رویداد۲۴| در میان همه پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ، شاید هیچ موضوعی به اندازه امنیت انرژی برای اقتصاد جهانی حساس نباشد. در روزهای اخیر، با شروع جنگ و بالا گرفتن تنشها در اطراف ایران، نام تنگه هرمز بار دیگر به تیتر اول بسیاری از رسانههای اقتصادی جهان تبدیل شده است.
این تنگه باریک که خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند، یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود. طبق برآوردهای نهادهای بینالمللی انرژی، حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان روزانه از این مسیر عبور میکند. نفتی که عمدتاً از کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی صادر میشود.
به همین دلیل، هرگونه درگیری نظامی یا تهدید امنیتی در این منطقه، بلافاصله خود را در بازارهای انرژی نشان میدهد. معاملهگران نفت در بورسهای جهانی، تحولات نظامی را با دقتی بیش از بسیاری از تحلیلگران سیاسی دنبال میکنند، زیرا حتی یک حادثه کوچک در این گذرگاه میتواند قیمت نفت را در عرض چند ساعت دگرگون کند.
با شدت گرفتن درگیریها در منطقه، بازارهای انرژی به سرعت واکنش نشان دادهاند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حتی اگر صادرات نفت متوقف نشود، افزایش ریسک ژئوپلیتیک به تنهایی میتواند قیمتها را بالا ببرد.
در شرایط عادی، نفتکشها روزانه میلیونها بشکه نفت را از بنادر کشورهای حاشیه خلیج فارس به مقصد بازارهای جهانی حمل میکنند. اما در فضای جنگی، هزینه بیمه کشتیها افزایش مییابد، مسیرهای حملونقل تغییر میکند و شرکتهای انرژی با احتیاط بیشتری عمل میکنند.
در گذشته نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. در دوران جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ که به «جنگ نفتکشها» معروف شد، حملات به کشتیهای تجاری در خلیج فارس باعث شد قیمت نفت جهش پیدا کند و ناوهای نظامی کشورهای بزرگ برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی وارد منطقه شوند.
اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران از احتمال تکرار چنین سناریویی سخن میگویند؛ سناریویی که میتواند بازار انرژی جهان را با بیثباتی جدی مواجه کند.
اگر اختلالی در صادرات نفت خلیج فارس رخ دهد، بیشترین فشار بر دوش اقتصادهای آسیایی خواهد بود. کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و کره از بزرگترین خریداران نفت منطقه هستند.
اقتصادهای صنعتی این کشورها به شدت به واردات انرژی وابستهاند و هرگونه افزایش قیمت نفت میتواند هزینه تولید، حملونقل و در نهایت قیمت کالاها را بالا ببرد. در چنین شرایطی، حتی یک افزایش محدود در قیمت نفت میتواند موجی از تورم را در اقتصاد جهانی به راه بیندازد.
به همین دلیل، بسیاری از دولتهای آسیایی تحولات منطقه را با نگرانی دنبال میکنند و تلاش دارند منابع انرژی خود را متنوع کنند. با این حال، جایگزین کردن نفت خلیج فارس در کوتاهمدت کار سادهای نیست.
در اروپا نیز نگرانیها کم نیست. هرچند وابستگی مستقیم بسیاری از کشورهای اروپایی به نفت خلیج فارس کمتر از آسیاست، اما افزایش قیمت جهانی انرژی به طور غیرمستقیم اقتصاد این قاره را تحت تأثیر قرار میدهد.
پس از بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، کشورهای اروپایی تلاش کردند منابع انرژی خود را متنوعتر کنند و وابستگی به واردات را کاهش دهند. با این حال، افزایش شدید قیمت نفت همچنان میتواند فشار زیادی بر اقتصادهای اروپایی وارد کند.
در ایالات متحده نیز اگرچه تولید نفت داخلی افزایش یافته، اما بازار انرژی ماهیتی جهانی دارد و قیمتها در بازارهای بینالمللی تعیین میشود. به همین دلیل، هرگونه جهش قیمت نفت در جهان میتواند به سرعت بر قیمت سوخت در آمریکا تأثیر بگذارد؛ موضوعی که برای دولتها از نظر سیاسی نیز حساس است.
