رویداد۲۴| هلیا برزویی- در آستانه از سرگیری دور تازه مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در ژنو، حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه، بهعنوان یکی از اعضای تیم مذاکرهکننده ایران، مواضع جدیدی درباره ابعاد اقتصادی گفتوگوها مطرح کرده است.
او عنوان کرده است که برای آنکه هرگونه توافقنامه جدید دوام و ثبات داشته باشد، «لازم است منافع اقتصادی آمریکا نیز در آن لحاظ شود». قنبری تأکید کرده است که پیشنهادهای تهران در مذاکرات شامل منافع مشترک در حوزههای نفت و گاز، توسعه میادین مشترک، سرمایهگذاریهای معدنی و حتی خرید هواپیما از شرکتهای آمریکایی است تا با ایجاد زمینههای همکاری اقتصادی واقعی، واشنگتن دلایل بیشتری برای پایبندی به توافق داشته باشد.
این مواضع در حالی مطرح میشود که تا پیش از این، ایران بارها تاکید کرده بود گفتوگوها صرفاً در چارچوب پرونده هستهای پیش میرود و موضوع دیگری روی میز نیست. اما اظهارات قنبری، در کنار گزارش برخی رسانههای آمریکایی، این گمانه را تقویت کرده که مذاکره، لااقل در سطح بحث و تبادل نظر، از هستهای فراتر رفته و موضوعاتی مانند مسائل منطقهای، موشکی و ابعاد اقتصادی نیز به شکلهای مختلف مطرح شده است. با این حال، یک مقام پیشین وزارت خارجه میگوید طرح علنی موضوع «اقتصاد» در این مقطع میتواند برای این مرحله از مذاکرات زودهنگام باشد.
ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و مدیرکل سابق غرب اروپای وزارت امور خارجه، در گفتوگو با رویداد۲۴ از احتمال شکلگیری «کانال سوم» در روند مذاکرات سخن گفته و تعدد مسیرهای گفتوگو را محل تامل دانسته است. او میگوید: «اینکه مذاکرات از چند کانال انجام میشود، قابل تأمل است. آقای عراقچی به دستور رئیسجمهور در حال مذاکره است و همزمان آقای لاریجانی هم در حال مذاکره است. از سوی دیگر ترامپ پیش از دور اول اعلام کرده بود مذاکره با ایرانیها دارد خوب پیش میرود؛ این یعنی یک مذاکرات دیگری هم در جریان بوده، اما هیچ مرجعی در داخل کشور درباره آن روشنگری نکرده است.»
دلفی تاکید میکند همین ابهام، پرسش اصلی را شکل میدهد: «باید روشن شود چه کسی و با چه ماموریتی مذاکره میکند.»
او با اشاره به روایتهای طرفین از موضوع گفتوگوها میافزاید: «آقایان عراقچی و لاریجانی گفتهاند موضوع مذاکرات هستهای است و باید حل شود. ویتکاف هم به اعتبار خودش گفته موضوع مذاکرات هستهای است و حتی خود ترامپ هم عنوان کرده که ما ایرانِ بدون سلاح اتمی میخواهیم. حالا وسط این روند، معاون اقتصادی وزارت خارجه از پیشنهاد سرمایهگذاری به آمریکاییها در ایران خبر میدهد؛ معنایش چیست؟ مگر مذاکرات به جایی رسیده که بخواهیم درباره محتوایی غیر از مسئله هستهای صحبت کنیم؟»
این دیپلمات پیشین ادامه میدهد: «آمریکاییها چهار محور را مطرح میکنند؛ هستهای، موشکی، نیروهای نیابتی و مسائل حقوق بشری. حال اینکه طرف ایرانی دارد بحث اقتصادی را جلو میآورد و از سرمایهگذاری آمریکا در ایران صحبت میکند، اتوپیایی است. در گام اول باید مسائل سیاسی با آمریکا حل شود و تکلیف حضور و استقرار ناوهای نظامی آمریکا در منطقه روشن شود، بعد سراغ مسائل اقتصادی برویم.»
دلفی هشدار میدهد اگر پرونده سیاسی و هستهای به جمعبندی نرسد، مسیرهای پرهزینهتری میتواند فعال شود: «ترامپ گفته اگر حل و فصل نشود اتفاقات ناخوشایندی رخ میدهد و ممکن است راهحلهایی مانند جنگ ۱۲ روزه را در نظر داشته باشد.»
او تعدد کانالهای مذاکره را نیز منفی ارزیابی میکند و میگوید: «اگر بحث هستهای محور است، باید از یک کانال مشخص و با وحدت رویه میان همه نهادها پیش برود. تعدد کانالها هم آمریکا را دچار سوءبرداشت میکند و هم افکار عمومی جهان را؛ این همه مسیر برای چیست؟ در داخل باید وحدت عمل و هدف ایجاد شود، که فعلاً با این نقطه فاصله داریم.»
بیشتر بخوانید:
دلفی در ادامه به تجربه برجام اشاره میکند: «در برجام بعد از حل موضوع هستهای در وین تازه رفتیم سراغ مسائل اقتصادی و سرمایهگذاری غربیها. همان موقع هم اختلافات داخلی درباره حضور آمریکاییها در ایران شروع شد؛ اروپاییها آمدند و آمریکاییها با آنها برخورد کردند و نهایتاً نه چیزی از برجام ماند و نه سرمایهگذار خارجی.»
