صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 22
کد خبر: ۴۴۶۹۴۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۶ - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۳۱ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

شبح مولوخ در ردای بعل | چگونه جریان‌های تندرو کرکره اداره عالم را پایین کشیده و بساط رمالی پهن کردند؟

در حالی که بحران‌های معیشتی و انزوای بین‌المللی گریبان‌گیر پایتخت شده است، متولیان تبلیغات حکومتی با سوزاندن نماد‌های باستانی، رسما سیاست را به نفع خرافه تعطیل کردند. این نمایش سوزاندن بت «بعل» در تهران نشانی از غلبه رمالی سیاسی بر خرد حکمرانی است.

رویداد۲۴| در تقویم عجایب این مرزوبوم، بیست‌ودوم بهمن ۱۴۰۴ احتمالا همان نقطه‌ای است که مورخ آینده با نیشخندی تلخ، زیرش خط قرمز می‌کشد. روزی که دستگاهِ عظیم تبلیغات رسمی، کرکره‌ی دکان «اداره‌ی عالم» را پایین کشید تا تابلوی «بنگاهِ رمالی و جن‌گیری» را بالا ببرد.

آتش‌زدن هیکل‌های مقوایی و بدقواره‌ای که نامِ «بعل» بر آنها سنجاق شده بود، روی آسفالت خیابان‌های پایتخت، بیش از آنکه نمایشِ قدرت باشد، یک اعتراف‌نامه‌ی ناخواسته بود. جریان‌های تندرو پس از نیم‌قرن کلنجاررفتنِ با نرخ ارز و تورم دورقمی و ادعای مدیریت جهان، سرانجام به این کشفِ شهودی رسیده‌اند که کلیدِ قفل‌ مملکت نه در علمِ تدبیر، که در خرابه‌های سه‌هزارساله‌ی فنیقیه مدفون است.

آنچه در این سیرکِ خیابانی دود شد و به هوا رفت، پیش از هر چیز، سندِ بی‌سوادیِ مفرطِ بانیانش بود. بعل در شناسنامه‌ی ادیانِ باستانی، نه ابلیس بود و نه مأمورِ آژانسِ مرکزیِ اطلاعات؛ او خدایِ باران و باروری بود که کشاورزِ سامی برای قطره‌ای برکت به درگاهش لابه می‌کرد. «سرور» و «صاحبی» که با دیوِ خشکی می‌جنگید تا چرخه‌ی حیات از حرکت نایستد. اما در ذهنِ تب‌آلود و هیجان‌زده‌ی طراحانِ این کارناوال، این ایزدِ کهن چنان مسخ شده که انگار همین دیروز از جلسه‌ بیرون آمده و در کیف سامسونتش نقشه‌ی براندازی را پنهان کرده است.

گروه‌های تندرو در جهلی مرکب و با آن اعتمادبه‌نفس همیشگی که مرز‌های وقاحت را جابه‌جا می‌کند، بعل را با «مولوخ» اشتباه گرفته‌اند؛ آن موجود اساطیری که می‌گویند اشتهای سیری‌ناپذیری در بلعیدنِ اطفال داشت. البته در بازاری که خریدارش عوامِ تحریک‌شده و فروشنده‌اش کاسبِ خرافات باشد، چه فرقی می‌کند که شما خدای باران را به جرم کودک‌خواری بسوزانید؟ در این قماش محافل، حقیقت همواره اولین قربانی است.

اما مضحکه‌ی اصلی جای دیگری است. در کشوری که دریاچه‌هایش به شوره‌زار بدل شده، رودخانه‌هایش خاطره‌ای در عکس‌های قدیمی‌اند و خشکسالی مثل موریانه به جانِ خاکش افتاده، به آتش کشیدنِ نمادِ باران کمدیِ سیاهی است که نظیرش را در هیچ تماشاخانه‌ای نمی‌توان یافت. این حد از کج‌سلیقگی و بلاهت، دیگر نامش سیاست نیست؛ نوعی خودزنیِ آیینی است که تنها از جماعتی برمی‌آید که واقعیت را گم کرده‌اند و در پیِ تسکینِ زخم‌هایشان، به جان اسطوره‌های غریبه افتاده‌اند.

مسئله بر سر «نمایش» است و بس. باید به هوادار خسته و گرسنه‌ای که نای ایستادن ندارد حالی کرد که حریف، دیگر دولتی با مختصات زمینی یا ارتشی مجهز به زره‌‎پوش و طیاره نیست؛ طرف حساب، «شر مطلقی» است که از اوراق غبارگرفته اساطیر بیرون جسته و با ارواح خبیثه نرد عشق می‌بازد.

