رویداد۲۴- فضای سیاسی و امنیتی کشور در روزهای اخیر به شکل محسوسی ملتهبتر از قبل شده، تهدیدات آمریکا و ضربالاجل ترامپ، همچنین آرایش نظامی منطقه از یک سو، هشدارهای پیدرپی کشورهای اروپایی به شهروندان خود برای ترک فوری ایران هم اضافه شده و این نشانهای کمسابقه از ارزیابی سطح بالای ریسک در پایتختهای غربی است و معنایی فراتر از یک توصیه احتیاطی دارد.
ماجرا از جایی برجسته شد که دونالد توسک، نخست وزیر لهستان از اتباع خود خواست ایران را فوراً ترک کنند و هشدار داد ممکن است در روزهای آینده امکان سازماندهی عملیات تخلیه وجود نداشته باشد. این عبارت، در ادبیات دیپلماتیک اروپا، تعبیری بسیار جدی تلقی میشود؛ زیرا معمولاً زمانی به کار میرود که دولتها سناریوی بروز بحران ناگهانی یا درگیری مستقیم را محتمل میدانند.
به فاصله کوتاهی، وزارت خارجه آلمان نیز توصیه مشابهی صادر کرد و از شهروندان خود خواست ایران را ترک کنند. برلین در بیانیه خود به «وخامت بالقوه وضعیت امنیتی» اشاره کرده و تأکید کرده است که در صورت تشدید بحران، توان ارائه خدمات کنسولی یا اجرای عملیات خروج امن ممکن است بهشدت محدود شود.
امروز هم وزارت امور خارجه صربستان از شهروندان این کشور خواست که هرچه زودتر ایران را ترک کنند. چنین هشداری از سوی کشوری که معمولاً در صدور توصیههای سفر محتاطانه عمل میکند، پیام سیاسی روشنی در خود دارد.
در همین بازه زمانی، سوئد نیز سطح هشدار سفر به ایران را افزایش داده و از اتباع خود خواسته است کشور را ترک کنند یا از سفر به آن خودداری کنند. همزمانی این مواضع، آن هم در فاصله ۲۴ تا ۴۸ ساعت، این گمانه را تقویت کرده که ارزیابیهای امنیتی در سطح اتحادیه اروپا به یک جمعبندی نسبتاً مشترک درباره افزایش ریسک رسیده است.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تنش میان تهران و ایالات متحده آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است. رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با تعیین ضربالاجلی برای دستیابی به توافق جدید هستهای، هشدار داده در صورت عدم پیشرفت، گزینههای دیگری روی میز خواهد بود. ادبیات بهکاررفته از سوی او، که از «پیامدهای جدی» سخن میگوید، در کنار گزارشهایی درباره تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، سطح نگرانیها را افزایش داده است.
در چنین فضایی، هشدارهای خروج شهروندان خارجی را نمیتوان صرفاً اقدامی پیشگیرانه و روتین دانست. تجربههای گذشته نشان میدهد دولتهای اروپایی معمولاً زمانی دست به توصیه خروج فوری میزنند که یا اطلاعات امنیتی مشخصی درباره احتمال بیثباتی در دست دارند، یا برآورد میکنند که در صورت بروز درگیری، امکان مداخله سریع و حمایت کنسولی از اتباعشان وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، این هشدارها بازتاب نوعی «مدیریت ریسک پیشدستانه» در برابر سناریوی تشدید تنش تا سطح تقابل نظامی است.
از منظر ژئوپلیتیکی، اهمیت این موضوع در چند سطح قابل تحلیل است. نخست آنکه صدور هشدارهای همزمان از سوی چند کشور عضو اتحادیه اروپا نشان میدهد اروپا، حتی اگر در رویکرد سیاسی با واشنگتن تفاوتهایی داشته باشد، در ارزیابی خطرات امنیتی به جمعبندی مشابهی نزدیک شده است. دوم آنکه بسیاری از این کشورها عضو ناتو هستند و هرگونه درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا میتواند پیامدهای امنیتی گستردهتری برای کل این بلوک داشته باشد.
از زاویه داخلی نیز، چنین هشدارهایی پیامدهای اقتصادی و روانی دارد. کاهش سفرهای تجاری و خروج اتباع خارجی میتواند نشانهای برای بازارهای جهانی باشد که سطح نااطمینانی درباره آینده افزایش یافته است. همچنین این پیام را به سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی منتقل میکند که ریسکهای ژئوپلیتیکی در حال صعود است.
در نهایت، حتی اگر درگیری مستقیمی رخ ندهد، نفس صدور این هشدارها نشاندهنده ورود بحران به مرحلهای حساس است؛ مرحلهای که در آن بازیگران اصلی تلاش میکنند پیش از آنکه تحولات از کنترل خارج شود، شهروندان خود را از دایره خطر دور کنند. همزمانی این اقدام با ضربالاجل اعلامشده از سوی واشنگتن، این برداشت را تقویت میکند که هفتههای پیشرو میتواند تعیینکننده باشد؛ یا مسیر به سوی تنشزدایی و توافقی جدید خواهد رفت، یا وارد فاز تازهای از رویارویی و بیثباتی در منطقه خواهد شد.