صفحه نخست

سیاسی

جامعه و فرهنگ

اقتصادی

ورزشی

گوناگون

عکس

تاریخ

فیلم

صفحات داخلی

دوشنبه ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - 2026 February 23
کد خبر: ۴۴۷۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۰ - ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۴ نظر
در رویداد۲۴ بخوانید:

شکاف وحشتناک بین زندگی مردم و حرف مسئولان | آقای بقایی دقیقا کجای این وضعیت عادی است؟

سخنگوی وزارت خارجه از جاری بودن زندگی عادی می‌گوید؛ آن هم در حالی که روح و روان مردم زیر بار فشار‌های اقتصادی، اضطراب جنگ و درگیری، محدودیت‌های اجتماعی، تجربه خشونت و درگیری‌های دی ماه و هزار و یک مشکل دیگر، فرسوده شده است.

رویداد۲۴| اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری امروز خود، گفت: «مردم ما تحت جنگ روانی بی‌سابقه قرار دارند، اما زندگی در ایران به صورت عادی جریان دارد»! سخنی که به واقع حکم نمک پاشیدن بر زخم مردم را دارد و ثابت می‌کند که مسئولان مملکت به هیچ وجه قادر به درک موقعیت و شرایط زندگی مردم نیستند.

آقای بقایی نگفته اگر این وضعیت عادی است، پس غیرعادی چیست، اما می‌دانیم که قطعا عیار «عادی بودن» زندگی مردم از پشت تریبون وزارت خارجه و سایر ارگان‌های دیگر مشخص نمی‌شود. معیار سنجش عادی بودن شرایط کف خیابان‌ها، سفره‌های کوچک‌شده و دل‌های مضطرب مردم و ... است.

سایه جنگ و اضطراب؛ عادی‌سازی ناامنی روانی؟

مسئولان می‌گویند «جنگی در کار نیست»؛ اما این حرف‌ها خیال مردم را راحت می‌کند؟ آیا اینکه هنوز موشکی وسط تهران نخورده یعنی جنگ در کار نیست؟ وقتی هر روز اخبار تهدید، تحریم، درگیری‌های منطقه‌ای و تحلیل‌های هشدارآمیز در فضای عمومی می‌چرخد، چگونه می‌توان از آرامش سخن گفت؟ جامعه‌ای که دائماً در معرض واژه‌هایی، چون «حمله احتمالی»، «تنش منطقه‌ای»، «پاسخ متقابل» و «سناریوی درگیری» است، رسما دچار فرسایش روانی است و این «فرسایش روانی» قطعا در زندگی عادی جایی ندارد.

اضطراب دائمی، برنامه‌ریزی برای آینده را مختل کرده است. خانواده‌ای که نگران امنیت، ثبات اقتصادی و آینده فرزندانش است، چگونه می‌تواند زندگی «عادی» داشته باشد؟ کسب‌وکاری که هر لحظه بیم شوک جدید سیاسی یا امنیتی را دارد، چگونه می‌تواند با اطمینان سرمایه‌گذاری کند؟ این وضعیت شاید به ظاهر بدون انفجار و آژیر باشد، اما اصلا عادی نیست. حتی عادی جلوه دادن این شرایط هم خطرناک است. زیرا به جای درمان اضطراب جمعی، آن را انکار می‌کند. انکار، نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه فاصله میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را بیشتر می‌کند. زندگی عادی یعنی ثبات روانی، افق روشن، امکان برنامه‌ریزی و حداقل اطمینان نسبت به فردا. اگر مردم هر صبح با این پرسش بیدار شوند که «امروز چه می‌شود؟» پس باید گفت که اینجا خبری از زندگی عادی نیست.

وقایع تلخ دی‌ماه و داغ‌هایی که هنوز تازه‌اند

آقای بقایی شاید آنچه در دی ماه به این مردم گذشت را فراموش کرده باشند، اما آن فاجعه دردناک از حافظه جمعی مردم حذف ناشدنی است. خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست دادند، آیا زندگی‌شان به روال «عادی» برگشته است؟ آنها که جلو چشم خود گلوله خوردن دیگری را دیدند، چطور؟ آن تصاویر هولناک از کهریزک را فراموش شدنی است؟ بسیاری از خانواده‌ها هنوز دنبال وضعیت فرزندان بازداشت شده خود هستند و یا حتی از آنها خبری هم ندارند پس چطور ادعا می‌شود اینجا زندگی عادی در جریان است؟!

زندگی عادی یعنی اعتماد عمومی، یعنی اطمینان از اینکه اگر حادثه‌ای رخ دهد، حقیقت گفته می‌شود و مسئولیت پذیرفته می‌شود. وقتی شکاف میان مردم و مسئولان عمیق شود، هر حادثه‌ای به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، حتی اگر خیابان‌ها آرام باشند، دل‌ها آرام نیستند.

نادیده گرفتن این زخم‌های اجتماعی و تقلیل همه چیز به «جنگ روانی» نوعی ساده‌سازی مسئله است. مردم حافظه دارند. خاطره از دست دادن‌ها، برخورد‌ها و تلخی‌ها را نمی‌توان با یک جمله پاک کرد. عادی‌سازیِ درد، بی‌اعتنایی به آن است.