از منظر روان‌شناسی قدرت، بدل کردن دشمن از یک موجودیت ملموس به یک نیروی ماوراءطبیعی، فواید نقدی دارد. با این ترفند، هر ناکامی توجیه‌پذیر می‌شود: ما نه با یک ابرقدرت، که با خودِ ابلیس گلاویز شده‌ایم و لابد شکست خوردن از شیطان، کسر شان نیست. در این اتمسفر، هر منتقدی پیش از آنکه شهروندی معترض باشد، همدست اهریمن است. پیروزی نیز به آینده‌ای نامعلوم حواله می‌شود؛ چراکه در پیکار با شیطان، کسی توقع پیروزی فوری و ملموس ندارد. این دستگاه مفهومی، تندروها را از شر پاسخگویی خلاص می‌کند و توده‌ها را در خلسه‌ای از هیجان و انتظارِ دائمی نگاه می‌دارد.

این تمسک به عالم غیب، البته نه ابتکار است و نه اصالت دارد. تاریخ سیاسی مشحون از حکومت‌هایی است که در لحظات سرگیجه و استیصال، سراغ جادو و جنبل را گرفته‌اند. نرون به پیشگویان دخیل می‌بست؛ پیشوای آلمان وسواسی بیمارگونه به نجوم و علوم خفیه داشت و صدام حسین در بحبوحه جنگ، از رمالان سراغ پیروزی را می‌گرفت. اما احتمالا این نخستین بار در قرن بیست و یکم است که گروهی، آیین‌های منسوخ قبیله‌ای را نه در نهان‌خانه، بلکه در اصلی‌ترین معابر پایتخت و در برابر چشمِ جهانیان اجرا می‌کند و به این عقب‌گردِ فکری می‌بالد.


بیشتر بخوانید:  

جادو چیست و چرا هنوز خرافات خواهان دارد؟

رائفی پور، گاو نه من شیرده اردوگاه انقلاب 


تناقض ملال آور و خنده داری هم در پس این ماجرا رخ می‌نماید: این جماعت تندرو که برای ابراز انزجار از فرنگ گلو، بت می سوزانند، در باطنِ امر، وفادارترین و ولع‌ترین مصرف کنندگان کالا‌های بنجل فرهنگی همان دیارند. البته اشتباه نشود؛ ذائقه اینها با دانشگاه هایِ آیوی لیگ، ادبیات کلاسیکِ فرانسه یا تئاترِ برادوی کوک نشده است. اینان مشتری پروپاقرص زباله دان‌های فکری راست افراطی آمریکا و پس مانده‌های ذهنی حاشیه نشینان تگزاس‌اند.

تمام این قصه پرشور «شیطان پرستی نخبگان» و «آیین‌های مخفی قربانی»، نسخه زیراکس شده و دست چندمی است از هذیان هایِ جریان «کیو اِنان»؛ همان جنبشِ توطئه انگاری که از اعماق تالار‌های گفتگوی اینترنتی یانکی‌ها سر برآورد تا مدعی شود حلقه‌ای از سیاستمداران و ستاره هایِ هالیوود، در سرداب‌ها سرگرمِ کباب کردن اطفال‌اند. اینکه یک منبر وطنی تندرو در قلب تهران، با تفرعن واژگانی را بلغور کند که دو سالِ پیش یک راننده کامیون بیکار در آلاباما ابداع کرده، صحنه‌ای است گروتسک که فقط تاریخ ما توانایی خلق آن را دارد.

این جریان های تندرو پرونده جفری اپستین را، از سطل زباله برمی‌دارند و با همان قرائت کشیش‌هایِ اونجلیست آمریکایی بازخوانی می‌کنند: نبردی میان فرزندان نور و لژ‌های مخفی خون‌خوار. گویی نفرت اینان از آمریکا نه یک موضعِ اصولی، بلکه نوعی «حسادتِ عاشقانه» است؛ اینان نمی‌خواهند آمریکا را نفی کنند، بلکه می‌خواهند در توهم‌پردازی، «آمریکایی‌تر» از خودِ یانکی‌ها باشند. واردات این تئوری‌های شگفت، سندی است بر ورشکستگی مطلق دستگاه تولید فکر جریان‌های تندرو.

