رویداد۲۴| شب گذشته و در حالی که آسمان منطقه همچنان تحت تاثیر ملتهبترین روزهای نظامی دهه اخیر است، شورای امنیت سازمان ملل متحد در نشستی اضطراری، قطعنامه پیشنهادی بحرین علیه ایران را با ۱۳ رای موافق و ۲ رای ممتنع به تصویب رساند. این نشست در شرایطی برگزار شد که سایه درگیریهای مستقیم نظامی و تبادل آتش در خلیج فارس و مرزهای اردن، بر تمامی بندهای قطعنامه سنگینی میکرد. اما ورای متن تند این سند که خواستار توقف فوری تحرکات نظامی تهران شده، «سکوت معنادار» روسیه و چین در لحظه رایگیری، شوک دیپلماتیک جدیدی را به فضای رسانهای تزریق کرد.
در دوازدهمین روز از تنشهای بیسابقه منطقهای که بسیاری آن را فراتر از یک درگیری محدود میدانند، انتظار میرفت مسکو و پکن با استفاده از حق وتو، مانع از شکلگیری یک اجماع بینالمللی علیه تهران شوند. اما امتناع این دو قدرت از مخالفت صریح، نشان داد که در محاسبات جدید پکن و مسکو، «توازن نظامی در خلیج فارس» بر «حمایت سنتی از متحد» پیشی گرفته است. به نظر میرسد روسیه که خود درگیر معادلات پیچیده جهانی است و چین که به شدت نگران انسداد شریانهای انرژی در تنگه هرمز است، با این رای ممتنع، پیامی روشن صادر کردند: آنها حاضر نیستند در شرایطی که بحران به مرزهای غیرقابل بازگشت جنگ تمامعیار نزدیک شده، تمام اعتبار خود را هزینه یک طرف درگیری کنند.
تصویب این قطعنامه با ۱۳ رای مثبت، نشاندهنده شکست تلاشها برای دور نگه داشتن همسایگان از ائتلافهای فشار است. همراهی بیسابقه کشورهای منطقه با طرح بحرین و جلب حمایت تمامی اعضای غیردائم شورا، نشان میدهد که روایت «تهدید امنیت منطقهای» در نیویورک کاملاً غالب شده است. در حالی که در روزهای گذشته خبرهایی از برخورد موشک به زیرساختهای غیرنظامی در برخی کشورهای همسایه مخابره شده بود، این قطعنامه تلاش کرد تا این وقایع میدانی را به یک «اجماع حقوقی» تبدیل کند. در واقع، این بار لابیهای عربی با استفاده از فضای ملتهب جنگی، موفق شدند حتی کشورهای ممتنع را هم به «انفعال رضایتآمیز» وادار کنند.
اگرچه این قطعنامه تحت فصل ششم صادر شده، اما در فضای جنگی فعلی، کارکردی فراتر از یک توصیه دارد. این سند عملاً پوششی دیپلماتیک برای تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی آتی فراهم میکند و راه را برای اقدامات سختگیرانهتر هموار میسازد. رای شب گذشته ثابت کرد که در بزنگاههای تاریخی، تکیه بر «اتحادهای شرقی» بدون در نظر گرفتن واقعیتهای میدانی و اجماع همسایگان، میتواند دیپلماسی را در بنبست قرار دهد. حالا در شرایطی که صدای انفجارها هنوز قطع نشده، این پرسش بزرگ پیش روی دستگاه دیپلماسی است: وقتی حتی شرکای راهبردی از کارت وتو استفاده نمیکنند، آیا زمان بازنگری در مدل مدیریت بحران منطقهای فرا نرسیده است؟