رویداد۲۴| همزمان با روند دیپلماسی که با واسطه، به کندی و پر ابهام در حال طی شدن است، تلاطم امواج در اقیانوس هند خبر از توفانی سهمگین در روابط تهران و واشنگتن میدهد. بیانیه اخیر پنتاگون مبنی بر توقیف یک نفتکش با برچسب «ناوگان سایه ایران»، تنها یک عملیات نظامی ساده نیست؛ بلکه نخستین پرده از نمایش قدرت ترامپ است که با کارگردانی مشترک تلآویو و واشنگتن کلید خورده است. این اقدام درست در لحظهای رخ میدهد که گزارشهای محرمانه از توافق بزرگ میان ترامپ و نتانیاهو برای خشکاندن ریشههای صادرات نفت ایران به چین به گوش میرسد.
عملیات نیروهای ویژه آمریکا برای متوقف کردن نفتکش «ورونیکا ۳»، نشاندهنده تغییر فاز جدی در استراتژی فشار حداکثری است. واشنگتن مدعی است که این شناور، حلقهای از زنجیره پیچیده و پنهان ایران برای دور زدن تحریمهاست؛ زنجیرهای که پنتاگون آن را «ناوگان سایه» مینامد. با این حال، تکذیب قاطعانه تهران و رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، لایه دیگری از این بحران را نمایان میکند. منابع آگاه در ایران تأکید دارند که این کشتی هیچ ارتباط ساختاری یا مالکیتی با ناوگان صادراتی جمهوری اسلامی ایران ندارد. این تضاد روایتی، گمانهزنیها را به این سمت میبرد که آمریکا آگاهانه به سراغ «اهداف خاکستری» رفته است تا با ایجاد فضای ناامنی در مسیرهای ترانزیتی، هزینه تجارت با ایران را برای مشتریان آسیایی، بهویژه اژدهای زرد، بالا ببرد.
تحلیلگران بر این باورند که توقیف اخیر، قطعهای از پازل بزرگتری است که هفته گذشته در دیدارهای فشرده میان ترامپ و نتانیاهو چیده شد. توافق بر سر «کاهش اجباری صادرات نفت ایران به چین» حالا از روی کاغذ به عرصه عمل آمده است. ترامپ با تکیه بر ابزار تعرفههای تجاری علیه پکن و نتانیاهو با استفاده از نفوذ اطلاعاتی خود، در حال پیریزی یک «سد دفاعی اقتصادی» هستند. هدف نهایی، نه تنها محروم کردن ایران از درآمدهای ارزی، بلکه تحت فشار قرار دادن چین برای انتخاب میان نفت ارزان ایران و دسترسی به بازارهای جهانی است. این حرکت جسورانه، در حقیقت آزمونی برای سنجش صبر استراتژیک پکن در برابر قلدریهای دریایی کاخ سفید محسوب میشود.
توقیف این نفتکش، بوی تند بنزین را به فضای ملتهب منطقه بازگردانده است. اگر واشنگتن بخواهد سیاست «هر تانکر، یک هدف» را دنبال کند، بعید است که تهران به تماشای فروپاشی شریانهای اقتصادی خود بنشیند. تاریخ نشان داده است که پاسخ به توقیف نفتکشها در آبهای آزاد، معمولاً با واکنشی متقارن در تنگه هرمز و دریای عمان همراه میشود. اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا تنشها افزایش مییابد یا خیر، بلکه پرسش این است که آیا جهان آماده بازگشت به دوران «جنگ نفتکشها» در ابعادی گستردهتر است؟ جایی که امنیت انرژی نه در اتاقهای دربسته دیپلماتیک، بلکه روی عرشه کشتیهای جنگی تعیین میشود. در چنین وضعیتی، هر تصمیم، هر توقیف و هر حرکت استراتژیک میتواند مسیر کل منطقه و بازار جهانی انرژی را تغییر دهد و توفانی تازه بسازد که تنها با دیپلماسی شجاعانه و محاسبهشده میتوان از آن عبور کرد.