برای فهم پدیده رائفی‌پور و شرکا باید به شرایط اقلیمی نگاه کرد که چنین محصولاتی در آن خریدار دارد. تئوری‌های توطئه زمانی رشد می‌کنند که آحاد جامعه احساس کنند کمترین کنترلی بر مقدرات خویش ندارند و نیرو‌هایی غیبی و جبار سرنوشت‌شان را رقم می‌زنند. در چنین بن‌بستی، تئوری توطئه نوعی توضیح ارائه می‌دهد که این بی‌قدرتی را معنادار کرده و حتی مقدس جلوه دهد. در واقع، خرافه‌پروری صرفا تفننی برای تلطیف فضای عبوس سیاست نیست؛ این بساط هزینه اقتصادی گزافی روی دست ملک و ملت می‌گذارد. وقتی جامعه‌ای از مدار تفکر استدلالی به سرداب تفکر جادویی کوچ می‌کند، پیش از هر چیز توانایی حل مسئله را از دست می‌دهد. در اتمسفری که به جای کالبدشکافی علت و معلول، هر مصیبتی را به توطئه جنیان یا لژ‌های مخفی پیوند می‌زنند، در واقع امکان یادگیری از خطا را به خاک می‌سپارند.

علاوه بر این، واقعیت سخت‌جان‌تر و سمج‌تر از آن است که با اوراد پیمانکاران مصاف تبخیر شود. دود این هیکل‌های مقوایی که فرو بنشیند، هیولا‌های واقعی یعنی تورم، فقر و خشکسالی، همچنان آنجا ایستاده‌اند و با وقاحت به ریش بانیان نمایش می‌خندند؛ و می‌دانیم که واقعیت‌های زمخت را نمی‌توان با کباب کردن بت‌های کاغذی دگرگون کرد.

تاریخ، این پیرمرد بی‌حوصله و بدبین، احتمالا با دیدن این معرکه‌گیری‌ها حتی ابرو هم در هم نخواهد کشید. حافظه‌اش پر است از این قبیل نمایش‌هایِ مضحک و تکراری. تاریخ با بی‌قیدی تمام و دهن‌دره‌ای کشدار، در حاشیه این صفحه سیاه تنها یک جمله خواهد نوشت: «این نیز بگذشت.».

