رویداد۲۴| افزایش سلامت روان کودکان در بحرانها، دغدغهای است که هر والد ایرانی با آن روبهروست. وقتی زمین و زمان پر از اخبار نگرانکننده و شرایط متغیر میشود، کودک هم اضطراب، ترس یا سردرگمی را تجربه میکند و والد ممکن است ندانند چگونه واکنش نشان دهند. آیا باید سکوت کرد و بحران را پنهان کرد؟ یا با حرف زدن، کودک را در معرض استرس بیشتری قرار داد؟ پاسخ ساده است: فراموش کردن یا پنهانکاری مشکل را حل نمیکند، اما روشهای آگاهانه و حمایتی میتواند سلامت روان کودک را تقویت کند.
حقیقت این است که کودکان حتی وقتی درباره بحران حرفی نمیشنوند، تغییرات در رفتار بزرگترها و محیط را حس میکنند. راهکارهای فوری و کاربردی میتوانند این اضطراب را کاهش دهند: ایجاد فضای امن برای گفتوگو و بیان احساسات، محدود کردن مواجهه با محتوای ترسناک، بازی و فعالیتهای آرامبخش، و آموزش مهارتهای ساده مدیریت استرس. حتی چند دقیقه تعامل آگاهانه و کوتاه روزانه میتواند حس امنیت کودک را افزایش دهد و از شکلگیری اضطراب پنهان جلوگیری کند.
برای والدینی که میخواهند کودکشان در بحرانها آرام، با اعتماد به نفس و تابآوری بالا باشد، توجه به این نکات ضروری است. هر چه این رفتارها در طول روز، هفته و ماه تکرار شوند، پایهای مستحکم برای سلامت روان کودک ساخته میشود. در ادامه به راههای عملی افزایش سلامت روان کودکان در شرایط بحرانی می پردازیم:
افزایش سلامت روان کودکان در بحرانها، پیش از هر چیز از وضعیت روانی بزرگسالانی شروع میشود که کودک به آنها تکیه دارد. کودک، حتی وقتی چیزی نمیپرسد، بهطور مداوم در حال «خواندن» حالات روانی والدین و مراقبان است؛ لحن صدا، زبان بدن، بیقراریها و واکنشهای هیجانی. در شرایط بحرانی، این دریافتهای غیرکلامی بسیار اثرگذارتر از حرفهایی هستند که به کودک زده میشود.
مطالعات روانشناسی رشد نشان میدهد که سیستم عصبی کودک بهشدت تنظیمشونده با سیستم عصبی بزرگسالان اطراف خود است. به بیان سادهتر، کودکان اضطراب را یاد نمیگیرند؛ آن را جذب میکنند. وقتی والدین در بحران دچار فرسودگی روانی، خشم پنهان یا ناامیدی مزمن هستند، کودک ناخواسته همان الگوی هیجانی را درونی میکند، حتی اگر ظاهراً آرام به نظر برسد.
در مقابل، بزرگسالی که بتواند هیجانات خود را تا حد قابل قبولی مدیریت کند، به کودک پیام ضمنی، اما قدرتمندی میدهد: «دنیا ناامن است، اما من هنوز کنترل دارم». این پیام پایه شکلگیری احساس امنیت روانی در کودک است؛ احساسی که نقش محافظتی در برابر اضطراب، اختلال خواب و واکنشهای تروماتیک دارد.
برای خانوادههای ایرانی، بحران فقط یک اتفاق بیرونی نیست؛ اغلب با ناامنی اقتصادی، تنشهای اجتماعی، اخبار نگرانکننده و محدود شدن تعاملات روزمره همراه میشود. در چنین فضایی، بسیاری از والدین ناخودآگاه ارتباطات اجتماعی کودک را محدود میکنند؛ رفتوآمدها کم میشود، تماس با دوستان قطع میشود و کودک بیشتر در خانه نگه داشته میشود. این تصمیم اگرچه از سر مراقبت است، اما در عمل میتواند فشار روانی کودک را بیشتر کند.
در فرهنگ ایرانی، روابط اجتماعی بخش مهمی از احساس امنیت روانی کودکان را میسازد. کودک از طریق ارتباط با فامیل، دوستان مدرسه یا همسایههای آشنا، حس «متعلق بودن» را تجربه میکند. وقتی این پیوندها بهطور ناگهانی قطع میشوند، کودک ممکن است بحران را بهعنوان نشانهای از فروپاشی دنیا تفسیر کند، نه صرفاً یک دوره سخت و گذرا.
