رویداد۲۴ | در تمام سالهای گذشته هربار تنش ایران با غرب تشدید میشد، عدهای در داخل همه دخیلها را به ضریح مسکو و پکن گره میزدند. عدهای که هم تریبون داشتند و هم زور، چهرهها و رسانهها را به غربگرایی متهم کردند و همزمان مدعی بودند که کشور نیازی به موازنه منفی و مثبت ندارد و شرق برای ما کافیست. استدلال؟ اینکه چین و روسیه هر قطعنامهای را علیه ایران در شورای امنیت وتو میکنند.
اما امروز، در میانه آتش و دود جنگ، پرسش مهم این است: دو دوستِ غربستیزان کجا ایستادهاند؟ این گزارش درباره چین است.
حساب کاربری «نیوتانچین» در شبکههای اجتماعی — که به رسانههای دولتی چین نزدیک است — روز دوشنبه نوشت: «ایران متحد واقعی ندارد.» این حساب افزود حتی نزدیکترین کشورها نیز منافع ملی خود را بر کمک به تهران در بحران ترجیح میدهند.
برای فهم اینکه چین دقیقاً کجای درگیری ایران و آمریکاست، کافی است به تیترهای رسمی نگاه کنیم. چین روز دوشنبه گزارشها درباره نهاییسازی توافق فروش موشکهای ضدکشتی مافوق صوت CM-۳۰۲ به ایران پیش از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل را رد کرد.
مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، این گزارش را «بخشی از یک کارزار اطلاعات نادرست» خواند.
این تکذیبیه دو بار درد دارد: نخست آنکه چین قرار نیست در این شرایط به ایران سلاح بفروشد؛ دوم آنکه حتی شایعه فروش سلاح به ایران را هم برنمیتابد. این یعنی نشانه چندانی از آنکه تهران بتواند برای تقویت مستقیم توان دفاعی خود روی پکن حساب کند، دیده نمیشود.
واکنش چین از ساعات نخست به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران محتاطانه بود. سخنگوی وزارت خارجه چین در پاسخ به خبرنگاران اعلام کرد که پکن نسبت به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران «عمیقاً نگران» است و بر لزوم احترام به حاکمیت ملی، امنیت و تمامیت ارضی ایران تأکید کرد.
چین خواستار توقف فوری عملیات نظامی، جلوگیری از تشدید تنشها، ازسرگیری گفتوگو و مذاکرات و حفظ صلح و ثبات در خاورمیانه شد. با این حال، وزارت خارجه چین بیانیه رسمی جداگانهای صادر نکرد و صرفاً در قالب پاسخ به پرسش خبرنگاران موضع گرفت. حتی موضعگیری شان هم شامل محکومیت صریح اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل نبود.
در همان روز، نماینده دائم چین در سازمان ملل در نشست شورای امنیت گفت آمریکا و اسرائیل «بیپروا» اهدافی در داخل ایران را هدف قرار دادهاند که موجب تشدید ناگهانی تنشهای منطقهای شده است. او افزود چین همواره بر پایبندی به اهداف و اصول منشور سازمان ملل تأکید دارد و با استفاده یا تهدید به استفاده از زور در روابط بینالملل مخالف است.
با این حال، او نیز از واژه «محکوم میکنیم» استفاده نکرد؛ در حالی که وزارت خارجه روسیه این حملات را «اقدامی برنامهریزیشده و بدون تحریک قبلی» خواند و آن را محکوم کرد.
بیشتر بخوانید: پشت پرده سکوت چین در جنگ ایران و اسرائیل| آیا اتحاد ایران و چین ترک برداشته؟
نشریه انگلیسی زبان «تینک چاینا» در گزارشی توضیح داده که چرا چین در قبال جنگ ایران و آمریکا محتاط شده است؟ این رسانه میگوید اگر چین اکنون آشکارا از ایران حمایت کند، در صورت تغییر احتمالی حکومت در تهران، تعامل با مقامات جدید برایش دشوارتر خواهد شد؛ بنابراین میتوان گفت موضع رسمی چین نوعی انتظار محتاطانه برای تحولات آینده است.
بنیاد کارنگی هم گزارشی نوشته و گفته چین عمداً از تعهدات امنیتی الزامآور نسبت به کشورهای ثالث پرهیز میکند و این نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از طراحی راهبردی آن است.
«نجات» رهبر ایران یا مادورو برای اهداف اساسی پکن ضرورتی ندارد. منافع اصلی امنیتی چین در شرق آسیاست، نه در مناطق دوردست. این کشور بهشدت بر اولویتهای امنیتی درجه اول خود، توانمندیهای نظامی برای سناریوهای احتمالی در سواحل شرق آسیا، و کاهش آسیبپذیریهایش در پیرامون جغرافیایی نزدیک تمرکز کرده است.