از نگاه او، اظهارات اخیر معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه بیش از آنکه نشانه یک «گشایش جدید» باشد، میتواند علامت دیگری از بلاتکلیفی در مسیر گفتوگوها تلقی شود: «این وضعیت که انگار هر کس گوشهای از پرونده را گرفته و به سمت خودش میکشد، رویه مناسبی نیست. اینکه عضو موثر تیم مذاکرهکننده در مقطع فعلی از اقتصاد سخن بگوید، نشان میدهد یا با فضای مذاکره بیگانه است یا تصور میکند میشود از مسیر بازار ایران، آمریکا را جذاب کرد.»
دلفی البته میپذیرد که ترامپ از منظر داخلی به دنبال دستاورد است: «قطعا ترامپ اگر بتواند برای شرکتها—خصوصاً نفتیهای آمریکایی—دستاوردی بسازد، آن را موفقیت بزرگ معرفی میکند. اما قبل از آن، باید مسئله هستهای حل شود و برای عقبنشینی نظامیاش توجیه داشته باشد. بنابراین در این کانتکس باید فضا را دید و از اظهاراتی که مسیر مذاکرات را از خط اصلی منحرف میکند پرهیز کرد.»
دلفی میگوید در ژنو، ایران باید روی دستورکار هستهای بماند: «قطعا آمریکاییها دنبال مسائل دیگری هم هستند، اما اگر تکلیف ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصدی—که ادعا میشود در اختیار داریم—روشن شود و وضعیت ادامه غنی سازی با کنسرسیوم، توقف یا هر فرمول دیگری به سرانجام برسد، بعد میشود درباره آینده گفتوگو کرد. ضمن اینکه ما در ازای آنچه میدهیم باید در درجه اول مطالبه رفع تحریمها را داشته باشیم.»
او اضافه میکند: «رفع تحریمها کار سادهای نیست. حتی تحریمهای ثانویه هم یک شبه برداشته نمیشوند. با وجود تحریمها هیچ تحول جدی در مناسبات اقتصادی با غرب رخ نمیدهد. معاون اقتصادی وزارت خارجه اگر در تیم مذاکرهکننده است باید بتواند مسیر رسیدن به وضعیت بدون تحریم را توضیح دهد. مابهازای هستهای باید حذف فوری و حداکثری تحریمها باشد، چون برخی تحریمها قانون شدهاند و در کنگره قابل چشمپوشی نیست؛ بهویژه در کنگرهای که جمهوریخواهانش شدیداً مخالف رابطه با ایراناند .و بروز آن را در کنفرانس مونیخ دیدیم.»
دلفی تاکید میکند این مطالبه باید در ادبیات رسمی پررنگ شود: «حتی رئیسجمهور در سخنرانی ۲۲ بهمن گفت حاضریم هر نوع راستیآزمایی را بپذیریم، اما باید همزمان گفته شود مابهازای این راستیآزمایی، رفع تحریمهاست. اگر این مطالبه دائماً تکرار شود، خواستههای ما عینیتر میشود.»
بیشتر بخوانید: آیا کنسرسیوم هستهای منطقه ای راه نجات است؟
این کارشناس سیاست خارجی درباره مسیرهای ممکن در پرونده هستهای میگوید: «اظهارات رئیسجمهور و مسئولان نشان میدهد یک تفاهم اصولی شکل گرفته؛ اینکه ایران به بمب نرسد. اما اینکه به بمب نرسد یک راه ندارد. آمریکا دنبال تعیین تکلیف ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصدی است. یک راه، پیشنهاد آمریکا و آژانس است که اورانیوم از ایران خارج شود، که ما مخالفیم. راه دیگر توقف غنیسازی برای دورههای ۳، ۵ یا ۱۰ ساله است؛ مشابه تجربه ۲۰۰۱-۲۰۰۲ که یک سال غنیسازی را متوقف کردیم.»
بیشتر بخوانید: از الجزیره تا کاخ سفید؛ پیام جدید ایران به آمریکا چیست؟
دلفی معتقد است این گزینهها باید «در یک پکیج» دیده شود: «تکلیف ۴۰۰ کیلو، توقف غنیسازی و بحث کنسرسیوم باید با هم بسته شود. ضمن اینکه عراقچی و دیگران گفتهاند به دلیل بمباران جنگ ۱۲ روزه فعلاً امکان غنیسازی نداریم؛ وقتی غنیسازی انجام نشود، برخی فرمولها هم موضوعیتشان تغییر میکند.»
او در پایان با اشاره به ابهام درباره مسیرهای مذاکره میگوید: «براساس آنچه رسانهها میگویند، آمریکاییها طرحهایی را به تیم آقای لاریجانی یا تیم آقای عراقچی و حتی شاید به تیم دیگری دادهاند. ممکن است جای دیگری هم مذاکراتی در جریان باشد؛ اما اینکه چه کسانی و در چه سطحی، روشن نیست.»
دلفی در عین حال امیدوار است روند فعلی به دور شدن سایه درگیری ختم شود: «حاشیههای مذاکرات نشان میدهد در بحث هستهای به نقطه حساسی برای تفاهم رسیدهایم. امیدوارم مابهازای آن هم روشن شده باشد؛ چون هنوز سایه جنگ با حضور نظامی آمریکا در منطقه وجود دارد و به نفع هیچکس نیست. هرچه زودتر باید این سایه از منطقه دور شود—بهخصوص که ترامپ هم برای انتخابات میاندورهای کنگره نیاز دارد دستاوردش را به افکار عمومی نشان دهد و توجیه کند که نیازی به اقدام نظامی علیه ایران نیست.»