در شرایط بحرانی ایران، که اخبار منفی و شایعات بهسرعت منتقل میشوند، این روابط امن نقش ضربهگیر روانی دارند. کودک در تعامل با دیگران متوجه میشود که تنها خانواده او درگیر نگرانی نیست و زندگی هنوز جریان دارد. این تجربه ساده، اما مهم، از شکلگیری اضطراب فراگیر، بدبینی و احساس ناامنی دائمی جلوگیری میکند.
یکی از رایجترین اشتباهها در خانوادههای ایرانی این است که فکر میکنیم اگر درباره بحران حرف نزنیم، کودک «کمتر آسیب میبیند». سکوت، عوض کردن کانال اخبار یا گفتن جملههایی مثل «چیزی نیست، تو کاری نداشته باش» معمولاً با نیت محافظت انجام میشود، اما برای ذهن کودک نتیجهای کاملاً برعکس دارد. کودک بحران را حس میکند، حتی اگر اسمش را نداند؛ و وقتی توضیحی دریافت نکند، با تخیل خودش جای خالی را پر میکند.
ذهن کودک، بهویژه در سنین پایین، توان تحلیل منطقی بحران را ندارد، اما در ساختن سناریوهای ترسناک بسیار خلاق است. وقتی بزرگسالان از حرف زدن طفره میروند، کودک ممکن است بحران را بزرگتر، دائمیتر یا حتی تقصیر خودش تصور کند. اینجاست که اضطراب پنهان، کابوسهای شبانه یا تغییرات رفتاری بدون دلیل مشخص شکل میگیرد.
حرف زدن درباره بحران با کودکان به معنای گفتن تمام جزئیات تلخ یا تحلیلهای پیچیده نیست. اصل ماجرا، صادق بودن متناسب با سن کودک است. کودک باید بداند چه اتفاقی افتاده، چرا بزرگترها نگران هستند و مهمتر از همه، چه چیزهایی هنوز سر جای خودشان هستند. جملههایی ساده، شفاف و کوتاه، بسیار مؤثرتر از توضیحهای طولانی و مبهماند.
نکته کلیدی این است که گفتوگو نباید یکطرفه باشد. پرسیدن سؤالهایی مثل «تو چی فهمیدی؟» یا «چه چیزی بیشتر نگرانکنندهست؟» به کودک اجازه میدهد احساسات و برداشتهایش را بیان کند. همین شنیده شدن، بخشی از اضطراب را تخلیه میکند. کودک لازم نیست جواب همه سؤالها را بگیرد؛ کافی است مطمئن شود که میتواند سؤال بپرسد.
وقتی بحران به زبان قابل فهم کودک ترجمه میشود، از یک تهدید مبهم به یک واقعیت قابل تحمل تبدیل میشود. این فرایند، یکی از مؤثرترین راهها برای افزایش سلامت روان کودکان در بحرانهاست؛ راهی که با سکوت بهدست نمیآید، بلکه با گفتوگوی آگاهانه و امن ساخته میشود.
در شرایط بحرانی، بسیاری از کودکان احساساتی مثل ترس، خشم، غم یا سردرگمی را تجربه میکنند، اما بلد نیستند آنها را درست بیان کنند. واکنش رایج بزرگسالان معمولاً اصلاح یا کماهمیت جلوه دادن این احساسات است؛ جملاتی مثل «این که چیزی نیست»، «بچه که نباید اینقدر نگران باشه» یا «الان وقت گریه نیست». این واکنشها ناخواسته به کودک پیام میدهد که احساساتش اشتباه یا آزاردهنده است.
پیامد چنین برخوردی این است که کودک بهجای تخلیه هیجانی، احساساتش را درونریزی میکند. این درونریزی میتواند به شکل اضطراب خاموش، پرخاشگری ناگهانی، انزوا یا حتی علائم جسمی مثل دلدرد و سردرد بروز کند. در بحرانها، نادیده گرفتن احساسات کودک، خطر ماندگاری آسیبهای روانی را بیشتر میکند.
قبل از هر تذکری، احساس پشت رفتار را شناسایی کنید:
«به نظر میاد خیلی ترسیدی» یا «انگار عصبانی شدی، چون اوضاع عوض شده.»
