رویداد ۲۴| اظهارات سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ، در گفتوگو با برنامه «Face the Nation» شبکه سیبیاس نیوز، مبنی بر در دسترس بودن توافق با واشنگتن و حتی امکان دستیابی به توافقی «بهتر از ۲۰۱۵»، بازتاب و البته سوالات زیادی را به همراه داشته است. اعلام دیدار روز پنجشنبه در ژنو نیز نشان میدهد که مسیر گفتوگو وارد مرحلهای تازه و شاید تعیینکننده شده است.
بیشتر بخوانید:
سخنان عراقچی از چند جهت حائز اهمیت است. نخست آنکه او این پیام را نه در یک رسانه داخلی یا منطقهای، بلکه در یک برنامه پرمخاطب آمریکایی مطرح کرد؛ انتخابی که میتواند به این معنی باشد که تهران مایل است پیام آمادگی برای توافق را مستقیماً به افکار عمومی و نخبگان سیاسی ایالات متحده منتقل کند. این رویکرد، یادآور دیپلماسی رسانهای سالهای منتهی به توافق ۲۰۱۵ است؛ زمانی که گفتوگوهای محرمانه و علنی بهطور همزمان پیش میرفتند.
توافق سال ۲۰۱۵، یعنی برجام، نقطه عطفی در روابط ایران و غرب بود؛ توافقی که محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران اعمال کرد و در مقابل، وعده رفع تحریمها را داد. با این حال، خروج ایالات متحده از این توافق در سال ۲۰۱۸، معادلات را بر هم زد و بیاعتمادی عمیقی در تهران نسبت به دوام تعهدات واشنگتن ایجاد کرد. اکنون وقتی عراقچی از امکان توافقی «حتی بهتر از ۲۰۱۵» سخن میگوید، این پرسش مطرح میشود که «بهتر» از نگاه تهران به چه معناست؟
به نظر میرسد یکی از محورهای اصلی، تضمینهای پایدارتر برای رفع تحریمها و جلوگیری از تکرار تجربه خروج یکجانبه آمریکا باشد. ایران در سالهای پس از خروج واشنگتن، هزینه اقتصادی سنگینی پرداخت و بهتدریج سطح فعالیتهای هستهای خود را افزایش داد؛ بنابراین هر توافق جدیدی، اگر قرار است در داخل ایران قابل دفاع باشد، باید حاوی امتیازاتی ملموستر یا سازوکارهای حقوقی مستحکمتر باشد.
اعلام دیدار در ژنو نیز خود حامل پیام است. ژنو در سالهای گذشته بارها میزبان مذاکرات هستهای بوده و به نماد دیپلماسی چندجانبه در پرونده ایران تبدیل شده است. انتخاب این شهر، هم از نظر فنی و هم نمادین، نشان میدهد که گفتوگوها احتمالاً در چارچوبی آشنا و با حضور میانجیهای اروپایی یا هماهنگی آنان پیش خواهد رفت.
با این حال، مسیر توافق خالی از موانع نیست. در ایالات متحده، فضای سیاسی بهشدت دوقطبی است و هرگونه توافق با ایران میتواند به موضوعی مناقشهبرانگیز در رقابتهای داخلی تبدیل شود. در ایران نیز منتقدان مذاکره، تجربه برجام را نمونهای از بدعهدی غرب میدانند و نسبت به خوشبینی بیش از حد هشدار میدهند. از این رو، هر دو طرف ناگزیرند نهتنها بر سر مفاد فنی توافق، بلکه بر سر نحوه ارائه و دفاع از آن در داخل کشور خود نیز برنامهریزی کنند.
نکته مهم دیگر، تحولات منطقهای و بینالمللی است. تنشهای اخیر در خاورمیانه، رقابتهای ژئوپلیتیک و فشارهای اقتصادی جهانی، همگی بر محاسبات تهران و واشنگتن اثر میگذارند. برای ایران، کاهش فشار تحریمها میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی و کنترل نارضایتیهای داخلی کمک کند. برای آمریکا نیز مهار تنش هستهای و جلوگیری از تشدید بحران، اولویتی امنیتی محسوب میشود.