اما برای ما که در این لحظه و در این جغرافیا نشسته‌ایم، مسئله فقط ثبت در وقایع‌اتفاقیه نیست. بلکه زندگی‌هایی است که در این توهم دسته‌جمعی دود می‌شود و منابع و نیرو‌هایی که در آتش جهل و خرافات هدر شدند.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳۱
در انتظار بررسی: ۳
غیر قابل انتشار: ۳
اردشیر دراز دست
۰۰:۴۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۹
کاش اسم نویسنده این مطلب رو مینوشتین هر چند که قابل درکه چرا ذکر نکردید . بسیار شیوا ، پرمغز ، و زیبا بود .
به معنی واقعی کلمه حسودیم شد به صاحب این قلم !! این پختگی اندیشه و ظرافت قلم حاصل سالها مطالعه و نوشتن جدی هستش . دست مریزاد
ناشناس
۰۹:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۶
گفتم زیر پست همون دو هفته پیش این چیزا شوخی بردار نیست برعمس شد آتش بعل مولوخ دامن آتش زن رو گرفت امروز 16 اسفند جنگ اسراییل امریکا کلی فرمانده و رهبرو رو کشتن 9 اسفند جنگ از پاستور شروع شد
صادق
۲۲:۵۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۸
با سلام، منظور از اتش زدن به انش کشیدن خرافات غربی است، نه خرافه پرستی. میشه اینجوری هم به قضیه نگاه کرد، غرب به اسم دمکراسی ادم میکشه (زن و بجه و دانشمند و..). یا علی مدد.
سعید
۱۲:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
یک مملکتی بیخودی جهان سوم نمیشه، شعور و فرهنگ اون مردمه که مملکتی رو جهان سوم میکنه، اگه یه گشتی داخل اینستا بزنید میبینید یه عده احمق چطور در گیر خرافات و جادو هستن، اکثرا هم متاسفانه خانوم هستن.
پاسخ ها
ناشناس
۱۱:۵۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۹
فعلا که کشور توسط اقایون اداره میشه و این کار رو هم اقایون مسئول انجام دادن، زن ستیزی اینجا جواب نمیده
رضا
۰۹:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۷
جنس حرفه‌ای این نویسنده از جنس بنی اسرائیله که حق را باطل جلوه میده و باطل را به جای حق معرفی میکنه.
محمد
۱۹:۵۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
خخخ😅😅😅 در تعجبم نماد شیطان را اتش زده اند بعد عده ای ناراحت شدند خخخ معلوم میشه کسانی که اعتراض کردن به این مسئله خودشان شیطان پرست هستند. خخخ سهیونیستها و ترامپ و... در ان جزیره جلسه شیطان پرستی و قربانی کودک به شیطان تقدیم میکنند زبان این معترضین کوتاهه چون اربابشان هستش ولی در ایران نماد شیطان را اتیش زدند این جماعت ناراحت هستند. دنیا به کجا داره میرود
خانم
۰۳:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
نویسنده محترم اگر ناراحت نمیشی فرزند خودت را بده بعل بسوزانند اونوقت ناراحتیت برطرف شه!
ناشناس
۰۲:۰۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
چه بخواهیم چه نخواهیم سالهاست بساط شیطان پرستی برای تصاحب دنیا برپاست
من تلاش این افراد برای تلنگر زدن به افکار عامه اجتماع رو میپسندم
لطفاً چند سخنرانی رائفی پور رو گوش بدید و ببینید که خودش دشمن خرافه پرستیه و در خط اول مبارزه با شیطان و خرافه ایستاده و چقدر هم آسیب دیده و اذیت شده اما سست نشده
ناشناس
۱۰:۰۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۲
نویسنده محترم اطلاعاتت را بیشتر بالا ببر در مورد چیزی که تخصص کافی نداری نظر نده
خانم
۰۲:۱۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۲
لعنت بر بت بعل. زمان حضرت موسی هم گوساله پرستی و سامری رو هم لابد اسمشوشنیدید! اون زمان نادان ها با حضرت موسی میجنگیدن. الان هم دارند با رهبر عزیزمون سیدعلی و اسلام میجنگند ایندگان قضاوت میکنند و لعنت میفرستند بر قوم ظالم.
ناشناس
۲۰:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۱
نویسنده محترم تو چرا فشاری شدی !؟عین مجریان وطن فروش‌های اینتر نشنال صحبت می کنی ؟
ناشناس
۱۳:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۱
اینکه بت دست ساز رو به نشانه اعلام نفرت از اعمال جزیره ابستین سوزاندن عیبی نداره ولی شما چرا از چی سوختی که اینهمه لاطاعلات سر هم کردی و مقصر وضع موجود رو که جماعت وفاقی و اصلاحاتی هست با مردم اشتباه گرفتی. انشالله خدا چشم هات رو قبل از اینکه دیر بشه بروی حقیقت باز کنه.
ناصر
۰۸:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۱
چرا چرت میگی سلیمان ی حکومت محلی بیشتر نبود،درضمن اسراییل ی لحظه بدون آمریکا نمیتو نه شلوارش بالا نگهدار , بابا بس کنید کم خرافات پردازی کنید ایران داره داره از بین می‌ره جوانان ازبین رفتن ب فکر هویت ایرانی باشید ، رائفی پور نگران قطع شدن پول مفت ک جیبش وگرنه باید بره بیل بزنه
سعید
۰۳:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۱
جالبه نویسنده این متن از روی کینه این اراجیف رو به خورد خواننده نا آگاه میدهد . برای دانستن واقعیت مطالعه و تحقیق کنید. اگر سوزاندن بعل کار درستی نبود نویسنده و یهودیان اینگونه واکنش نشان نمیدادند.سعی کنید سمت درست تاریخ بایستید و آن هم فقط با تحقیق و درس گرفتن از تاریخ محقق میشود.
پاسخ ها
حسن
۲۲:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۸
بفرمایید کدام تاریخ خرافه پرستی و موهوم گرایی را تجلیل میکنه تا مطالعه کنیم و مثل شما سرشار از علوم غریبه بشیم
ناشناس
۰۹:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
این جاهل خرافه پرست نام استاد بر خود دارد.
موسسه رانت خوارش داعیه مصاف با جهان دارد
اراجیفی برساخته ذهن بیمار استاد وجود دارد که بدون بازخواست مانده
و استاد همچنان در پناه غیب دوستان از ما بهتران می تازد
گمنام
۰۸:۱۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
متاسفانه خود نویسنده‌ی این متن هم تفاوتی با حریان مصاف ندارد
مصاف نولیبرالیسم را می‌پذیرد و دستورات بانک جهانی را می‌پذیرد ولی گیر داده است به جن و پری و بعل را آتش می‌زند
نویسنده‌ی این متن هم لام‌تاکام درباره‌ی ساختار اقتصادی حرف نمی‌زند و فقط گیر داده به اینکه بعل خدای باران است و چرا آتشش زدید؟

