رویداد۲۴| سخنان اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر پرده از نگاه ابزاری کاخ سفید به شکافهای قومی در خاورمیانه برداشت. ترامپ در مصاحبهای صریح با رویترز، نه تنها از ایجاد تنش در مرزهای ایران استقبال کرده، بلکه با ادبیاتی تحریکآمیز از احتمال پشتیبانی هوایی از تحرکات نظامی سخن گفته است.
آنچه در اظهارات ترامپ بیش از هر چیز خودنمایی میکند، نادیده گرفتن امنیت و ثبات زیستبومهای کردنشین است. تجربه تاریخی نشان داده که هرگاه واشنگتن دم از حمایت از کردها زده، در نهایت آنها را در برابر معادلات کلان قدرت تنها گذاشته است. مرور وقایع سالهای اخیر در منطقه نشان میدهد که ادعای «فوقالعاده بودن حمله» از سوی ترامپ، بیش از آنکه پیامی دیپلماتیک باشد، تلاشی برای تبدیل کردن کردها به سپر بلای سیاستهای ضدایرانی آمریکا است.
گزارشهای ضد و نقیض از سوی کاخ سفید درباره مسلح کردن جریانات خاص، نشان از یک سردرگمی استراتژیک دارد. در حالی که پیشتر گزارشهای مربوط به تسلیح جریانات مرزی تکذیب شده بود، چراغ سبز ترامپ به درگیریهای نظامی، نشاندهنده تلاشی برای برهم زدن همزیستی مسالمتآمیز در ایران است.
واقعیت این است که امنیت مناطق کردنشین، پاره تن امنیت ملی ایران است. تحریک به خشونت، نه تنها به نفع مردم منطقه نیست، بلکه زیرساختهای توسعه و آرامش را در این مناطق با تهدید جدی روبهرو میکند.
تاریخ، آینهی عبرت است و ورق زدن تقویم خاورمیانه نشان میدهد که وعدههای واشنگتن برای کردها، همواره تاریخ انقضای کوتاهی داشته است. هنوز طعم تلخ «قرارداد الجزایر» در سال ۱۹۷۵ از یادها نرفته است؛ روزگاری که هنری کسینجر با خونسردی تمام، حمایت از کردها را وجهالمصالحه توافق با بغداد کرد و در پاسخ به اعتراضها، با جملهای تکاندهنده گفت: «عملیات مخفیانه را نباید با کارهای خیریه اشتباه گرفت». این نخستین بار نبود که رویاهای یک قوم، قربانیِ بازی بزرگ قدرتها میشد.
امروز نیز سخنان دونالد ترامپ، تکرار همان ملودی ناموزون گذشته است. کیست که فراموش کند همین آقای ترامپ در سال ۲۰۱۹، چگونه با یک فرمان ناگهانی، متحدان کرد خود در شمال سوریه را در برابر تهاجم نظامی تنها گذاشت و راه را برای اشغال مناطق آنها هموار کرد؟ این الگوی رفتاری ثابت نشان میدهد که در نگاه ساکنان کاخ سفید، کردها نه یک متحد استراتژیک، بلکه صرفاً «کارت بازی» برای فشار بر دولتهای مرکزی هستند؛ کارتی که به محض پایان بازی، بیمحابا به زمین انداخته میشود.
اکنون نیز به نظر میرسد ترامپ قصد دارد با پیش کشیدن نام کردها و استفاده ابزاری از مطالبات آنها، جبهه جدیدی از تنش را در مرزهای غربی ایران بگشاید. اما هوشیاری ملی و پیوندهای تاریخی میان اقوام ایرانی، همواره سدی در برابر چنین رویاپردازیهای خطرناکی بوده است. سوال اصلی اینجاست: آیا واشنگتن واقعاً به فکر توسعه این مناطق است یا تنها به دنبال هزینهکردن از جان و مال کردها برای رسیدن به اهداف سیاسی خویش؟
هر کردها کردها باید در چارچوب ایران باشه، غیر از این در درجه اول به خود خیانت کرده اند.
ترامپ ها می روند اما ایران و کردها برای هم می مانند.