لازم نیست فوراً درس بدهید یا راهحل ارائه کنید. جملههایی مثل:
«حق داری این حس رو داشته باشی»
یا «خیلیها توی این شرایط همین حس رو دارن»
کودکان وقتی اسم احساسشان را میشنوند، راحتتر آن را مدیریت میکنند:
«این چیزی که حس میکنی میتونه ترس یا نگرانی باشه.»
بعضی کودکان با حرف زدن راحت نیستند. نقاشی، بازی، قصهسازی یا حتی نوشتن چند جمله ساده میتواند راه امنتری برای بیان باشد.
گفتن جملههایی مثل «قوی باش» یا «مثبت فکر کن» قبل از شنیده شدن احساس، معمولاً نتیجه معکوس دارد.
گفتن جملههایی ساده مثل: «من کنارت هستم» یا «میتونیم با هم از پسش بربیایم»
در شرایط بحرانی، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض تصاویر، خبرها و روایتهایی قرار میگیرند که برای ظرفیت روانیشان مناسب نیست. تلویزیون روشن، پیامهای ردوبدلشده در گروههای خانوادگی، ویدیوهای شبکههای اجتماعی یا حتی حرفهای بزرگترها، همگی میتوانند حامل محتوای تروماتیک باشند؛ محتوایی که کودک نه توان تحلیلش را دارد و نه ابزار محافظتی در برابر آن.
آسیب این مواجهه مستقیم و تکرارشونده، معمولاً فوری و آشکار نیست. بسیاری از کودکان پس از دیدن یا شنیدن خبرهای نگرانکننده دچار بیقراری، اختلال خواب، کابوس، ترس از تنها ماندن یا چسبندگی بیش از حد به والدین میشوند. در بعضی موارد، تصاویر خشونتآمیز یا اخبار مبهم میتواند باعث شکلگیری ترسهای پایدار و اضطراب مزمن شود، حتی اگر کودک ظاهراً واکنشی نشان ندهد.
راهکارهای عملی برای والدین چنین شرایطی میتواند:
در شرایط بحرانی، کودک به فضایی نیاز دارد که اضطرابش را تخلیه کند و احساس امنیت و آرامش پیدا کند. فعالیتهای بازی و آرامبخش، علاوه بر سرگرمی، ابزار قدرتمندی برای تنظیم هیجانی و کاهش استرس هستند.
فعالیتهای زیر به والدینی پیشنهاد میشود که به دنبال بازیهای آرامشبخش برای کودکان خود هستند:
• بازیهای تخیلی و نقشآفرینی
مثل بازی با عروسکها، ساخت داستان یا نمایشهای کوتاه که به کودک اجازه میدهد احساساتش را بیرون بریزد.
• نقاشی و کاردستی
ابزار بصری برای بیان ترس و نگرانی بدون نیاز به کلمات.
• فعالیتهای جسمی سبک
پیادهروی کوتاه، بازی با توپ یا تمرینهای ساده ورزشی داخل خانه؛ کمک به تخلیه انرژی هیجانی و کاهش اضطراب.
• تمرینهای تنفس و آرامسازی کوتاه
مثل دم و بازدم عمیق با همراهی والد یا گوش دادن به موسیقی آرامشبخش.
• قصهگویی و شنیدن موسیقی آرام
فعالیتی که هم توجه کودک را از بحران منحرف میکند و هم به شکل ضمنی پیام امنیت و ثبات میدهد.
• بازی گروهی با خانواده
بازیهایی مثل پازل، شطرنج ساده یا بازیهای تختهای که هم تعامل اجتماعی و هم تمرکز کودک را افزایش میدهد.
کودکان، بهویژه در بحرانها، ممکن است اضطراب، نگرانی یا خشم خود را نتوانند کنترل کنند. اگر مهارتهای ساده مدیریت استرس را یاد نگیرند، این هیجانات به شکل پرخاشگری، گوشهگیری یا مشکلات جسمی بروز میکنند. آموزش این مهارتها باعث میشود کودک بتواند احساساتش را شناسایی، کنترل و تخلیه کند و در نتیجه سلامت روانش افزایش یابد.
• آموزش تکنیکهای تنفس ساده
مانند دم و بازدم عمیق ۳–۵ ثانیهای یا تمرین «تنفس بادکنکی» که کودک را به آرامش فوری هدایت میکند.
