رویداد۲۴| آنطور که صالحی امیری وزیر میراث فرهنگی گفته «با نظر مثبت رئیسجمهور پزشکیان و با تصمیم هیات دولت، نوروز امسال «نوروز وفاق و همدلی» نام گرفته است». آقای وزیر تاکید کرد که «باید کدورتها را در داخل و خارج از کشور کنار بگذاریم و همدلی و از همه مهمتر «وفاق» را سرلوحه کار خود قرار دهیم».
صالحی امیری همچنین گفته که «نوروز امسال را باید نوروزی برای «عبور از سوگ» نامگذاری کنیم، برنامههای گستردهای برای توسعه سفرهای نوروزی داخلی داریم و برنامههای محتوایی زیادی نیز تعریف کردهایم که امیدواریم با برنامههای وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، نوروز امسال برای مردم ایران زمین، نوروزی نشاطآفرین، همراه با غرور ملی و افتخارآفرین برای همه ایرانیان باشد.»
نامگذاری نوروز ۱۴۰۵ با عنوان «وفاق و همدلی با عبور از سوگ» اگرچه در ظاهر حامل پیامی مثبت و آشتیجویانه است، اما در لایههای عمیقتر، بیش از آنکه راهگشا باشد، پرسشبرانگیز است.
نخست اینکه تجربه سالهای اخیر نشان داده است که نامگذاریهای کلان، بیش از آنکه به برنامه عملی منجر شوند، به شعارهایی تشریفاتی بدل شدهاند. از سالهایی که با محور «تولید» نامگذاری شدند تا تأکیدهای مکرر بر «مهار تورم» یا «رشد اقتصادی»، نهتنها در بسیاری موارد شاهد تحقق اهداف اعلامی نبودیم، بلکه شکاف میان شعار و واقعیت چنان عمیق شد که خود این عناوین به دستمایه طنز و کنایه در شبکههای اجتماعی تبدیل شدند. جامعهای که بارها فاصله میان نام و عمل را تجربه کرده، طبیعی است که با شنیدن عنوانی تازه، به جای امید، دچار بدبینی شود. سرمایه اجتماعی با تکرار شعارهای بیپشتوانه فرسوده میشود، نه با افزودن عناوین جدید.
دوم، «عبور از سوگ» در حد یک عبارت انگیزشی باقی نمیماند. سوگ جمعی ــ هر منشأیی که داشته باشد ــ با برنامههای مناسبتی و افزایش سفرهای نوروزی درمان نمیشود. سوگ، اگر عمیق و فراگیر باشد، نیازمند به رسمیت شناختن رنج مردم، شنیدن صدای آنان، پاسخگویی شفاف و اصلاح رویههای مسئلهساز است. عبور واقعی از سوگ، پیش از آنکه پروژهای فرهنگی یا تبلیغاتی باشد، فرآیندی اجتماعی و سیاسی است. بدون بازسازی اعتماد عمومی، بدون گشودن مسیر گفتوگو میان حاکمیت و جامعه و بدون نشان دادن تغییرات ملموس در سیاستها، دعوت به «نشاطآفرینی» بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است تا حل آن.
آقایان در دولت باید توجه داشته باشند که تقلیل دادن وقایع دی ماه به یک کدورت ساده که با وفاق میتوان از آن عبور کرد، بیشتر خشم جامعه را شعلهور میکند.
سوم، مفهوم «وفاق» که از ابتدای دولت مسعود پزشکیان به عنوان کلیدواژه اصلی مطرح شد، هنوز دستاورد عینی و قابل سنجشی در افکار عمومی به جا نگذاشته است. اگر وفاق به معنای کاهش تنشهای سیاسی و همگرایی درونحاکمیتی بود، بسیاری از منازعات و اختلافات همچنان پابرجاست. اگر منظور، گشایش در فضای اجتماعی و افزایش تحمل صداهای متفاوت بود، نشانههای پررنگی از چنین تحولی دیده نمیشود. حتی برخی منتقدان معتقدند آنچه تحت عنوان وفاق عرضه شده، بیش از آنکه همافزایی باشد، نوعی عقبنشینی یا امتیازدهی یکسویه به جریان رقیب بوده است؛ برداشتی که خود نشان میدهد این مفهوم هنوز در سطح نظری باقی مانده و به یک تجربه مشترک و ملموس بدل نشده است.
از این منظر، نامگذاری «نوروز وفاق و همدلی با عبور از سوگ» بیش از آنکه افق تازهای بگشاید، یادآور همان چرخه آشنای شعار و انتظار است. جامعه امروز، بیش از واژههای امیدبخش، به نشانههای عینی تغییر نیاز دارد؛ به سیاستهایی که اثرشان در سفره مردم، در امنیت روانی آنان و در کیفیت گفتوگوی عمومی قابل لمس باشد.
اگر قرار است نوروز ۱۴۰۵ نقطه عطفی باشد، این نقطه عطف نه در انتخاب یک عنوان، بلکه در تصمیمهایی رقم میخورد که نشان دهد «وفاق» فقط یک واژه نیست، «همدلی» فقط یک توصیه اخلاقی نیست و «عبور از سوگ» فقط یک آرزوی در حد کلام نیست.