نکته مهم دیگر در صحبت های عراقچی بیان این مساله است که «آمریکا درخواست غنی سازی صفر را مطرح نکرده است». این مساله به خودی خودی یعنی یکی از پرچالش ترین محورهای اختلاف نظر رفع شده است.
در سالهای گذشته، یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات هستهای، بحث بر سر حق غنیسازی در خاک ایران بوده است. از نگاه تهران، حفظ اصل غنیسازی خط قرمز راهبردی محسوب میشود. تجربه توافق ۲۰۱۵ نشان داد که پذیرش محدودیتهای کمی و کیفی ممکن است، اما حذف کامل این ظرفیت، نه از منظر فنی قابل توجیه است و نه از منظر سیاسی در داخل کشور قابل دفاع؛ بنابراین وقتی وزیر خارجه اعلام میکند که واشنگتن اساساً «غنیسازی صفر» را مطالبه نکرده، در واقع یکی از بزرگترین نگرانیهای داخلی را هدف قرار میدهد.
این جمله سه کارکرد همزمان دارد. نخست، پیام به افکار عمومی داخل ایران است. در فضای سیاسی ایران، هرگونه شائبه درباره عقبنشینی از «حق غنیسازی» میتواند به سرعت به ابزار حمله منتقدان مذاکره تبدیل شود. با نفی مطالبه غنیسازی صفر، عراقچی تلاش میکند نشان دهد که چارچوب مذاکرات بر اساس همان اصل تثبیتشده پیش میرود: پذیرش اصل برنامه هستهای ایران، همراه با محدودیتها و نظارتها.
دوم، این سخن پیام به طرف آمریکایی نیز هست. اعلام علنی اینکه واشنگتن چنین درخواستی نداشته، در واقع نوعی تثبیت موضع در فضای رسانهای است. اگر آمریکا بخواهد در ادامه مسیر، موضعی سختگیرانهتر اتخاذ کند، با هزینه اعتباری بیشتری مواجه خواهد شد؛ زیرا ایران پیشاپیش روایت «واقعبینانه بودن» طرف مقابل را در افکار عمومی ثبت کرده است.
سوم، این جمله نشانهای از تغییر احتمالی در رویکرد آمریکا نسبت به سالهای ابتدایی پس از خروج از برجام است. در دورهای، برخی جریانهای سیاسی در واشنگتن از «توافق بهتر» سخن میگفتند که شامل محدودیتهای دائمیتر و حتی حذف کامل ظرفیت غنیسازی ایران باشد. اما اکنون اگر مطالبه صفر روی میز نیست، میتوان نتیجه گرفت که واقعگرایی بیشتری بر محاسبات حاکم شده است؛ واقعگراییای که میپذیرد برنامه هستهای ایران به نقطهای رسیده که بازگرداندن آن به وضعیت پیش از ۲۰۱۵ عملاً ممکن نیست.
با این حال، نبود مطالبه «غنیسازی صفر» به معنای آسان بودن مسیر توافق نیست. اختلاف اصلی احتمالاً بر سر سطح غنیسازی، حجم ذخایر، نوع سانتریفیوژها و سازوکارهای راستیآزمایی خواهد بود. به بیان دیگر، دعوا از «اصل بودن یا نبودن» به «میزان و دامنه» منتقل شده است. این تغییر سطح اختلاف، اگرچه یک گام رو به جلوست، اما همچنان نیازمند چانهزنیهای فشرده فنی و سیاسی است.
از منظر منطقهای نیز این اظهارنظر اهمیت دارد. برخی بازیگران منطقهای همواره بر ضرورت توقف کامل برنامه غنیسازی ایران تأکید کردهاند. اعلام اینکه آمریکا چنین درخواستی را مطرح نکرده، میتواند نشانهای از فاصله گرفتن واشنگتن از حداکثرخواهیهای پیشین و تمرکز بر مهار و نظارت بهجای حذف کامل باشد.
سخن عراقچی را میتوان نوعی «تنظیم انتظارات» دانست. او همزمان دو پیام میدهد: «خطوط قرمز اصلی ایران نقض نشده» و «امکان رسیدن به توافق وجود دارد».