رویداد ۲۴| اظهارات اخیر رائفیپور علی سعید جلیلی، درباره ناکافی بودن «سخنرانی» و ضرورت پاسخگویی مسئولان، صرفاً یک اختلاف شخصی یا مقطعی تلقی نمیشود. این موضعگیری در بستر تحولات چند سال اخیر جریان اصولگرایی قابل تحلیل است؛ جریانی که پس از حذف یا به حاشیه راندن بخشهایی از نیروهای میانهتر، حالا با شکافهای درونی جدید مواجه شده است.
بیشتر بخوانید:
در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، مفهوم «خالصسازی» به حذف تدریجی نیروهایی اشاره دارد که از نگاه جریانهای رادیکال، به اندازه کافی همسو یا ایدئولوژیک نیستند. اما تجربه تاریخی نشان داده که چنین روندی معمولاً متوقف نمیشود و پس از حذف رقبای بیرونی، به رقابت و حذف درونی میرسد. انتقاد رائفیپور از جلیلی را میتوان در همین چارچوب فهم کرد؛ یعنی عبور از چهرههایی که تا همین چند سال پیش، در بالاترین سطح گفتمان انقلابی و ضدغربی تعریف میشدند.
نکته مهم در این میان، تغییر معیارهای «انقلابیگری» است. در فضای فعلی، صرف داشتن مواضع ضدغربی یا سابقه حضور در ساختار قدرت، برای بخشی از جریانهای رادیکال کافی به نظر نمیرسد. این طیف بیش از گذشته بر کارآمدی اجرایی، پاسخگویی و حتی نوعی پوپولیسم عملکردی تأکید میکند. از این زاویه، نقد «سخنرانیمحوری» میتواند نشانه تلاش برای بازتعریف معیار مشروعیت سیاسی باشد.
از سوی دیگر، افزایش رادیکالیسم در بدنه رسانهای و فکری این جریان، احتمال رقابتهای تندتر در آینده را تقویت میکند. وقتی دایره «خودیها» کوچکتر شود، اختلاف بر سر تاکتیک، روش اداره کشور و حتی سبک سیاستورزی پررنگتر خواهد شد. این وضعیت میتواند به چند پیامد منجر شود: افزایش شکاف در بدنه اصولگرایی، شکلگیری طیفهای جدید رادیکالتر، و یا بازگشت برخی نیروهای میانه برای ایجاد تعادل سیاسی.
انتقادهای اخیر را میتوان نشانهای از مرحله جدیدی در رقابتهای درونجناحی دانست؛ مرحلهای که در آن، حتی چهرههایی که زمانی نماد گفتمان سختگیرانه محسوب میشدند نیز از تیغ نقد مصون نیستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً شاهد بازتعریف مرزهای قدرت و ایدئولوژی در میان جریانهای اصولگرا خواهیم بود.