سکه، دلار و سفره‌های کوچک‌شده

کافی است نگاهی به قیمت سکه و دلار بیندازیم تا بفهمیم زندگی تا چه اندازه از «عادی» فاصله گرفته است. جهش‌های پی‌درپی نرخ ارز، افزایش سرسام‌آور قیمت طلا و به دنبال آن گرانی کالا‌های اساسی، زندگی میلیون‌ها خانواده را تحت فشار گذاشته است. آیا کارمندی که حقوقش با تورم هم‌خوانی ندارد، می‌تواند بگوید زندگی‌اش عادی است؟

افزایش قیمت‌ها دیگر خبر نیست؛ یک وضعیت دائمی است. هر بار که مردم برای خرید به فروشگاه می‌روند، با برچسب‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شوند. برنامه‌ریزی مالی تقریباً ناممکن شده است. پس‌انداز معنای خود را از دست داده و امنیت اقتصادی به رؤیا تبدیل شده است. بسیاری از جوانان از خرید خانه، ازدواج یا حتی داشتن یک زندگی مستقل صرف‌نظر کرده‌اند.

وقتی ارزش پول ملی به طور مداوم کاهش می‌یابد، اعتماد عمومی هم آسیب می‌بیند. سرمایه اجتماعی، درست مانند سرمایه مالی، با بی‌ثباتی تحلیل می‌رود. مردم به جای فکر کردن به پیشرفت، درگیر بقا می‌شوند. این تغییر اولویت، نشانه یک وضعیت عادی نیست؛ نشانه بحران است.

زندگی عادی یعنی ثبات نسبی قیمت‌ها، امکان پیش‌بینی آینده اقتصادی و احساس امنیت در دخل‌وخرج. وقتی هر روز بازار ارز به تابلوی اضطراب تبدیل می‌شود، نمی‌توان با یک جمله، این نگرانی عمیق را نادیده گرفت.

اینجا مشکلات عادی است نه زندگی

خطرناک‌ترین نوع بحران، بحرانی است که آن‌قدر تکرار شده که دیگر عادی جلوه می‌کند. آلودگی هوا در کلان‌شهرها، ترافیک فلج‌کننده، کمبود آب و برق، قطعی‌های مکرر، وضعیت نامطلوب اینترنت و محدودیت‌های گسترده در دسترسی آزاد به اطلاعات؛ همه اینها دیگر خبر اول نیستند، اما همچنان زندگی مردم را مختل می‌کنند.

هوایی که نفس کشیدن در آن دشوار است، زمان‌هایی که در ترافیک هدر می‌رود، خاموشی‌هایی که کار و زندگی را مختل می‌کند و اینترنتی که به جای ابزار توسعه، به منبع محدودیت تبدیل شده، آیا نشانه‌های یک زندگی عادی‌اند؟ یا نشانه‌های انباشت بحران‌های حل‌نشده؟

مشکل وقتی پیچیده‌تر می‌شود که این مسائل به تدریج از حساسیت عمومی خارج می‌شوند. مردم خسته می‌شوند، عادت می‌کنند و توقع خود را پایین می‌آورند. اما عادت کردن به وضعیت نامطلوب، آن را مطلوب نمی‌کند. عادی‌سازی بحران، به معنای حل آن نیست؛ به معنای پذیرفتن سطحی پایین‌تر از کیفیت زندگی است.

زندگی عادی یعنی شهری با هوای قابل تنفس، زیرساخت‌های پایدار، اینترنت آزاد و باکیفیت، و خدمات عمومی کارآمد. اگر این شاخص‌ها به حداقل هم نرسند، نمی‌توان با اتکا به سکوت خیابان‌ها، از عادی بودن سخن گفت.

به جای اصرار به عادی سازی، اعتراف کنید

آقای بقایی، اگر جنگ روانی وجود دارد، بخشی از آن دقیقاً از همین شکاف میان روایت رسمی و تجربه واقعی مردم شکل می‌گیرد. زندگی عادی فقط به معنای باز بودن مغازه‌ها و رفت‌وآمد در خیابان نیست. زندگی عادی یعنی آرامش روانی، ثبات اقتصادی، امید به آینده و کیفیت قابل قبول زیست شهری.

شاید وقت آن رسیده باشد به جای اصرار بر عادی بودن شرایط، به غیرعادی بودنش اعتراف کنیم و برای اصلاح آن برنامه‌ای جدی ارائه دهیم. مردم بیش از هر چیز، صداقت و درک متقابل می‌خواهند؛ نه انکار واقعیتی که هر روز با آن زندگی می‌کنند.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
۱۳:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
عادی عادی وشوخی شوخی دارن کشور ومردمو میبرن ته دره
ناشناس
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
اینها از زندگی خودشان حرف می زنند و اصلا از زندگی مردم خبر ندارند.
ناشناس
۱۲:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
احسنت
ناشناس
۱۲:۵۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
برگزاری مسابقات فوتبال در ایران بدون حضور تماشاگران تنها بخش بسیار کوچکی است که نشان می دهد شرایط عادی نیست!!!
نظرات شما