• ایجاد روتین روزانه آرامبخش
ساعت مشخص برای بازی، استراحت، مطالعه و فعالیتهای خلاقانه، اضطراب کودک را کاهش میدهد و حس امنیت ایجاد میکند.
• تمرین شناسایی احساسات
از کودک بخواهید بگوید الان چه احساسی دارد و چرا. استفاده از کارتهای هیجانی یا نقاشی میتواند این مهارت را تقویت کند.
• جملات خودآرامبخش
آموزش جملههای کوتاه مثل «میتونم آرام باشم» یا «نفس عمیق میکشم و بهتر میشوم» برای کنترل هیجانات.
• فعالیت بدنی کوتاه و منظم
پیادهروی کوتاه، حرکات کششی یا بازی با توپ به تخلیه انرژی هیجانی و کاهش استرس کمک میکند.
• مهارت حل مسئله کوچک
کودک را تشویق کنید درباره مسائل روزمره ساده تصمیم بگیرد تا حس کنترل و اعتماد به نفسش تقویت شود.
• مدیریت انتظارات و تشویق مثبت
با دادن بازخورد مثبت و پاداشهای کوچک، حس موفقیت کودک افزایش مییابد و توانایی مقابله با استرس تقویت میشود.
کودکان، بهویژه در بحرانها، نمیتوانند همیشه احساساتشان را بهوضوح بیان کنند. گاهی علائم هشداردهنده به شکل رفتارهای روزمره یا تغییرات کوچک ظاهر میشوند. والدین با یک چکلیست ساده و روزانه میتوانند سریع متوجه شوند که کودک نیاز به حمایت بیشتر یا مداخله حرفهای دارد.
|
چکلیست روزانه علائم هشدار سلامت روان در کودکان |
|
|
گوشهگیری، پرخاشگری یا نافرمانی بیش از حد بدون علت مشخص |
تغییرات رفتاری ناگهانی |
|
بیخوابی، بیدار شدن شبانه یا ترس از تاریکی |
اختلال خواب یا کابوسهای مکرر |
|
کمخوری، پرخوری یا بیمیلی به غذاهای مورد علاقه |
افت یا تغییر در اشتها |
|
دلدرد، سردرد، حالت تهوع یا بیحالی مکرر |
علائم جسمانی بدون دلیل پزشکی |
|
کاهش علاقه به بازی، نقاشی، ورزش یا مدرسه |
بیتوجهی به فعالیتهای مورد علاقه |
|
نگرانی مداوم، وابستگی بیش از حد، ترس از تنها ماندن یا جدایی |
علائم اضطراب یا ترس بیش از حد |
|
هرگونه نشانه افکار خودآسیبرسان نیاز به پیگیری فوری دارد |
رفتارهای خودآسیبرسان یا حرف زدن درباره مرگ |
افزایش سلامت روان کودکان در بحرانها، تنها با حذف خطر یا کنترل محیط به دست نمیآید؛ بلکه با مداخلات آگاهانه والدین، گفتوگو، اعتبارسنجی احساسات و آموزش مهارتهای مدیریت استرس شکل میگیرد. کودکان با یادگیری تکنیکهای ساده آرامسازی، بیان هیجانات، بازی و فعالیتهای خلاقانه، توان مقابله با اضطراب و فشار روانی را پیدا میکنند و در عین حال حس امنیت و تعلق خود را حفظ میکنند.
والدینی که روابط اجتماعی امن را مدیریت میکنند، با محدود کردن مواجهه کودک با محتوای تروماتیک، و گفتوگوهای صادقانه و متناسب با سن، میتوانند از شکلگیری اضطرابهای پنهان جلوگیری کنند. استفاده روزانه از ابزارهایی مانند چکلیست علائم هشدار سلامت روان و فعالیتهای آرامبخش، کودک را در مسیر رشد روانی سالم قرار میدهد و پایهای محکم برای مقابله با بحرانهای آینده فراهم میکند.
در نهایت، سلامت روان کودکان در بحرانها نتیجه هماهنگی بین حمایت، آموزش مهارتهای عملی و محیط امن است. والدینی که این مسیر را به شکل آگاهانه و مستمر دنبال میکنند، نه تنها اضطراب کودک را کاهش میدهند، بلکه اعتماد به نفس، انعطافپذیری و تابآوری او را نیز تقویت میکنند. برای دریافت اطلاعات بیشتر سایت خبری رویداد24 را دنبال کنید.