رویداد۲۴| اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره «چشمانداز خوب» مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، در فضای سیاسی و رسانهای با دو قرائت متفاوت مواجه شده است. از یک سو، این سخنان بهعنوان نشانهای از پیشرفت در گفتوگوها تلقی میشود؛ از سوی دیگر، برخی آن را بخشی از مدیریت فضای روانی و اقتصادی کشور میدانند؛ بهویژه در شرایطی که هر خبر مثبت یا منفی درباره مذاکرات، بهسرعت در بازار ارز و سرمایه بازتاب پیدا میکند.
همزمان اعلام شده که عباس عراقچی برای پیگیری روند مذاکرات راهی ژنو خواهد شد؛ شهری که در سالهای گذشته بارها میزبان گفتوگوهای هستهای و رایزنیهای حساس میان تهران و قدرتهای جهانی بوده است. حضور او در ژنو بهخودی خود نشان میدهد که مسیر دیپلماتیک همچنان فعال است و تماسها در سطحی جدی ادامه دارد.
در نخستین تحلیل، میتوان سخنان پزشکیان را بخشی از راهبرد «کاهش التهاب» دانست. اقتصاد ایران طی سالهای اخیر بهشدت نسبت به اخبار مذاکرات حساس شده است. حتی اشارهای مبهم به «پیشرفت» یا «بنبست» میتواند بازار ارز را دستخوش نوسان کند. در چنین فضایی، تأکید بر «چشمانداز خوب» میتواند تلاشی برای تثبیت فضای روانی و جلوگیری از شکلگیری انتظارات تورمی تازه باشد.
از این منظر، رئیسجمهور بیش از آنکه بخواهد گزارشی دقیق از جزئیات مذاکرات ارائه دهد، در حال ارسال سیگنال سیاسی است: سیگنالی به فعالان اقتصادی، به بدنه اجتماعی خسته از تحریم و نیز به طرف مقابل. این پیام میتواند چنین خوانده شود که دولت جدید خواهان تداوم مسیر دیپلماسی است و دستکم در مقطع کنونی، نشانهای از شکست کامل مذاکرات وجود ندارد.
همچنین باید توجه داشت که در دیپلماسی، «فضاسازی» بخشی از بازی است. گاه طرفها با برجسته کردن فضای مثبت، میکوشند روند مذاکرات را در همان مسیر نگه دارند. اعلام خوشبینی، میتواند فشار رسانهای بر طرف مقابل برای عقبنشینی یا ترک میز مذاکره را افزایش دهد.
اما تحلیل دوم، مبتنی بر این فرض است که رئیسجمهور بدون دسترسی به اطلاعات دقیق امنیتی و دیپلماتیک، چنین ارزیابیای ارائه نمیکند. در ساختار تصمیمگیری سیاست خارجی ایران، مذاکرات هستهای و گفتوگوهای مرتبط با آمریکا در سطوح عالی هماهنگ میشود؛ بنابراین اگر پزشکیان از «چشمانداز خوب» سخن میگوید، احتمالاً بر مبنای گزارشهایی است که از تیم مذاکرهکننده و نهادهای مرتبط دریافت کرده است.
در این چارچوب، اعزام عراقچی به ژنو میتواند نشانهای از ورود مذاکرات به مرحلهای فنیتر باشد؛ جایی که طرفها در حال بررسی جزئیات و تنظیم متن یا چارچوبهای عملیاتی هستند. تجربه مذاکرات پیشین نشان داده که وقتی رایزنیها به مرحله رفتوآمدهای منظم و گفتوگوهای کارشناسی میرسد، معمولاً طرفین دستکم بر سر اصول کلی به تفاهمی نسبی رسیدهاند.
از این زاویه، سخنان پزشکیان ممکن است بازتاب واقعی یک پیشرفت تدریجی باشد؛ پیشرفتی که هنوز آنقدر قطعی نیست که بهصورت رسمی اعلام شود، اما آنقدر جدی هست که بتوان از آن بهعنوان «چشمانداز خوب» یاد کرد.
با این حال، یک متغیر مهم در ارزیابی این سخنان، نبود روایت مشترک و همزمان از سوی طرف آمریکایی است. در مواردی مشابه، دیده شده که مقامات ایرانی از پیشرفت سخن گفتهاند، در حالی که طرف مقابل با احتیاط یا حتی بدبینی بیشتری موضعگیری کرده است. اگر در روزهای آینده، مقامهای آمریکایی نیز از فضای مثبت سخن بگویند، میتوان وزن تحلیل دوم را بیشتر دانست. اما اگر مواضع واشنگتن همچنان مبهم یا خنثی باقی بماند، احتمال اینکه خوشبینی تهران بیشتر جنبه تاکتیکی داشته باشد، تقویت میشود.
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت، بُعد سیاست داخلی است. پزشکیان در ماههای آغازین دولت خود نیازمند آن است که نشان دهد مسیر دیپلماسی فعال است و چشماندازی برای کاهش فشارهای اقتصادی وجود دارد. اعلام «چشمانداز خوب» میتواند بخشی از روایتسازی دولت برای تثبیت موقعیت خود در افکار عمومی باشد؛ بهویژه در شرایطی که مطالبات اقتصادی در جامعه بالاست.
در عین حال، اگر این خوشبینی در هفتههای آینده به نتیجه ملموسی منجر نشود، میتواند به هزینه سیاسی برای دولت تبدیل شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که بالا بردن سطح انتظارات بدون دستاورد عینی، به سرخوردگی اجتماعی منجر میشود.
سخنان پزشکیان را نمیتوان صرفاً خوشبینی سادهلوحانه یا تبلیغاتی دانست، همانطور که نمیتوان آن را تضمین پیشرفت قطعی مذاکرات تلقی کرد. این اظهارات در نقطه تلاقی دو منطق قرار دارد: منطق دیپلماسی که بر اساس آن هر پیشرفت کوچک میتواند ارزش اعلام عمومی داشته باشد، و منطق سیاست داخلی که نیازمند حفظ امید و کنترل فضای روانی است.
اینکه «چشمانداز خوب» تا چه اندازه به توافقی ملموس تبدیل شود، بیش از هر چیز به رفتار طرف مقابل و توان دو طرف برای عبور از گرههای اصلی بستگی دارد. اما در حال حاضر، سخنان رئیسجمهور را باید نه بهعنوان اعلام موفقیت، بلکه بهعنوان نشانهای از باز بودن کانال مذاکره و تلاش برای نگه داشتن آن در مسیر تعامل تفسیر کرد؛ تعاملی که همچنان در سایه ابهام پیش میرود.