البته برای راضی کردن خدای باران، روسپیان خردسال را به معبدش تقدیم می‌کردند. پس لازم نیست خیلی دلتان به حال کاهنان معبد بعل بسوزد و خودتان را اذیت کنید
ناشناس
۰۷:۴۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
ببینید
چه کسی
با چه لباس فرمی
آنرا آتش می زند
می فهمید چه نهادی پشت خرافه چراکنی
و پشت رجاله ها و ابوجاهلهایی مثل رائفی پور هستند.
پاسخ ها
سعید
۰۳:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۱
سلام داداش این شخص آتش نمیزند فیلم آن را ببین بعد متوجه میشوی چه کسی آتش میزند. معلوم شد هرچه میبنید و میشنوید باور میکنید هر چند که فیلم و عکس واقعی نباشد و عامدانه عکس و فیلم خاصی را پوشش بدهند
پویا
۲۳:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
جهنم ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺑﻮﺩ، ﺟﻬﻨﻢ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﻮﺩ، ﺟﻬﻨﻢ ﻧﻮﺭ ﻧﺪﺍشت.
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ
ﻭ ﻣﺸﺖ ﻣﺸﺖ با ﺧﻮﺩﺵ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ. ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ، ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺁﺯﺍﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ...
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﺴﺖ، ﻣﯽ ﺑﺮﺩ
ﻭ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻫﯽ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻦ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ
ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺎﻩ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﯾﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ.
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:
ﮐﺎﺵ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻭ ﻧﻮﺭ ﺭﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﯿﭽﯿﺪ ﯾﺎ ﮐﺎﺵ…
ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ:
ﮐﺎﺵ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ. ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺟﻬﻨﻢ.
ﺍﻣﺎ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﮐﻨﺪ!
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺍ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺮﻓﺖ!
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺗﻪ ﺟﻬﻨﻢ، "ﺟﻬﻞ" ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﺟﻬﻞ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ. ﺟﻬﻞ، ﺟﻮﻫﺮ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﻮﺩ.
ﺣﺎﻻ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ،
ﺟﻬﻞ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﻭ ﺟﻬﻞ، ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻏﻠﯿﻈﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﺍﺯ ﭘﺲ ﺍﺵ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ...
ناشناس
۲۰:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
البته که رویداد اینها خرافه محض نیست یهودیان وقوم اسرائیل سالهاست که در زیر مسجدالاقصی حفاری های زیادی انجام می دهند برای پیدا کردن طلسم های سلیمان نبی
همه میدانند که سلیمان توانسته بود اجنه را مسخر خود کند و سالها برآنان حکومت میکرد پس فقط خرافات نیست رائفی پور استاد علوم ماورا است این سوزاندن بعل برای او نمایشی نبود واو وکسانی که اجازه اینکار را به او دادند افکار ماورایی دارند...
پاسخ ها
ناشناس
۱۵:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۲
دقیقا درسته،، لطفا درباره این تحقیق کنید می فهمید این قوم یهود، جنگ بعدی اش با ایرانیان، جنگ ماورایی و ورود اجنه هاست. کودک کشی هم بخاطر همین موضوع است تا بتوانند با این جنایات، طلسمی که از زمان حضرت سلیمان بسته شد را دوباره برای نبرد نهایی آخرالزمانی باز کنند.
ناشناس
۱۳:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
مولوخ بعل گاهی برعکس عمل میکنه عدد روز تاریخ اتفاق براش مهمه
نظری
۱۳:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
خوابی رویداد ۲۴ یا واقعا خودت را به خواب زده ای .
کوروش
۱۱:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
عالی بودرویدادجان.داستان ابراهیم که اسماعیل رابرای خداذبح کردراهمه شنیده ایم واین جماعت به آن اعتقاددارن دقیقامشابه همان مولوخ است که کودکان رابرایش قربانی می کردند.
ناشناس
۱۱:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
مراسم شیطان پرستیه آتش زدن ملوخ بعل عجیبه که علنی اینکارو کردن یعنی مهم نبوده براشون همه بفهمن
ناشناس
۱۱:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
برای همین وضعمون اینه خرافات تعصب بیجا زندگی مردم و ایران رو نابود کرد
ناشناس
۱۱:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
متاسفانه رفتن سمت جادو دعا نویسی حرکات شیطانی
ناشناس
۱۱:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
اینا همین اند محبورن رو بازی کنند دیگه نقاب رو برداشتن
ناشناس
۱۱:۱۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
نگرانی ترس از آینده مبهم بقا
نظرات شما