در چنین فضایی، دولت ترامپ تلاش میکند که از یک سو فشار بر ایران را افزایش دهد و از سوی دیگر مانع از بیثباتی شدید بازار انرژی شود؛ تعادلی که دستیابی به آن آسان نیست.
در روزهای گذشته مساله بستن تنگه هرمز نگرانیهای بسیاری را برای کشورهای دنیا از چین که شریک راهبردی ایران است، گرفته تا دیگران ایجاد کرد و کار به جایی رسید که ترامپ رسما تهدید کرد که ناوگان جنگی آمریکا آماده اسکورت کشتیهای نفتی هستند.
صبح امروز، اما جانشین قرارگاه خاتم الانبیا در ایران تاکید کرد که «تنگه هرمز را نبستهایم و با کشتیهای عبوری در آن طبق پروتکلهای بینالمللی برخورد میکنیم»
این سخن، اما اطمینان خاطر لازم را به دنیا نداده، زیرا بستن کامل این مسیر نه تنها صادرات نفت کشورهای عربی خلیج فارس را متوقف میکند، بلکه اقتصاد جهانی را نیز با شوک بزرگی روبهرو خواهد کرد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند چنین اقدامی میتواند واکنش گسترده بینالمللی را در پی داشته باشد.
از سوی دیگر، حتی بدون بسته شدن کامل تنگه نیز امکان ایجاد اختلال در عبور کشتیها وجود دارد. حملات محدود، مینگذاری دریایی یا افزایش تنشهای نظامی میتواند رفتوآمد نفتکشها را کند یا پرهزینه کند؛ مسئلهای که برای بازار انرژی تفاوت چندانی با توقف صادرات ندارد.
در چنین شرایطی، نگاه بسیاری از تحلیلگران به نقش سازمانهای انرژی از جمله OPEC دوخته شده است. این سازمان که بخش مهمی از تولید نفت جهان را در اختیار دارد، در مواقع بحران تلاش میکند با تنظیم تولید از جهش شدید قیمتها جلوگیری کند.
با این حال، توانایی اوپک برای کنترل کامل بازار محدود است. اگر مسیرهای صادرات نفت مختل شود، حتی افزایش تولید سایر کشورها نیز ممکن است نتواند کمبود عرضه را جبران کند.
کارشناسان معتقدند آینده بازار انرژی تا حد زیادی به سرنوشت درگیریها در منطقه بستگی دارد. اگر تنشها کنترل شود، بازار نفت احتمالاً پس از مدتی به ثبات نسبی بازخواهد گشت. اما در صورت گسترش جنگ، احتمال وقوع شوکهای قیمتی بسیار جدی است.
چنین شوکی نه تنها قیمت بنزین و سوخت را در بسیاری از کشورها افزایش میدهد، بلکه میتواند رشد اقتصادی جهان را نیز کند کند. افزایش هزینه انرژی به طور مستقیم بر صنعت، حملونقل، کشاورزی و حتی قیمت مواد غذایی اثر میگذارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آنچه امروز در خلیج فارس رخ میدهد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه رویدادی است که میتواند پیامدهای اقتصادی آن در سراسر جهان احساس شود.
در نهایت، جنگها تنها در میدان نبرد تعیینکننده نیستند. بسیاری از پیامدهای آنها در اقتصاد، سیاست و زندگی روزمره مردم در نقاط مختلف جهان دیده میشود.
بحران کنونی نیز از این قاعده مستثنا نیست. حتی اگر درگیریها محدود باقی بماند، نااطمینانی در بازار انرژی میتواند اقتصاد جهانی را برای مدتها تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل است که تنگهای باریک در جنوب ایران، امروز به یکی از مهمترین نقاط روی نقشه اقتصاد جهان تبدیل شده است؛ جایی که امنیت آن نه فقط برای کشورهای منطقه، بلکه برای ثبات بازار انرژی در سراسر جهان اهمیت حیاتی دارد.
نکته ۲: مقصد بیشتر نفتی که از تنگهی هرمز رد میشه چین است
نتیجه: بستن تنگهی هرمز برتری آمریکا بر چین رو تقویت میکنه