چین بزرگترین شریک تجاری بیش از ۱۲۰ کشور است، نفت را در بازار جهانی خریداری میکند، و سیاست خود را در هیچ منطقهای — از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین — به یک کشور خاص گره نزده است. خاورمیانه نمونه روشنی از این رویکرد است. چین با ایران روابط سازنده داشت، اما همزمان با عربستان سعودی، امارات، مصر، حتی ترکیه و مدتی نیز با اسرائیل روابط فعال داشت.
چین در آستانه دیداری مهم با آمریکاست. دونالد ترامپ و شی جینپینگ قرار است طی هفتههای آینده در پکن دیدار کنند؛ نشستی که انتظار میرود به تمدید آتشبس تجاری میان دو اقتصاد بزرگ جهان منجر شود.
لغو یا تعویق این دیدار برای چین هزینهبر خواهد بود. پکن به تمدید آتشبس تجاری، کاهش حمایت آمریکا از تایوان و کاهش محدودیتهای صادرات فناوری نیاز دارد. تحلیلگران میگویند چین انگیزههای قدرتمندی برای حفظ ثبات روابط با واشنگتن دارد.
کنار کشیدن از نشست میتواند این روند مثبت را از بین ببرد.
مساله بعدی، سودی است که چین از حمله آمریکا به ایران میبرد. برخی تحلیلگران چینی معتقدند اگر آمریکا در خاورمیانه گرفتار شود، تمرکز آن بر مهار چین در منطقه هند-اقیانوس آرام کاهش مییابد. این وضعیت میتواند برای پکن یک «پنجره فرصت راهبردی» ایجاد کند؛ مشابه دوره جنگهای عراق و افغانستان. آمریکا اکنون بزرگترین آرایش نظامی خود در خاورمیانه از زمان حمله ۲۰۰۳ به عراق را مستقر کرده است. اگر این حضور ادامهدار باشد، میتواند تمرکز و منابع آمریکا را از آسیا دور کند.
اما بسیاری از تحلیل گران این ایده را رد میکنند. به باور آنها آمریکا این ظرفیت را دارد که در چند جبهه عمل کند به ویژه اگر از فناوریهای پیشرفته و ائتلافهای خود استفاده کند.
نشنال اینترست در گزارشی نوشته یکی از مهمترین درسها برای چین، بهکارگیری هوش مصنوعی، عملیات سایبری و ادغام اطلاعات در جنگ مدرن است. گزارشها حاکی از استفاده ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل اطلاعات، شناسایی اهداف و مدلسازی سناریوها بوده است. این امر برای پکن هشداری جدی است که مرز میان فناوری تجاری و نظامی در حال از بین رفتن است.
اما نباید فراموش کرد که انرژی پاشنه آشیل چین است. سیبپذیری فوری چین اقتصادی است. این کشور بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است و خاورمیانه بخش مهمی از سبد انرژی آن را تشکیل میدهد. در سالهای اخیر حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین میرفت — اغلب با تخفیفهایی که به پکن کمک میکرد ریسک تحریم و نوسانات قیمت را مدیریت کند. اکنون این وابستگی به نقطه ضعف تبدیل شده است.
جنگ هم میتواند این آسیب پذیری را دو چتدان کند. حتی احتمال اختلال در تنگه هرمز باعث افزایش حق بیمه، تغییر مسیر نفتکشها و بیثباتی بازار میشود. اقتصادهای صنعتی آسیا به جهش پایدار قیمت نفت حساساند. برای چین، افزایش هزینه انرژی صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه ریسک سیاسی داخلی نیز محسوب میشود.
نشنال اینترست یک پیامد دیگر را هم برجسته میکند: سابقه. چین شریک راهبردی ایران است، اما در لحظه درگیری نظامی ناوگروه اعزام نمیکند و امنیت دریایی تضمین نمیدهد. این خلأ امنیتی در منطقه نادیده گرفته نخواهد شد.
از سوی دیگر، کشته شدن یک رهبر بلندپایه در حمله خارجی برای نظامهای اقتدارگرا بسیار حساس است. اگر تحولات ایران به بیثباتی یا تغییر سیاسی گسترده منجر شود، پکن احتمالاً به جای اصلاحات، کنترل داخلی را تشدید خواهد کرد — نظارت بیشتر، محدودیت رسانههای اجتماعی و اقدامات امنیتی نمایشی برای جلوگیری از سرایت بیثباتی.
اما این رویکرد نیز هزینه دارد و میتواند بدبینی دروننظام و نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد.
چین نه در کنار ایران ایستاده و نه در کنار آمریکا. پکن در کنار منافع خود ایستاده است. محکوم میکند، اما محکومیتش حسابشده است. سلاح نمیفروشد، حتی شایعه فروش را هم رد میکند. نشست با واشنگتن را حفظ میکند، بازار نفتش را متنوع میسازد و همزمان تحولات تهران را زیر نظر دارد.
در میانه جنگ، چین نه ناجی است و نه تماشاگر ساده؛ بازیگر محاسبه گری است که هزینه و فایده را میسنجد.