگذشته و همین قطعیت باعث شده که برخی این اطلاعیه واکنش به یک بحران بالقوه و نه صرفاً رد یک شایعه تلقی کنند.
برای جامعهای که هنوز از حوادث دیماه عبور نکرده، «پیکر ناشناس» فقط یک عبارت اداری نیست؛ یک زخم باز است. در چنین شرایطی، مسئله فقط صحت یا کذب یک عدد نیست؛ مسئله این است که چرا در یک پرونده با این حجم حساسیت، آمارها هنوز به نقطهای نرسیده که روایتهای متناقض نتوانند در عرض چند ساعت افکار عمومی را ملتهب کنند.